X
تبلیغات
امیدی دوباره

امیدی دوباره|وبلاگی برای همه
اینو زدم تا بدونی،موقع رفتنت نبود خدانگهدارت باشه،گرچه دلم راضی نبود
حق نداری که بگذری،از حرف من به سادگی زدم که یادت بمونه،هر جا میری باید بگیاینو زدم،اما دلم،که از تو دل نمیکنه وای بمیرم رو صورتت جای انگشتای منهگریه نکن عزیز من،الهی دستم بشکنه اما بدون هرجا بری،خاطره هات مال منهبرو ولی بدون که من میمونم توی حسرتت آره الهی بشکنه دستی که خورد تو صورتتقربون گریه هات برم رفتنتم به دل نشست باید پیاده شیم گلم،قایقمون به گل نشست اینو بدون فدات بشم ، تو بدترین وضعیتم اینو زدم تا بدونی از دست تو ناراحتمتصمیمتو عوض نکن،اگه میخوای بری،برو درسته که زدم ولی،خیلی دوست دارم تو روالهی قربونت برم،خیلی برام بودی عزیز از پیش من برو ولی،خاطره هامو دور نریزاینو زدم،اما دلم،که از تو دل نمیکنه وای بمیرم رو صورتت جای انگشتای منهگریه نکن عزیز من،الهی دستم بشکنه اما بدون هرجا بری،خاطره هات مال منهاگرچه خیلی داغونه،حرمتی داره این خونه زدم که جای حلقمون رو صورتت خونه کنهالهی قربونت برم،اشکات آتیشم میزنه آخ روی ماهشو ببین،الهی دستم بشکنهاینو زدم داری میری،یادت باشه مردی داری زدم ولی یادم نبود،بخوام نخوام باید بریاینو زدم یاد بگیری،اگرچه قیدمو زدی وقتی که میپرسم کجا،جواب سر بالا ندی بیچاره من، که بعد تو آواره میشم باورم نمیشه که رفتی از پیشم رو زمین گشتم ولی اما به سختی اومدم به دیدنت اما تو رفتیچاره ی درد من،مرگم رسیده اینجا حتی قبله هم صبرم نمیدهاومدم نذارم عشقتو ببازی اما این رسمش نبود مهمون نوازیمی میرم،اگه از تو نشونی نمونه عزیزم می سوزم،تو نیای چشامو من به در میدوزممی میرم،نگو رفتن من واست فرقی نداره من میرم،اما گریه نکن دیگه فایده ندارهمیرم میرم میرم بدون وداع میرم میرم میرم به خاطره هامیرم میرم میرم خداحافظبیچاره ام خسته ام چشم انتظارم توی این پس کوچه ها تنها نذارمنیستی از تاریکی شبا میترسم بیوفا،دارم توی سرما میلرزممیترسم از غصه ها دووم نیارم آخه هیچ نشونه ای از تو ندارمآروم آروم دارم ار غصه میمیرم تو بگو نشونتو از کی بگیرم می میرم،اگه از تو نشونی نمونه عزیزم می سوزم،تو نیای چشامو من به در میدوزممی میرم،نگو رفتن من واست فرقی نداره من میرم،اما گریه نکن دیگه فایده ندارهتموم زندگیم اینه،من و بغض و در و دیوار.چی مونده ازتن خستم که میخواد بشینه اینبار.میرم خداحافظ...قرار تنهایی ما روز جدایی فردا بودخلاصه فردا واسه ما شروع کل دردا بودفردا قرار بود من و تو از همدیگه جدا بشیمفردا قرار بود همدم گریه ی بیصدا بشیماز تو چه پنهون گل من من خیلی وقته بی تو امدیروز و فردا نداره برام چه سخته بی تو امیادش بخیر قلب تو بود برای من سنگ صبور میخواستم عاشقت کنم هر جور شده حتی به زور...دیگه مجبور نیستی هرجا که می ریازم اجازه ی رفتن بگیریمیشه با هرکی که میخوای بجوشیاصلاً هرچی دلت میخواد بپوشیمیشه  به هرکی دلت خواست دل ببندییا با غریبه ها بگی بخندیوقتی دیر می کنی یا میری جاییدیگه نیستم بهت بگم کجاییدیگه نیستم بهت بگم کجایی...نرو تنهام نزار با درد و غم هاماگرچه دلخوری از خیلی حرفامبه قرآنی که از سایش گذشتمبه مرگ هر دوتامون خیلی تنهامنگو می بینمت یه روز دیگهآخه احساس من اینو نمی گهنمی تونم قبول کنم نباشمتر و خشکت کنه یه مرد دیگهتر و خشکت کنه یه مرد دیگه...خداحافظ همیشه بهتر ازمنهمیشه یا که هر جا سر تر از منتو چشمات بهترین بودم تو دنیانمی دیدی اگرچه کمتر از منخداحافظ که رفتم بی بهونهاز این خونه دلم بدجوری خونهبه جای سر به روی شونه منتو یادم خاطرات تو می مونهتو یادم خاطرات تو می مونه...اگه کوه طلا واست بیارهاگه دنیارو زیر پات بزارهبازم دستای خالیم خوب می دوننکه هیشکی قدر من دوست ندارهگلت خشک شد ولی هرگز نمردهزمان بوی تورو از خونه بردهدلم خوش بود میای یه شب تو خوابمولی چند ماهه که خوابم نبردهداری می ری ولی پیشت می مونمواست هیچی نبودم خوب می دونمولی من در عوض هرجا که باشمواست تا آخر عمرم می خونمواست تا آخر عمرم می خونم...شاید خیلی چیزا می خواستی،امامنم هیچی نداشتم پات بریزمانقدر بغضمو پنهون کردم از تواز اون روزی که تو رفتی ، مریضمقدیما یادمه می رفتی جاییهمیشه یه خداحافظ می گفتیچقدر آسون شدم باهات غریبهبازم پشت سرم چیزی شنفتی؟...الان داغی نمی فهمی چی میگیمدیونی اگه یادم نیفتی     گل خشکی لای دفتر اشک گوشه ی چشام              عکستو گوشه ی تاغچه این همه خاطره هامیه دل پر از گلایه با یه شمع نیمه سوخته                      دو تا چشم پر حسرت دیده به گوشه ای دوخته یه اتاق سرد وتاریک یه گل خشک ویه نامه                  تو دلم آواره اندوه اشک هنوز توی چشامه خدا وصیت منو گوش بده ناممو بخونشاید دیگه من نباشم مواظب عشقمون بمونمیسپرمش بهت میرم تموم تارو پودمویه وقت نیاد برنجونی کسل کنی وجودموخدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشوکسی نیاد تو زندگی بشینه زیر سایشوبهش بگه دوسش دارهخیلی بده زمونمونخدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمونفردا قراره منو و تو از همدیگه جدا بشیمفردا قراره همدم گریه بی صدا بشیمتو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه میزنمای ادما نگاه کنین غریب شهرتون منمیادش بخیر منو وتو یه قلب پاک و بی غرورحالا چی شد عوض شدی دلت کجاس سنگ صبورمن تو رو عاشق میکنم هر جور شده حتی به زور خاکم نکنیدخاکم نکنید بذارید اونم برسهخاکم نکنید بذارید اونم برسهبذارید اونو ببینم وقتی به حرفم می رسهخاکم نکنید هنوزم عشقم رو ندیدم این همه آماده شدم یه کفن دورم کشیدنتابوت منو بذارید اونم بگیرهحس کنم عاشقمه وقتی که گریش می گیرهاشکای اونو کی به جای من کنه پاک خداحافظ عشقم که منو برده زیر خاکخاکم نکنید بذارید اونم ببینهپیکر آشفته ی من بی رمق روی زمینهخاکم نکنید بش بگید حالا که مردم تو این جشن خشک و خالی اونو به خدا سپردم بگی نگیبگی نگی این روزا بازم خیلی دلم تنگه برات               بدجوری تنهام دوباره بی تو با اون رنگ چشات      بگی نگی چند وقته که دلتنگیام زیاد شدهباز هوای تو رو دارمبهونه هام خیلی شده                       بخوای نخوای دوست دارم             بیای نیای منتظرم                               بگی نگی دق میکنم اگه تو تنهام بذاری        بگی نگی این روزا بازم خیلی دلم تنگه براتبدجوری تنهام دوباره بی تو با اون رنگ چشات             بگی نگی چند وقته که دلتنگیام زیاد شده    باز هوای تو رو دارم                بهونه هام خیلی شده                 کاشکی تو گرمای نگات بغض یخیمو بشکنم                       حس بکنم که عاشقم شاید که باورت کنم          تو لحظه های خستگیم سر روی شونت بذارمتو اوج بی کسیم نیای  به گریه عادت میکنم یه روز دیگه پیشم بمون هر جا بری هر چی بشه بدون که دل نمی کنم هر کی سر راهت اومد بدون که عاشقت منمهر چی بگی همون میشم هر چی بخوای بهت میدمهر جا بری باهات میام  جواب قلبتو میدم اما بدون بدون تو روز و شبم نمیگذرهاگه که پیشم نباشی دیگه خوابم نمیبرهاما هنوز تو خاطرم یاد تو میمونه بدوناین دفعه هم طاقت بیار یه روز دیگه پیشم بموندیگه پیشم بمون       دیگه پیشم بمون حالا که میری از پیشم فقط بدون دوست دارمبیا که دل تنگت میشم سر روی شونت بزارمهر جا باشی بدون که من چشمام هنوز به راهتچه جوری که واسه تو جدایی خیلی راحت اگه بری نمیتونم  یه لحظه همراهت باشمداری میری فقط بگو تا کی چشم به راهت باشمحالا که میری از پیشم فقط اینو یادت باشهگرچه دلم سیر ازت  خدا نگهدارت باشه  خدا نگهدارت باشه یه روز دیگه پشم بمون ...مسافرقسمت نشد ببینمت ،خدانگهداری کنمفرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنمگفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته براتاگه یه وقت بگی نرورفتن پر از درده برامگفتم صداتو نشنومندیده از پیشت برمپشت سرم زاری نکن چی کار کنم مسافرم...من میرم ولی باز ،تو بدون همیشه یاد تو از خاطر من، فراموش نمیشهگل من خوب می دونی،بی تو تک و تنهام عزیزماگه تو نباشی می میرم....نامه رو تا تهش بخونگریه نکن طاقت بیارنامه رو خط خطی نکندو جمله رو هم دووم بیارباور نکن یه بی وفامنامه میذارم و میرمنه ،قسمت زندگی اینهبه کی بگم مسافرم...سهم من از تو دوریتو لحظه های بی کسیمقشنگی قسمت ماستکه ما به هم نمی رسیم.......من میرم ولی باز ،تو بدون همیشه یاد تو از خاطر من، فراموش نمیشهگل من خوب می دونی،بی تو تک و تنهام عزیزماگه تو نباشی می میرم....همیشه زنده می مونه با یاد تو ترانه هاممنو ببخش اگه بازم ، اشکام چکید رو نامه هامدیگه تموم شد فرصت ، خاطره هام پیشت باشهتموم خاطرات خوش ، خدانگهدارت باشه...
موضوعات مرتبط: شعروآهنگ

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 17:59 | نویسنده : ناشناس |
تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:48 | نویسنده : ناشناس |
 تصاویر خوانندگان
[تصویر:  ali_adol_haghighat.jpg]
[تصویر:  67348506712942974947.jpg]
[تصویر:  15454B.jpg]
[تصویر:  tarkan.jpg]
[تصویر:  12+Tarkan+picture.jpg]
[تصویر:  388318_281713161860873_118570281508496_9...4752_n.jpg]
[تصویر:  1%20large.jpg]


موضوعات مرتبط: تصاویر خوانندگان

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:45 | نویسنده : ناشناس |
عکس هایی از عروسی شینی واندی
امیدوارم لذت ببرید




[تصویر:  mk1js43vvn9f7g4zoknw.jpg]


[تصویر:  ap99kzf0o9chki3xnqe.jpg]


[تصویر:  o7diezo5wq66ijclwzjo.jpg]

[تصویر:  u94vfp8ndps8ewrobnnc.jpg]


[تصویر:  rxt44cptt7jjvmsj6wd.jpg]


[تصویر:  iieexxp7l9uk6dqyrrdz.jpg]


[تصویر:  a07ilpx2hiqwjdcwyn.jpg]


[تصویر:  c6l5ijp7icwn8l0wrsz.jpg]


[تصویر:  9x5q5bw2sy0ehbes5zdv.jpg]


موضوعات مرتبط: تصاویر خوانندگان

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:42 | نویسنده : ناشناس |
تصاویری از نانسی عجرم و ۲ دخترش
نانسی عجرم خواننده معروف لبنانی به همراه دختر ۱سال و ۳ ساله اش

[تصویر:  d66ovfwtbsrhny24b85.jpg]
[تصویر:  j73csh50ogd6oswcoa94.jpg]
[تصویر:  a56rcoozcf6z7xub5.jpg]
[تصویر:  026qo3q586ibomlyga0.jpg]


موضوعات مرتبط: تصاویر خوانندگان

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:38 | نویسنده : ناشناس |
هنر نمایی خواننده معروف آمریکا در شب کریسمس + عکس
این خواننده 17 ساله نه تنها به خاطر صدای زیبا و چهره جذابش مشهور است بلکه فوق العاده با استعداد است.

جاستین در شب جشن کریسمس با نواختن آهنگی با پیانو همه را متحیر ساخت. در این ترانه کارلوس سانتا گیتاریست رویایی نیزوی را همراهی کرد تا یکی از آهنگهای محبوب گروه بیتل ها که مربوط به سال 1970 است دوباره اجرا شود.

[تصویر:  13256000111.jpg]

[تصویر:  13256000112.jpg]

این جشن در شب کریسمس در لوس آنجلس برگزار شد و خوانندگان بزرگ دیگری چون: لیدی گاگا، جادن اسمیث،سی لو، پیت بول،و درک نیز حضور داشتند


موضوعات مرتبط: تصاویر خوانندگان

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:34 | نویسنده : ناشناس |
آنجلینا جولی و دوقلوهایش در حال خرید+تصاویر
[تصویر:  9d3qda3zu6prdg53teq.jpg]

[تصویر:  nqywomb4q08q80l6xmr1.jpg]

[تصویر:  bzf17th89cmeo83fchj.jpg]

[تصویر:  yxlrxn4dbyfv9qqe8c4.jpg]

[تصویر:  2lmpukyutqko1eze9016.jpg]


موضوعات مرتبط: تصاویربازیگران(خارجی.ایرانی)سینما

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:33 | نویسنده : ناشناس |
مشکلات پوستی خودراچگونه راحت تر درمان کنید
پیشگیری ازآکنه : 

آکنه مخصوص نوجوانان نیست بسیاری ازبزرگسالان نیزمبتلابه آکنه هستنداسترس درانسانهاتعادل هرمونی رامختل میکندواین اولین عامل ایجادآکنه است.روشهای ساده یبسیاری برای مقابله باآکنه وپیشگیری ازظهورآن وجود دارد : 
هیچ گاه سعی نکنیدجوش هارا تخلیه کنیدبا این کار فقط موجب عودآنهامی شوید. 
ازنورخورشیدبرای درمان جوش استفاده نکنیدچون خودنورخورشیدآسیبهای جدی زیادی به پوستتان وارد می کنداگرچه گاهی با این کارجوش ها موقتاکاهش می یابند امانورخورشیدموجب می گرددمیزان مرگ سلولی افزایش یافته منافذمسدودگردندوپوست دچارلک شود. همواره هنگام بیرون رفتن ازکرم ضدآفتاب استفاده کنید. 
درموردنقاطی ازپوست که به آن تکیه می دهیددقت کنید. گوشی تلفن رابه چانه ی خودنفشارید. برای استراحت چانه ی خودرابه دستتان تکیه ندهیدویامرتب به چهره ی خوددست نمالیدچنین حرکاتی موجب تحریک آکنه می شوند. 
همزمان ازچندنوع ماده ی آرایشی استفاده نکنید. استفاده ی همزمان ازیک ضدآفتاب غلیظ و مرطوب کننده وکرم پودر می تواندموجب مسدودشدن منافذپوستتان گردد. 
استفاده ازمحصولات آرایشی مومی تواندموجب بروزجوش در اطراف خط رویش مووگردن وشانه هاوپشت شود. درصورت مشاهده ی چنین علامتی بهتراست ازمحصول آرایشی دیگری استفاده کنیدومراقب باشید موادآرایشی مخصوص موبا پوستتان تماس پیدانکندچون خودآنها به پوست شما آسیب می رسانند. 

درمان آکنه : 

مقداری آب سیر را روی جوش هایی که کاملا دیده می شوندورسیده هستندبمالید. 
آکنه را با بنزوئیل پروکساید می توانید درمان کنید. می توانید این ماده را ازداروخانه تهیه کنید. 
جوش روی چهره تان راباکمک قطره های برطرف کننده ی قرمزی چشم می توانید مخفی کنید. یک قطره روی جوش ریخته وآن را به مدت ده تاپانزده دقیقه روی جوش بمالید. 
یک پاکت کوچک مخمر را بامیزان کافی از روغن چوب چای مخلوط کنیدتا خمیرنرمی بدست آید. این خمیر را روی جوش های رسیده بمالیدوروی آن را باپارچه یا باند ببندیدو اجازه دهیداین خمیربه مدت یک شب برروی جوش بماند. مخمرباکتری ها رابه سطح پوست می آوردوروغن چوب چای باآنها به مقابله می پردازد. با این ترفند ممکن است صبح روز بعدجوش ها ازبین رفته باشند. 
یک گلوله ی پنبه ای را درون آب نمک ولرم بخیسانیدوسپس آن را روی جوش به مدت سه دقیقه فشار دهید. 
برای پاک کردن عمقی منافذوازبین بردن باکتری ها کمی عسل را روی جوش بمالیدوبه مدت ده دقیقه صبرکنید. 

جوش های سرسیاه : 

یک چهارم پیمانه آب جوش را بایک قاشق چای خوری سولفات منیزیم وسه قطره ید مخلوط کنید اجازه دهیداین محلول تاحدی سردشودکه بتوانیدبه راحتی آن رالمس کنید . یک گلوله پنبه رادراین محلول خیسانده وآن را بر روی جوش های سرسیاه بمالید این محلول جوش ها رانرم کرده وبدین شکل می توانید به راحتی آنهارا با کمک یک گاز استریل از پوست خارج کنید . 

پوست خشک وحساس : 

یک چهارم پیمانه روغن زیتون را در ماکروفر گرم کنید.قبل از استفاده ازدمای مناسب روغن اطمینان حاصل کنید . پوست رابا روغن گرم ماساژ دهید سپس آن را باکمک دستمال حوله ای از روی پوست پاک کنید. 

لک های قهوه ای : 

دوقاشق غذاخوری آب لیمورابایک بسته ی کوچک شکرخام مخلوط کنید .خمیر بدست آمده رابا کمک یک مسواک کهنه روی لک بمالید. قبل از شستشوی پانزده دقیقه صبرکنید . 

لک های پیری : 

برای پاک کردن چنین لک هایی می توانید یک نیمه لیمورا مستقیما روی لک قرار دهید وبه مدت ده دقیقه نگه دارید. اگردستتان هنگام نگه داشتن لیموخسته می شود آرنجتان رابه میزی تکیه دهید . سپس پوستتان را با آب گرم بشویید. 

منافذگشادشده ی پوست : 

یک نیمه ی خیار راحلقه حلقه ببرید . حلقه های خیار را درون یک چهارم پیمانه گلاب ویک قاشق چای خوری هاماملیس بخیسانید(ازعطاری یا داروخانه تهیه کنید). این مخلوط رامدتی دریخچال قراردهید.پوست چهره ی خودرابشویید وحلقه های خیار را روی پوست بچینید با این کار منافذ پوست کمتربه نظر می رسند وپوست کشیده تر می شود اگر از این مخلوط باقی ماند می توانید آن را به مدت بیش از یک هفته دریخچال نگه دارید. 

پوسته پوسته شدن : 

مقدارکمی ازعسل راروی پوست چهره ماساژدهید. اجازه دهیدعسل به مدت ده دقیقه روی پوست بماند . سپس آن را باگلوله ای پنبه ای که درآب گریپ فروت خیسانده اید ازروی پوست پاک کنید. پنج دقیقه صبرکنیدسپس صورت خودرا باآب گرم بشویید. 

لطافت بخشیدن به پوست : 

می توان باخیار تونر ملایمی به وجودآورد که ساخت سلول های جوان راتحریک می کند. سه عددخیارپوست کنده رابا مخلوط کن به شکل پوره درآورید. هنگام دوش گرفتن این مخلوط رادرون لیف ریخته وتمام قسمت های پوست بدن رابا آن مالش دهید و درانتها پوست بدنتان را خوب آبکشی کنید. 

{ *** آیا می دانیدکلئوپاترا مشهورترین زن زیبای جهان هر روز دو عدد خیار درون رودنیل قرارمی دادتاخنک وباطراوت گردند. او ازحلقه های خیار برای زیبا نمودن پوست خودبهره می گرفت . کلئوپاترا حلقه های خیار را بر روی تمام قسمت های پوست بدن خودمی مالید . خیار حاوی هورمون های ضدچروک است و ph آن 5/5 می باشد یعنی همان ph پوست . ازخیاربرای پاک کردن منافذ پوست وسفت کردن آن استفاده کنید . پس ازهربارتراشیدن موهای پا پوست پاهایتان را با حلقه های خیار ماساژ دهید وسپس آنهارا چرب کنید . 

پوست خشک وترک دار: 

یک قاشق غذاخوری جلبک قهوه ای خشک رابا یک قاشق غذاخوری روغن نباتی مایع مخلوط کنید . این مخلوط را روی مناطق خشک پوست بمالید پوست را با یک لیف کلفت پاک کنید . 

تونر برای پوست های چرب : 

چندعددگوجه فرنگی رابامخلوط کن به شکل پوره درآورید. ازیک گلوله ی پنبه ای استفاده کرده و پوره ی گوجه فرنگی را روی پوست چهره بمالید . پانزده دقیقه صبرکنیدوسپس صورت خودرا با آب گرم آبکشی نمایید. گوجه فرنگی حاوی اسیدهای جذب کننده ی چربی است وپوسته برداری طبیعی به شمارمی آید. 

فعلا این مطلب را همینجا تمام می کنم اما اگر درموردمشکلات پوستی سوالی داشتید بپرسید جواب می دهم . ازهمه شما ممنونم


موضوعات مرتبط: دانستنی ها وموضوعات علمی

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:30 | نویسنده : ناشناس |
 هشدارناسادرباره ی خاموشی جهان
ناسا در هشداری اعلام کرد که یک توفان خورشیدی که در سال ۲۰۱۲ به زمین می رسد موجب خواهد شد که برق تمام دنیا خاموش شود.
به گزارش مهر، در هشدار ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است که میلیونها نفر در سال ۲۰۱۲ بدون برق و در نتیجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام یخچالها، تلفنهای همراه و ماهواره ها خاموش می شوند.
از ماه دسامبر فعالیت خورشید به آهستگی روبه افزایش می رود. نیروی مغناطیسی این ستاره هر ۱۱ سال یکبار به نقطه ای می رسد که در آن پیک پدیده های فورانهای خورشیدی و پرتاب تاجهای خورشیدی بزرگ مشاهده می شود. این پدیده ها منجر به آزاد شدن میزان زیادی انرژی و تشعشعات می شود. این فورانها می تواند به زمین نیز برسد و منجر به ایجاد توفانهای ژئومغناطیسی زمین شود.
اتمسفر زمین می تواند از این برخوردها خود را مصون نگه دارد اما خسارات جدی را بر روی ساختارهای اجتماعی و اقتصادی روی زمین وارد می کند.
ستاره شناسان این پدیده ها را از سال ۱۸۵۹ رصد کرده اند. در آن زمان یک توفان ژئومغناطیسی ویژه در خطوط تلگراف اروپا و آمریکا اختلال ایجاد کرد. در ماه می ۱۹۲۱ توفان دیگری بسیاری از خطوط برق و تلفن را در دو سر اقیانوس اطلس خارج از استفاده کرد.
در گزارش ۱۳۲ صفحه ای [مشاهده ی لینک فقط برای اعضاء برای عضویت اینجا را کلیک کنید...]

و آکادمی ملی علوم آمده است: “انرژی برق کلید فناوری جامعه مدرن امروزی است و تمام زیرساختها و سرویسها به آن وابسته هستند. اگر توفان سال ۱۸۵۹ امروز اتفاق بیفتد به طور حتم خسارتهای اجتماعی و اقتصادی وسیعی برجای خواهد گذاشت.”
براساس گزارش نیوساینتیست، در سال ۱۹۸۹ شش میلیون نفر در کبک کانادا به مدت ۹ ساعت به سبب یک توفان ژئومغناطیسی که ۱۰ برابر ضعیف تر از توفان سال ۱۹۲۱ بود بدون برق ماندند. اگر حادثه ای مشابه آنچه که در سال ۱۹۲۱ رخ داد تکرار شود تعداد افراد بدون برق به ۱۳۰ میلیون نفر افزایش خواهد یافت و تکرار حادثه ای مشابه سال ۱۸۵۹ که بسیار قویتر از توفان ۱۹۲۱ بود دو هزار میلیارد دلار خسارت وارد خواهد کرد.
به گفته دانشمندان ناسا، پیک بعدی این توفانهای خورشیدی بین سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ خواهد بود که جامعه علمی هنوز بر سر شدت فعالیت خورشید در این دوره جدید به توافق نرسیده اند.

برگرفته از هشدار ناسا: سال ۲۰۱۲ تمام دنیا خاموش می شود - پی سی سیتی


موضوعات مرتبط: خبر ها

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:29 | نویسنده : ناشناس |
سنگ قبر عجیب 1فردعشق ماشین!!+عکس
به گزارش پیمانه به نقل از ایرانتو دوستان و خانواده Steve Marsh که در سن 51 سالگی درگذشته، تصمیم گرفتند به یاد او، یک دستگاه بی ام و اسپرت مشکی رنگ با پلاک Steve1 را بر روی سنگ قبر او بگذارند.
چنین کاری برای اولین بار و با کسب مجوز از مسئولان قبرستان انجام شده است.
[تصویر:  alw2s547bx13j0u7q13.jpg] 


موضوعات مرتبط: خبر ها

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:27 | نویسنده : ناشناس |
Lightbulb اختراع ساعتی که وقوع زمین لرزه رااطلاع میدهد!!
محققان ساعت جدید ابتکاری ارایه کرده اند که پیش از وقوع زمین لرزه پیام های هشدار دهنده منتشر می کند. 
شرکت ساعت سازی Citizen این ساعت مفهومی هشدار دهنده را در نمایشگاه CEATEC ژاپن -۲۰۰۷ در معرض دید عموم قرار داده است.
این ساعت که با همکاری شرکت ساعت سازی Rhythm Watch طراحی و ساخته شده در حقیقت ترکیبی از دریافت کننده هشدار اولیه زمین لرزه (EEW) و یک ساعت آنالوگ است.
این ساعت حساس به ارتعاشات زمین لرزه ای تا زمانی که دریافت کننده، لرزش های اولیه را دریافت کند همچون یک ساعت معمولی عمل می کند. مکانیزم این ساعت به گونه ای است که به واسطه آغاز ارتعاشات درون زمینی سریعتر عمل کرده و این درحالی است که عقربه های دقیقه و ثانیه شمار، شمارش معکوس آغاز زمین لرزه را نشان می دهند.
بر اساس گزارش گیزمگ، این ساعت مفهومی، هشدار دهنده اولیه زمین لرزه است که با استفاده از سیستم صوتی هشدار دهنده، لرزاننده و سایر تجهیزات حساس نصب شده کاربر را مطلع می کند.
این ساعت به گونه ای طراحی شده است که پس از دریافت داده های اولیه به محاسبه دقیق شدت لرزش ها و زمان آغاز زمین لرزه با توجه به مکان دریافت داده ها می پردازد.


موضوعات مرتبط: دانستنی ها وموضوعات علمی

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:25 | نویسنده : ناشناس |
ه نظرشما این دایره ها متحرک اند یانه؟خیلی جالب
[تصویر:  pl4ah806pm43x0yna6d.jpg]


موضوعات مرتبط: دانستنی ها وموضوعات علمی

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:25 | نویسنده : ناشناس |
Photo رفع علائم پیری با مصرف یك نوع نوشیدنی فضایی+عکس
تهران- محققان می گویند: نوشیدنی فضایی كه توسط ناسا برای محافظت از فضانوردان در مقابل پرتو ساخته شده است می تواند باعث كاهش چین و چروك شود و علائم پیری را در طول چهار ماه برطرف سازد.

[تصویر:  rm651gnfkqkhkw5l3er.jpg]



به گزارش ایرنا و به نقل از روزنامه دیلی میل، گروهی از محققان دانشگاه 'یوتا' متوجه شدند كه این نوشیدنی فضایی كه بهAS10 معروف است چین و چروك، لكه ها و آسیب های ناشی از تابش نور خورشید را پس از چهار ماه به طور چشمگیری كاهش می دهد. 

محققان در آغاز این مطالعه كه بر روی 180 نفر انجام شد، با گرفتن یك نوع عكس ویژه وضعیت پوستی آنها را زیر پرتو انواع مختلفی از نور مورد بررسی قرار دادند. 

محققان چهار ماه پس از این كه افراد مورد مطالعه روزی دو وعده از این نوشیدنی فضایی مصرف كرده بودند، وضعیت پوستی آنها را با استفاده از این همین نوع عكس خاص مورد بررسی قرار دادند. 

در این مطالعه دیده شد كه لكه های ناشی از تابش اشعه UV تا 30 درصد و چین و چروك های تا 17 درصد كاهش یافته بود. 

این نوشیدنی فضایی همچنین به عنوان یك مكمل غذایی به منظور محافظت از فضا نوردان در برابر اثرات مخرب مقدار زیاد پرتوی خارج از اتمسفر درست شده است. 

این نوشیدنی حاوی مخلوطی از میوه ها از جمله یك میوه برزیلی از خانواده گیاه كاكائو، گلابی خاردار است كه تمام مولفه های لازم را برای مسدود كردن اثرات مخرب ناشی از تابش پرتو، تولید می كنند. 

همچنین انگور، چای سبز، انار و سبزیجات از دیگر مولفه های سازنده این نوشیدنی فضایی به شمار می روند. 

ذرات پرتو، مولكول های اكسیژن را در بدن برای ایجاد گونه هایی از اكسیژن فعال تغییر می دهد و رادیكال های آزادی به وجود می آورند كه سلول ها را در رویه ای كه تنش های اكسیداتیو خوانده می شود از بین می برد. 

این رویه با ابتلا به بیماری هایی مانند سرطان و آلزایمر ارتباط دارد. 

همچنین گفته می شود كه این مولكول های سمی در رویه پیری پوست نقش دارند. 

به گفته محققان AS10 باعث بهبود وضعیت پوستی می شود زیرا مقدار زیاد آنتی اكسیدانی های موجود در این نوشیدنی، تنش های اكسیداتیو را از بین می برد و به پوست اجازه می دهند كه به طور عادی التیام یابد. 

پوست اولین بافت بدن است كه در معرض اشعه های UV قرار می گیرد و نسبت به تنش های اكسیداتیو حساس است.


موضوعات مرتبط: دانستنی ها وموضوعات علمی

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:23 | نویسنده : ناشناس |
Lightbulb اعجازعددی قرآن!!جالب حتمابخونید
اعجاز عددی در قرآن مجید 

کلمات و دفعات تکرار در جمع آیات قرآن مجید

حتماً تا آخرش رو بخونید به نكته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی بسیار زیبا وجالبی می‌رسید.
دنیا (یکی ازنام های زندگی): ١١۵

آخرت (نامی برای زندگی پس از این جهان): ١١۵

ملائکه: ٨٨

شیاطین: ٨٨

زندگی: ١۴۵ 

مرگ: ١۴۵

سود: ۵٠ 

زیان: ۵٠

ملت (مردم):۵٠

پیامبران: ۵٠ 

ابلیس(پادشاه شیاطین): ١١ 

پناه جوئی از شرّ ابلیس: ١١

مصیبت: ٧۵ 

شکر: ٧۵

صدقه: ٧٣ 

رضایت: ٧٣

فریب خوردگان (گمراه شدگان): ١٧ 

مردگان (مردم مرده): ١٧

مسلمین: ۴١

جهاد : ۴١

طلا : ٨ 

زندگی راحت: ٨

جادو: ۶٠ 

فتنه: ۶٠

زکات: ٣٢ 

برکت: ٣٢

ذهن : ۴٩ 

نور: ۴٩

زبان: ٢۵ 

موعظه (گفتار، اندرز): ٢۵

آرزو: ٨ 

ترس: ٨

آشکارا سخن گفتن (سخنرانی): ١٨ 

تبلیغ کردن: ١٨

سختی: ١١۴ 

صبر: ١١۴

محمد (صلوات الله علیه): ۴ 

شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص): ۴

مرد: ٢۴ 

زن: ٢۴



و نیز جالب خواهد بود به دفعاتی که کلمات زیر در قرآن ظاهر شده اند نگاهی داشته باشیم:





نماز: ۵

ماه: ١٢

روز: ٣۶۵

دریا : ٣٢ ، زمین (خشکی): ١٣

دریا + خشکی ۴۵= ٣٢+۱۳

دریا =۷۱/۱۱%=۴۵/(۳۲)



خشکی =۲۸/۸۹% =۴۵/(۱۳)



١٠٠% = دریا ۷۱/۱۱% + خشکی۲۸/۸۹%



دانش بشری به تازگی اثبات نموده که آب ۷۱/۱۱۱% و خشکی ۲۸/۸۸۹% از کره زمین را فراگرفته است.

قابل توجه اونایی که میگن ازکجا معلوم سخنان قرآن درست باشه ....Cool


موضوعات مرتبط: مذهبی

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:22 | نویسنده : ناشناس |

گرچه قرآن کتاب علوم نیست و به منظور مسایل علمی نیز نازل نشده است و منظور و هدف قرآن هدایت و رهبری جامعه بسوی سعادت دنیا و آخرت است ولی در عین حال قرآن در بسیاری موارد از این گونه مسایل در راه هدف خاص خود بهره برده است و از آنها به صورت نشانه‌هایی از قدرت لایزال الهی یاد کرده است. لذا در موارد متعددی، اشاره به بسیاری از اسرار خلقت نموده است. این امر خود نشان دهنده آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل به اسرار طبیعت داشته است و او کسی نیست جز آفریننده طبیعت. در زیر سه مورد از این اسرار را که در قرآن آمده است، به اختصار بیان می‌نماییم:

الف) اشاره به حرکت زمین:
"الذی جعل لکم الارض مهدا"(سوره طه، آیه 53)
"آن خدایی که زمین را برای شما مانند گهواره قرار داد."
در این آیه، قرآن با کنایه، اشاره به حرکت زمین می‌کند و آن را به گهواره‌ای تشبیه می‌کند و می‌دانیم به واسطه حرکت گهواره است که طفل در آرامش به سر می‌برد و بدینسان به حرکت زمین اشاره می‌کند. علت این امر که قرآن با صراحت به حرکت زمین اشاره نمی‌کند آن است که این جملات در زمانی نازل شده است که جز سکون زمین و حرکت افلاک به دور آن چیز دیگری برای بشر مطرح نبود. توضیح بیشتر آنکه هنگامی که هزار سال بعد گالیله برای اولین بار اعلام کرد که زمین حرکت می‌کند او را محکوم به اعدام کردند. از همین جا می‌توان فهمید که اگر قرآن با صراحت مسأله حرکت زمین را مطرح می‌کرد به طور وسیعی مطرود می‌گشت و بنابر این قرآن این مطلب را با لطافت خاصی بیان نموده است. که اولاً با نظرات مردم آن زمان صریحاً منافات نداشته باشد و ثانیا حقیقت را بیان کرده باشد.

ب) اشاره به عمل لقاح توسط باد:
"و أرسلنا الریاح لواقح" (سوره حجر، آیه 22)
"و ما بادها را عامل لقاح قرار دادیم."
قرنها پس از نزول قرآن بود که زیست‌شناسان پی به اثر بادها در انجام عمل لقاح در گیاهان شدند و این از معجزات قرآن می‌باشد.

ج) "و أنزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس" (سوره حدید، آیه 25)
"و ما آهن را که در آن صلابت و محکمی شدید و منافعی برای مردمان در آن است نازل نمودیم."
تا قرن هجدهم یعنی دوازده قرن پس از نزول قرآن هنوز کارهای فلزی در نهایت ضعف بود و نه تنها ارزش آن شناخته نشده بود بلکه اساسا مهم و قابل توجه تلقی نمی‌شد تا این که ناگهان چشم دنیا به آهن دوخته شد و رقابت عجیبی در میان دانشمندان برای استخراج و استفاده بهتر از آن به وجود آمد تا آنجا که این دو قرن اخیر دوران نهضت و پیشرفت فلز اطلاق شده و دنیا منافع آن را حتما آنچنان که باید دریافته و صدق یکی دیگر از حقایق قرآن نقاب از صورت به یک سو زده است. این امر در خور توجه است که قرآن در میان تمام فلزات انگشت بر روی آهن گذاشته است و از منافع آهن سخن می‌گوید و امروزه این امر به وضوح مشهود است که کارآیی آهن از سایر فلزات بیشتر می‌باشد.

2- قرآن و اخبار آینده: قرآن در موارد متعددی شامل اخبار غیبی است که بعدا به وقوع پیوسته است. این امر حاکی از آن است که قرآن از طرف کسی نازل شده است که می‌تواند خبر از غیب بدهد و او کسی نیست جز خدای متعال که تنها داننده غیب به صورت مطلق اوست. آیاتی که قرآن در آنها به ذکر پیشگوییهایی پرداخته است، بسیار زیاد است که ما در اینجا به چند مورد اشاره می‌کنیم:

الف) قبل از آنکه مکه توسط مسلمین فتح شود پیامبر در عالم رؤیا دیدند که به نشانه خروج از احرام موهای سر خود را تراشیده‌اند و از آنجا که رؤیای انبیاء رؤیای صادقه است به اصحاب خویش وعده دادند که به‌زودی وارد مسجد الحرام می‌شوند. در سال ششم هجری آن حضرت به همراه جمعی از اصحاب به قصد زیارت خانه خدا راهی مکه شدند که در بین راه مشرکین در منطقه حدیبیه از حرکت آنان جلوگیری کردند و کار به صلح حدیبیه انجامید و قرار شد مسلمانان برگردند و سال بعد برای انجام مراسم حج عازم شوند. پس از انعقاد پیمان صدای اعتراض بعضی از اصحاب برخاست و صدق رؤیای پیامبر را مورد تردید قرار دادند در چنین شرایطی آیه زیر نازل گردید:
"لقد صدق الله رسوله الرؤیا بالحق لتدخلن المسجدالحرام ان شاءالله آمنین محلقین رؤسکم و مقصرین لا تخافون ما لم تعلموا فجعل من دون ذلک فتحا قریبا"(سوره فتح، آیه 27)
"خداوند صدق خواب رسولش را آشکار خواهد ساخت که شما مسلمانان با دل ایمن به مسجد الحرام وارد شوید و سرها بتراشید و تقصیر کنید بدون ترس و هراس. پس خداوند آنچه را شما نمی‌دانستید مقرر داشت و از پس آن فتحی نزدیک قرار داد."
در این آیه ضمن تأیید رؤیای پیامبر فتح مکه را نیز به مسلمین نوید داده شده است. در سال هفتم هجرت بود که درستی خواب آن حضرت تحقق یافت و مسلمانان به زیارت خانه خدا نایل شدند و یک سال بعد نیز دومین وعده قرآن به وقوع پیوست و در پی شکستن صلح توسط کفار، مکه توسط مسلمین فتح شد.

ب) جنگ بدر نخستین جنگ مسلمانان با کفار قریش بود. کاروانی از کفار مکه با مال التجاره فراوان از نزدیکی‌های مدینه عبور می‌کردند. مسلمین از پیامبر اجازه گرفتند تا به جبران اموال و منازل آنها که در مکه به غارت رفته بود به کفار حمله کنند و اموال آنها را بگیرند. پیامبر اجازه فرمودند و در این هنگام آیه ذیل نازل شد:
"و اذ یعدکم الله احدی الطائفتین انها لکم و تودون ان غیر ذات الشوکه تکون لکم و یرید الله ان یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین"
"و هنگامی که خداوند به شما وعده داد که یکی از دو گروه برای شما خواهد بود و شما دوست می‌داشتید که آن یکی که خالی از رنج بود برای شما باشد و خداوند می‌خواهد که حق را با کلمات خود تقویت و ریشه کافران را قطع نماید."
این آیه نتیجه وقایع جنگ بدر را بیان می‌فرماید. با وجودی که تعداد نفرات دشمن چند برابر نفرات مسلمین بود و نگرانی در بین بعضی مشاهده می‌شد ولی قرآن صریحاً بشارت داد که یا پیروزی در جنگ و یا مال التجاره از آن مسلمین شود.

ج) هنگامی که فرزند پیامبر از دنیا رفت شخصی به نام عاص بن وایل گفت: "همانا محمد ابتر است. پسری ندارد که قائم مقام او باشد و وقتی مرد یاد او منقطع خواهد شد. در این هنگام آیات سوره کوثر بر پیامبر نازل شد:
"انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر"
"ما به تو خیر بسیار دادیم پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن همانا آن کس که تو را سرزنش می‌کند همان ابتر است."
در این آیات خبر داده می‌شود که آن کسی که آن حضرت را ابتر خواند نسلش منقرض و نسل آن حضرت باقی خواهد بود.

3- آورنده قرآن کریم: یکی از مسایل مسلم در زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که بسیار روشن و غیر قابل انکار است "اُمی" بودن آن حضرت است. بدین معنا که آن حضرت نه خوانده بودند و نه نوشته بودند و نه اساسا معلمی دیده بودند. این مسأله آنقدر مسلم است که خاورشناسان معروف غربی نیز در کتب خویش به این حقیقت اعتراف دارند. بر این اساس صدور الفاظی مانند کلمات قرآن کریم که آن همه جنبه‌های اعجازی اعم از فصاحت و بلاغت و اسرار خلقت و اخبار غیبی و… که پیشتر بیان کردیم در آن نهفته است از یک چنین شخصی، قطعا دلیل آن خواهد بود که این کار خدایی است و این علم علمی است که از طریق وحی کسب شده است. قرآن کریم خود در این مورد می‌فرماید:
"و ما کنت تتلوا من قبله من کتاب و لا تخطه بیمینک اذالارتاب المبطلون" (سوره عنکبوت، آیه 48)
"تو ای پیامبر، پیش از نزول قرآن کریم هیچ کتابی را نمی‌خواندی و هیچ نوشته‌ای را نمی‌انگاشتی که در آن صورت، افراد وسوسه‌گر در مورد صحت رسالت تو به تردید می‌افتادند."



یکی از مهمترین اختصاصات پیامبران است تا با ارائه آن به طالبان حقیقت صدق دعوی خود را بر همگان آشکار سازند. اینک ببینیم معجزه آخرین پیامبر چیست. باتوجه به اینکه عصر ما، عصر ختم نبوت است و ما امت خاتم پیامبران، آیا راهی برای درک و مشاهده اعجاز پیامبران بر ما وجود دارد یا نه؟
قرآن معجزه جاویدان پیامبر اسلام است. از آنجا که دین محمدی آخرین و کامل‌ترین ادیان، و شریعت اسلام ختم همه شرایع گذشته‌است و کلام و وحی خدا بر پیامبر ما جاودانه است، معجزه او نیز در طول تاریخ برای گروندگان و راه یافتگان لازم است که جاودانه باشد و این معجزه جاودان، کتاب اوست. پیامبران پیشین چون ابراهیم و موسی و عیسی زمینه اعجازشان غیر از کتاب‌شان بوده‌است؛ چون تبدیل آتش به محیطی سرد وبی ضرر، تبدیل عصا به اژدها و یا زنده کردن مردگان. معجزه‌هایی که همگی مقطعی و مخصوص به مخاطبان خاص بوده‌اند و امروز دیگر ما به چشم آنها را نمی‌بینیم؛ ولی قرآن در عین اینکه کتاب محمد است، برهان قاطع رسالت اونیز هست. برهانی که نه تنها در طول زمان جاودان می‌ماند، بلکه پیشرفت‌های علمی، جنبه‌های مجهولی از اعجاز این کتاب الهی را بیش از پیش بر جهانیان آشکار می‌کند. عصر خاتمیت، عصر رشد علم و فرهنگ است لذا معجزه پیامبر این عصر نیز کتاب است. معجزه‌ای متناسب با دوران آخرین پیامبر.علاوه بر آنکه وقوع بسیاری از معجزات دیگر چون شق القمر یا جوشیدن آب فراوان از چشمه‌ای خشک شده در جنگ تبوک برای پیامبر اسلام ثبت شده‌است، ولی قرآن معجزه اصلی و ماندگار آن حضرت است.
1- قرآن و اعداد شگفت انگیز
می‌دانیم که «یوم»، در عربی به معنای روز و «شهر»، به معنای ماه است و جالب اینکه یوم، در قرآن 365 بار و شهر، 12 بار تکرار شده است.دو کلمه «دنیا» و «آخرت»، در قرآن به تعداد مساوی با هم، هر کدام 115 بار تکرار شده است. دو کلمه «موت» و «حیاه» و مشتقاتشان نیز به تعداد مساوی، و هر کدام 145 بار تکرار شده است.همچنین در آیات قرآن دو کلمه «رجل» (مرد) و «امراه» (زن) به تعداد مساوی هر یک 24 بار آمده است.
2- قرآن و فصاحت و بلاغت: قرآن همچون دیگر کلامها از کلمات تشکیل شده است. هندسه کلمات قرآن به گونه‌ای است که نه می‌توان کلمات آنرا با کلمات دیگر جایگزین نمود و نه می‌توان نظیر عبارات و جملات بی‌بدیل قرآنی، جمله‌ای آورد. اسلوب قرآن نه سابقه دارد و نه لاحقه؛ یعنی نه پیش از آن کسی بدین سبک سخن گفته و نه پس از آن کسی را یارای رقابت و مبارزه با قرآن است. قرآن، کلام فصاحت است، اما فصاحتی بالاتر از فصاحتهای فنی که علوم بلاغت از آن سخن می‌راند. قرآن، آهنگی متناسب با عوالم معنوی دارد. آهنگی که نه در چارچوب نثر می‌آید و نه همگونی و هماهنگی با شعر دارد. از امور شگفت دیگر آنکه پس از تأمل در سیاق قرآن، از یک نظر تصور می‌شود که الفاظ آن در ساختار و ترتیب تابع معانی‌اند و از نظر دیگر چنین می‌نماید که در آن، معانی پیر و الفاظ اند و همواره این تبدل رأی و کشمش نظر وجود دارد. با دقت نظر در الفاظ و معانی قرآن، فکر بر یک جهت مستقر نمی‌شود و معلوم نخواهد شد که تمایل کدامیک بیشتر است.
از دیگر نکات حیرت‌آور اینکه، کلام خود پیامبر که قرآن بر زبان او جاری شده است به روشنی با قرآن متفاوت است. سخنان آن حضرت از خطبه و دعا و حدیث، هیچ‌کدام رنگ و بوی قرآن را ندارد؛ همچنین سخنان حضرت علی، که آینه تمام نمای فصاحت و بلاغت است. برای مثال علی علیه‌السلام در ضمن خطبه‌های فصیح خود، هر جا آیه‌ای از قرآن می‌آورد، آن آیه کاملاً متمایز است و لذا تحدی قرآن و دعوت برهانی آن همچنان و برای همیشه پابرجاست. استعمارگران آمریکا و انگلیس وگردانندگان بازی سیاست جهان، قرنهاست که برای زیرسلطه درآوردن کشورهای اسلامی و غارت ثروت آنان وتضعیف عظمت اسلام، به طور آشکار ونهان با قرآن مبارزه می‌کنند. مدعیان پیروی مسیحیت و کذابان کلیسا نشین، هر سال اموال گزافی را در تضعیف عقاید مسلمین و مبارزه با اسلام هزینه می‌کنند، اما هیچ کدام جرأت آن را در خود ندیده‌اند که هیئتی از سخنوران جهان را تشکیل دهند و به فریاد همیشه برقرار تحدی قرآن پاسخ گویند وحتی یک سوره چون قرآن بیاورند.
3- قرآن و خبر از آینده : قرآن کریم در برخی موارد پیشگویی‌های نموده است که سالها بعد به وقوع پیوست؛ چون شکست ایران از روم. هنگامی که ایران در سال 615 میلادی روم را شکست داد، قرآن با قاطعیت بیان کرد که کمتر از 10 سال دیگر روم، ایران را شکست خواهد داد وبعد همان گونه شد که قرآن خبر داده‌بود.
قوله تعالی:« غلبت الروم فی ادنی الارض وهم من بعد غلبهم سیغلبون فی بضع سنین لله الامر من قبل و من بعد و یومئذ یفرح المومنون. (سوره روم آیات 4-2 )
رومیان مغلوب شدند در جنگی که در نزدیک این سرزمین ( مراد سرزمین سوریه و فلسطین است) و پس از مغلوب شدن، بار دیگر غالب خواهند شد. در مدت چند سال. فرمان، فرمان خداست چه پیش از پیروزی و چه پس از آن و در آن روز مؤمنان شادمان می شوند.)
همچنین یکی دیگر از مصادیق پیش‌گویی‌های صادق قرآن سوره کوثر است. می‌دانیم برخی از مشرکین جاهل چون پیامبر اسلام صاحب فرزند پسری نبود، نسل آن حضرت را مقطوع می‌دانستند. قرآن آن فرد را که پیامبر را ابتر(مقطوع النسل) نامید، ابتر می‌خواند واین خبر قرآن به درستی واقع شد، چرا که آن فرد با اینکه در آن روز صاحب فرزندی بود اما به تدریج در طول دو، سه نسل خاندانش منقرض شد ولی شجره طیبه فرزاندان پیامبر تا به امروز باقی است.
قوله تعالی: «انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر».
(ماکوثر را به تو عطا کردیم.پس برای پروردگارت نماز بخوان وقربانی کن که بدخواه تو، خود، ابتر است.)
از دیگراخبار غیبی قرآن می‌توان به خبر شکست کفار در جنگ بدر (سورهفجر آیات44و45)،فتح مکه وتحقق رؤیای صادقه پیامبر (سورهفتح آیه27) اشاره کرد.خداوند در آیه 24سوره بقره نیز می‌فرماید: هرگز نخواهید توانست نظیر سوره‌ای از قرآن بیاورید. این آیه نیز علاوه بر اینکه جنبه اعجاز قرآن را در تحدی اثبات می‌کند، خود نوعی پیشگویی است وتا امروز نیز کسی نتوانسته است نظیر سوره‌ای از قرآن بیاورد.
قرآن و علوم طبیعی
در میان مطالب فراوان و فرازهای متنوع قرآن اشارات بسیاری وجود دارد که حقایقی از اسرار جهان طبیعت را آشکار می‌سازد. حقایقی که بشر امروز بر اثر پیشرفت علم به کسب آن نائل شده است، در روزگار جاهلیت و در محیطی بدوی در لابلای تعبیرات و تمثیلات زیبا و در لفافه الفاظ وعبارات پر معنا، در قرآن آمده است.واین خود دلیل محکمی است بر اعجاز این کتاب آسمانی. با پیشرفت دانش، حقانیت مکتب اسلام و فوق بشری بودن کتاب قرآن، بیشتر نمایان می‌شود، بر خلاف انجیل که با پیشرفت علم، خرافات بافتگی آن بیشتر رنگ می‌بازد و تار وپود می‌‌‌پوسد. باید ذکر کرد که قرآن، کتاب نجوم یا جغرافیا ویا کتابی پیرامون علوم طبیعی نیست؛ بلکه کتاب خداشناسی و راهیابی حیات است ونمونه‌های متعددی که در مورد طبیعت در قرآن آمده است برای شناخت قدرت و عظمت الهی است ونیز برای اثبات حقانیت وجنبه اعجاز قرآن در طول تاریخ.
اکنون به بیان نمونه‌هایی می‌پردازیم:
۱سابقه کشف اینکه هر موجود زنده در اثر تلفیق دو سلول مختلف نر وماده به وجود می‌آید، به بیش از چند صد سال نمی‌رسد.پس از کشف‌های علمی جدید واختراع میکروسکوپ بود که بشر دانست تولید مثل در گیاهان نیز، براثر تلقیح ذرات بسیار ریز صورت می‌گیرد، که عامل انتقال این ذرات و گرده‌های گیاهی حشرات و باد می‌‌باشد. قرآن قرنها قبل از این کشفیات می‌فرماید: «اولم یروا الی الارض کم انبتنا فیها من کل زوج کریم». (آیه7 سوره شعراء)(آیا به زمین ننگریسته‌اند که چه قدر از هرگونه گیاهان نیکو در آن رویانیده‌ایم. )

خداوند همچنین علاوه بر بیان زوجیت در عالم نباتات، عامل لقاح را نیز در آیه 22 سوره حجر چنین بیان می‌کند: «وارسلنا الریاح لواقح فانزلنا من السماء ماء». (وبادهای بارورکننده را فرستادیم و از آسمان آبی نازل کردیم.)
و جالب اینجاست که تحقیقات نشان داده است که بادها در بارور کردن ابرها و بارش برف وباران نیز نقش اصلی دارند. در تمام مراحل تبخیر آبهای سطحی و حرکت دادن بخارات آب و تشکیل و جابجایی ابرها و بارور کردن ابرها ، باد نقش اساسی را ایفا می‌کند. پس بادها نه تنها عامل تلقیح گیاهان ونباتات‌اند، بلکه عامل بارور کردن ابرها وانزال و ریزش باران از آسمان نیز می‌‌‌‌‌باشند.
حدود چهار قرن پیش گالیله، یکی از بزرگترین منجمین و دانشمندان اروپا، به جرم اینکه زمین را متحرک خوانده بود، محکوم به مرگ شد. در آن زمان اروپا دوران تاریک قرون وسطی را می‌گذراند. دورانی که ارباب کلیسا و وفاداران به تعالیم خرافی مسیحیت، بر گسترش علم و دانش مغرب زمین پنجه افکنده بودند وبا تفتیش عقاید وسوزاندن وشلاق و شکنجه، ناکامانه می‌کوشیدند تا انجیل را بر جامعه اروپا حاکم نگاه دارند. آنان مدعی بودند که زمین مرکز جهان است، ساکن است و دیگر اجرام به دور آن می‌چرخند و واتیکان نیز مرکز زمین.اما قرآن در عصر جاهلیت وقرنها پیش از محکومیت گالیله، گاه به اشاره وکنایه و گاه به صراحت زمین ودیگر کرات و کائنات را متحرک می‌داند.
قرآن در آیه 15 سوره ملک زمین را به «ذلول» تشبیه می‌کند. ذلول به معنای شتر رامی است که همواره حرکت می‌کند وسوارش را نمی‌آزارد. در آیه 53 سوره طه و آیه 6 سوره نباء آنرا به گهواره تشبیه می‌کند. روشن است که خصوصیت اصلی گهواره حرکت تؤام با آرامش آن است.

قرآن علاوه بر این در آیات 38 تا 40 سوره یس خورشید وماه را نیز متحرک می‌داند.
قوله تعالی:« والشمس تجری لمستقر لها ذلک تقدیر العزیز العلیم والقمر قدرنه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر ولا اللیل سابق النهار وکل فی فلک یسبحون». (و خورشید بسوی قرار گاه خویش روان است. این فرمان خدای پیروزمند و دانا است. برای ماه منزل‌هایی مقدر کردیم تا همانند شاخه خشک خرما، باریک شود (تشبیهی است برای قمر شبهای آخر ماه). خورشید را نسزد که به ماه رسد و شب را نسزدکه بر روز پیشیگیرد وهر یک در مداری شناورند.)

قوله تعالی:« فلا اقسم برب المشارق والمغارب انا لقادرون». (آیه 40 سوره معارج) (پس سوگند به پروردگار همه مشرقها و مغربها که ما تواناییم.)
این آیه اشاره صریح به کروی بودن زمین دارد؛ چرا که تعدد مشرق ومغرب، در نتیجه کرویت وحرکت وضعی زمین است.
قرآن به آنچه که امروز تحت عنوان نیروی جاذبه عمومی کشف شده است و کائنات و اجرام و تارگان وسیارات را در جای خود وتحت حرکتی منظم وقانونمند نگاه می‌دارد و فاصله آنها را به تناسب حفظ می‌کند، نیز تلویحاً اشاره دارد. قرآن این نیروی جاذبه را به ستونهای نامرئی تشبیه کرده است می‌گوید:« الله الذی رفع السموات بغیر عمد ترونها». (خداوندی است که آسمانها را بی هیچ ستونی که آن را ببینید، برافراشت. ) (آیه 2 سوره رعد)
قوله تعالی:« ایحسب الانسان ان لن نجمع عظامه بلی قادرین علی ان نسوی بنانه». (آیات 3و4 سوره قیامت) ( آیا آدمی می‌پندارد که ما استخوانهایش را گرد نخواهیم آورد؟ آری، ما قادر هستیم که حتی سرانگشتهایش را درست گردانیم. )
این آیه اشاره به توانایی وقدرت خداوند در روز قیامت دارد و در پی اثبات امکان معاد است. در این آیه بر اثبات امکان معاد با توجه به قدرت الهی می‌گوید که خداوند حتی سرانگشتان انسانها را نیز به حالت اول برمی‌گرداند. دلیل انتخاب لفظ «سرانگشتان» در این آیه، خود، جالب توجه است، چراکه امروزه معلوم گردیده است که خطوط موجود در این عضو بدن یکی از پیچیده‌ترین وظریف‌ترین عجایب خلقت است. این خطوط در افراد مختلف، متفاوت است وهمین امر سبب ایجاد فن انگشت نگاری شده است.
در یک جمع‌بندی کلی مطالب این مقاله را می‌توان به صورت زیر خلاصه نمود:
1- معجزات انبیای گذشته مخصوص به زمان خاص خودشان بوده است و امروزه چیزی از آنها در دسترس ما قرار ندارد. در این میان، تنها قرآن را می‌یابیم که ادعا می‌کند یک معجزه همیشگی است.
2- قرآن کریم برای اثبات صحت ادعای خود، تمامی عالمیان را آشکارا به مبارزه می‌خواند تا اگر می‌توانند کلماتی مانند آیات قرآن بیاورند.
3- آن وجه اعجاز قرآن کریم که قرآن نسبت به تک تک سور خود بدان تحدی نموده، فصاحت و بلاغت آیات آن است. البته برای قسمتهای مختلف قرآن، علاوه بر فصاحت و بلاغت، وجوه دیگری از اعجاز وجود دارد.
4- از یکسو مخالفین اسلام در عمل چه در اعصار گذشته و چه در عصر حاضر از پرهزینه‌ترین و سخت‌ترین کارها برای بطلان اسلام دریغ نورزیده‌اند و از سوی دیگر در برابر ساده‌ترین اقدام که پاسخگویی به مبارزطلبی قرآن بود سکوت کردند و هیچ نمونه قابل توجهی که از لحاظ فصاحت و بلاغت، صاحبنظران، آن را همتای قرآن بدانند نیاورده‌اند و این در حالی است که هم انگیزه کافی داشتند و هم ادیبان عرب توانا. این خود بهترین دلیل از عجز آنها در برابر قرآن می‌باشد.
5- در قرآن، در موارد متعددی اشاره به اسرار خلقت شده است که سر آنها قرنها بعد معلوم شده است. این حاکی از آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل بر اسرار خلقت داشته است.
6- در قرآن، در موارد متعددی پیش‌گویی‌های غیبی آمده است که بعدا محقق شده است و این نشان می‌دهد که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه به غیب دارد.
7- قرآن با این همه وجوه اعجاز که ذکر شد به‌وسیله پیامبری آورده شده است که به گواهی تاریخ درس ناخوانده بوده است. این امر به وضوح نشان می‌دهد که او قرآن را از پیش خود نیاورده است بلکه از سوی پروردگار عالمیان فرو فرستاده شده است.

سخن آخر
گرچه قرآن دارای وجوه اعجاز متعددی است، اما اینها به این معنی نیست که قرآن یک کتاب ادبی و یا یک کتاب در خصوص مسایل اسرار خلقت و ... باشد. بلکه از این مسایل در راه هدف خاص خود استفاده کرده اثبات می‌کند که معجزه است. آنگاه خود را کتاب هدایت معرفی می‌کند و بنابراین آنان که اعجاز قرآن برایشان روشن شده است باید که طریق هدایت و معارف صحیح الهی را در قرآن بیابند. از این رو ایمان ما به سایر پیامبران الهی و معجزات آنان نیز پس از اثبات اعجاز قرآن و گوش دادن به اخبار غیبی است که قرآن از انبیای گذشته نقل می‌کند. 
نتیجه گیری
از آنچه بیان شد مشخص شد که قرآن معجزه‌ای است برای تمامی اعصار و برای تمامی ملتها و بنابراین، این کتاب مقدس از جانب خدا نازل گشته است. همچنین با مشخص شدن اعجاز قرآن، صدق ادعای نبوت پیامبر اسلام آشکار می‌گردد. بنابراین امروزه تمامی انسانها می‌توانند با تحقیق و بررسی در خصوص این کتاب و مشاهده اعجاز آن، به نبوت پیامبر اسلام و حقانیت آیین او پی ببرند.

قرآن کریم از ابعاد و زوایای مختلف مانند وضع قوانین‌، طرح مسائل تاریخی‌، پیشگویی‌ها و اخبار غیبی‌، علوم روز و مسائل ناشناختة علمی در عصر قرآن‌، معارف و طرح مسائل عقیدتی و... معجزه است که به چند نمونه از آن‌ها اشاره می‌شود: 
الف‌: اعجاز از جهت فصاحت و بلاغت و در قلمرو لفظ و ساختار ظاهری متن آن‌. 
به اعتراف سخن شناسان عرب‌، قرآن کریم در فصاحت و بلاغت بی‌مانند است‌.(ر.ک‌: پیام قرآن‌، آیة‌الله مکارم شیرازی‌، ج 8، ص 87 ـ 113، مدرسة‌الامام امیرالمؤمنین / التمهید فی علوم القرآن‌، محمّدهادی معرفت‌، ج 4، مؤسسة النشر الاسلامی‌.) 
برخی از عناصری که باعث زیبایی و رسایی وجه ظاهری و سیمای برونی قرآن کریم و اعجاز آن است‌، عبارتند از: 
1. ژرفایی و حکمت‌آموزی واژگان‌: 
گزینش و چینش واژه‌ها در قرآن کریم در پرتو حکمت و دقت‌، صورت پذیرفته است‌; مثلاً "ظلمات‌" که گزارشگر مصادیق و نمودهای گوناگون گمراهی است‌، به صورت جمع آمده است‌; ولی "نور" که کنایه از صراط مستقیم و هدایت الهی است‌، به صورت مفرد بیان شده است‌.(بقره‌، 257) 
دو صفت متغایر برای زمین به اقتضای مورد، متفاوت آمده است‌: "وَ تَرَی الاْ ?َرْض‌َ هَامِدَة‌ً فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَآءَ اهْتَزَّت‌ْ وَ رَبَت‌ْ" (حج‌، 5)، "وَ مِن‌ْ ءَایَـَتِه‌ِ أَنَّکَ تَرَی الاْ ?َرْض‌َ خَـَشِعَة‌ً فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَآءَ اهْتَزَّت‌ْ وَ رَبَت‌ْ". (فصلت‌، 39) 
هر یک از این آیه‌، منعکس کننده ویژگی خاصی است‌. در آیه اول که سیاق آن پیرامون بعث و حشر مردگان است‌، تعبیر "هامده‌" که به مفهوم بی‌حرکتی و فقدان حیات است تناسب دارد. در آیه دوم که سیاق آیه به عبادت و خشوع می‌پردازد، تصویر "خاشعه‌" به مفهوم تذلل و خشوع‌، مقتضای کلام است‌.(علوم قرآن‌، محمدباقر سعیدی روشن‌، ص 105، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی‌;.) 
2. نو بودن سبک‌، خوش‌آوایی ترکیب‌: 
ساختمان ترکیبی کلمات قرآن و سبک بدیع و اختصاصی آن نه سابقه داشته است و نه تقلید پذیر است‌; سبک قرآن‌، نثر متعارف نیست‌; نظم و شعر نیز نمی‌باشد; بلکه ویژگی‌های مثبت هر دو را دارد. از جهت دیگر، جملات و آیات قرآن دربردارندة یک موضوع بسته و محدود نیست‌; بلکه هر آیه‌، متضمن موضوعات مختلف است‌. این سبک‌، یک تازگی و طراوت ویژه‌ای را مجسم می‌سازد که نمونه ناپذیر است‌; مانند: "وَ الطُّورِ # وَ کِتَـَب‌ٍ مَّسْطُورٍ # فِی رَق‌ٍّ مَّنشُورٍ # وَ الْبَیْت‌ِ الْمَعْمُورِ # وَ السَّقْف‌ِ الْمَرْفُوع‌ِ # وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ..." (تا آخر سوره طور) که در فرازها با تنوعی که دارد، همین خصوصیت ترسیم یافته است‌. این ویژگی‌، در تمام آیات و سور به تناسب خاص خود نمود می‌یابد و معانی همپای حروف و کلمات و آهنگ و موسیقی‌ِ سخن‌، به تصویر می‌نشیند و فضای ذهن خواننده را بی‌اختیار به همراه خود می‌برد.(ر.ک‌: علوم قرآن‌، همان‌، ص 106 ـ 108.) 
3. لطافت در بیان‌: 
قرآن‌، کتاب حقیقت است‌; نه رساله تخیّلی‌، احساسی‌، عاطفی و مبالغه‌آمیز; لیکن این نص گرانسنگ‌، در شرح و تبیین حقیقت از حد اعلای قواعد زیباسازی کلام و مفاهمه بهره‌ور است‌. 
قرآن کریم مشحون از زیباترین تشبیهات‌، کنایات‌، استعارات و تمثیل‌هاست‌. بنیاد فنون بلاغت و صنایع ادبی‌، یعنی دانش معانی‌، بیان‌، بدیع‌، رهین کاربردهای قرآنی است‌; امّا در عین حال معیارهای اساسی حقیقت‌گویی‌، خردمحوری‌، ارزش‌های انسانی و اخلاقی‌، همواره مورد توجه و مراعات است‌.(برای آشنایی با نمونه‌هایی از آن ر.ک‌: همان‌، ص 108 ـ 112.) 
ب‌: اعجاز از جهت بیان مسائل ناشناخته علمی در عصر قرآن مانند: خبر از حرکت زمین (نمل‌، 88); توازن قوه جاذبه و دافعه در کرات آسمانی (رعد،2); 
حرکت منظومه شمسی (یس‌، 38 و 40); گسترش جهان (ذاریات‌، 47); زندگی در کرات دیگر (شوری‌،29); زوجیت گیاهان (طه‌، 53); علل نزول باران و تگرگ (نور، 43); و... 
ج‌: اعجاز از جهت پیش‌گویی‌ها و اخبار غیبی‌. قرآن پیش گویی‌های متعددی را ذکر کرده است‌; مانند: 
1. پیروزی رومیان بر ایرانیان در کمتر از ده سال‌; (روم‌، 1و2) 
2. شکست مشرکان قریش که در مکّه پیش‌بینی شد; (قمر، 44و45) 
3. بازگشت پیامبر به مکّه‌; (قصص‌، 85) 
4. حج پیامبر که به عمرة‌القضا معروف شد; (فتح‌، 27) 
5. عدم ایمان ابولهب و مرگ او در حال کفر; (تبت‌) 
و غیر آن که همگی در زمان حیات پیامبر تحقق یافت و یکی از نشانه‌های اعجاز قرآن کریم به شمار می‌رود. 
قرآن پیش گویی‌هایی هم راجع به آینده‌های دور (پس از دوران پیامبر) کرده که عبارتند از: 
1. عقب گرد و انحطاط مسلمانان و مخالفت عملی آنان با خواسته‌ها و دستورهای اسلام که از جملة علایم آن‌: ذلیل دست دشمنان‌، سرکوبگر مؤمنان‌، فراری از جهاد و ترسو و محافظه کار شدن آنها است‌. (مائده‌، 54)(اقتباس از تفسیر المیزان‌، ج 5، ص 431ـ444.) 
2. پیوستن آگاهانه و درست ایرانیان به جامعة اسلامی و کمک مهم آنان به اسلام (مائده‌، 54); (نسأ، 133); (انعام‌، 89) 
3. پیروزی امام زمان‌غ و یاران آن حضرت بر همة سرزمین‌ها; (نور، 55); (قصص‌، 5); (انبیا، 105) 
4. حوادث سهمگین و پیش درآمد قیامت کبرا که از آن به اشراطالساعه تعبیر می‌شود; همچون زلزلة سهمگین‌، تاریک شدن آسمان‌، خاموش شدن ستارگان‌، خاموش شدن خورشید، نابودی کامل کوه‌ها و... که برای اطلاع از آن اوضاع و احوال‌، به ترجمة سوره‌های جزء سی‌ام قرآن همچون نازعات‌، زلزال‌، تکویر، انشقاق‌، قارعه‌، نبأ و سوره‌های دیگر قرآن همچون حج‌، مرسلات‌، دخان‌، طه‌، واقعه‌، الرحمن و... . ـ که نتیجة آن وقایع‌، تغییر نظام موجود طبیعت و پدید آمدن نظام جهانی دیگر متناسب با آخرت است ـ مراجعه کنید. 
5. محفوظ ماندن قرآن از گزند آسیب و تحریف‌: (حجر، 9); (فصلت‌، 42) 
6. ناتوانی جن و انس از آوردن کتابی مانند قرآن (اسرأ، 88); (بقره‌، 23); (یونس‌، 38); (هود; 13) 
برخی از دانشمندان‌، بُعد دیگری را در اعجاز قرآن‌، به نام اعجاز عددی قرآن کریم مطرح کرده و در این زمینه کتابهایی هم نوشته‌اند. مطابق این نوشته‌ها، برخی از کاربردهای قرآنی با واقعیتهای خارجی مطابقت دارد(برای آگاهی از این موارد ر.ک‌: اعجاز عددی قرآن کریم‌، عبدالرزاق نوفل‌، ترجمة مصطفی حسینی طباطبایی‌، نشر ناشر تهران و پژوهشی در شیوه‌های اعجاز قرآن‌، حسن عرفان‌، ص 119 و 120 دارالقرآن الکریم و الریاضیات فی القرآن الکریم‌، دکتر خلیفه عبدالسمیع خلیفه‌، مکتبة النهضة المصری‌، قاهره واعجاز قرآن‌، رشاد خلیفه‌، ترجمة محمد تقی آیت اللهی‌، انتشارات دانشگاه شیراز.) 
این نوع تحقیقات‌، اگر مستند و درست باشد و مبتنی بر حدس و گمان نباشد، بسیار جالب و از جهاتی خوب است‌; امّا هنوز به عنوان اعجاز برای قرآن پذیرفته نشده است‌; علاوه بر آن‌، برخی از آمارهای گفته شده‌، درست و تحقیقی نیست‌.(ر.ک‌: زیباترین سخن‌، حبیب‌الله احمدی‌، ص 176، مؤسسة فرهنگی اندیشه معاصر.)



برخی از پیشگویی‌های قرآن کریم تا به حال به وقوع پیوسته است‌; مثل آیه‌های 1 تا 6 سوره روم‌، 27 سوره فتح‌، 44 و 45 سورة قمر، 7 و 8 سوره أنفال و... همگی خبر از غیب داده‌اند; به عنوان نمونه آیات اولیة سورة روم خبر از شکست رومیان می‌دهد، (غلبت الروم‌) بعد، از محل این حادثه سخن به میان می‌آورد. (فی أَدْنَی الاْ رض) این شکست‌، در سرزمین نزدیک واقع است‌; منظور از آن‌، همان اراضی شام است که در قلمرو روم شرقی بود. این جنگ در دوران خسرو پرویز واقع شد که ایرانیان آنان را شکست سخت دادند و منطقه شامات‌، مصر و آسیای صغیر را مورد تاخت و تاز قرار دادند و امپراطوری روم شرقی را تا آستانه انقراض پیش بردند; این واقعه در سال هفتم بعثت‌، در حالیکه پیامبر(ص) در مکه بود، اتفاق افتاد. مشرکان مکه و دشمنان اسلام از این ماجرا خوشحال شده و آنرا به فال نیک و دلیل بر حقانیت آیین شرک گرفتند; قرآن در تعقیب آیه فوق می‌افزاید: ولی بدانید این غلبه زمان زیادی به طول نمی‌انجامد. "وَ هُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِم‌ْ سَیَغْلِبُون‌"، آنها بعد از مغلوب شدن‌، به زودی غلبه می‌یابند; سپس انگشت روی جزئیات مسأله می‌گذارد. (فِی بِضْع‌ِ سِنِین‌َ لِلَّه‌ِ الاْ مْرُ مِن قَبْل‌ُ وَ مِن بَعْدُ یومئذ یَفْرَح‌ُ الْمُؤْمِنُون‌) و پیروزی رومیان در اندک زمانی اتفاق می‌افتد و مؤمنین شادمان خواهند شد. سپس برای تأکید بیشتر و بر طرف ساختن هرگونه شک و تردید می‌فرماید: "وَعْدَ اللَّه‌ِ لاَ یُخْلِف‌ُ اللَّه‌ُ وَعْدَه‌..." این وعده الهی است و خداوند هرگز از وعده‌اش تخلف نمی‌کند. این وعده همان گونه به وقوع پیوست و پادشاه روم‌، هرقل ـ از سال 626 میلادی ـ حدود 9 سال بعد، شکست‌های پی در پی به سپاه خسرو پرویز وارد ساخت‌، در سال 627 میلادی این جنگها به نفع رومیان تمام و پیروزی آنان کامل شد. قابل توجه این که قرآن با بکار بردن واژه بضع‌، مدت تقریبی آن پیروزی را بیان کرد; زیرا این واژه‌، به عدد میان سه تا ده و به گفتة برخی‌: پنج تا ده اطلاق می‌شود



این هم نمونه ای از پیشگویی قرآن که توی همین زمانه رخ داده وبه ذهن برخی رسیده.پیشگویی قرآن در مورد حادثة 11 سپتامبردر سوره توبه آیه 109


افمن اساس بنیانه علی التقوی من الله و رضوان خیر ام من اساس بنیانه علی شفا جرفٍ هار به فی جهنم والله لا یهدی القوم الظالمین( آیه 109 سورة توبه )
ترجمه : آیا کسی که شالودة آن را تقوی الهی و خشنودی او بنا کرده بهتر است ، یا کسی که اساس آنرا بر کنار پرتگاه سستی بنا نموده که ناگهان در آتش دوزخ فرو ریزد و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی کند .
آری قرآن این هدیة کامل الهی ، این کاملترین کتاب و گوهر بی پایان لطف خدای بزرگ بار دیگر اعجاز خود را به ما نشان داد . این حادثه در تاریخ 11 /9 /2001 اتفاق افتاد که در این حادثه ساختمان جرفن هار واقع در امریکا که دارای 109 طبقه بود ، فرو ریخت و آتش گرفت .

منظور از 11 : یعنی این حادثه در جزء 11 قرآن آمده است
منظور از 9 : یعنی نهمین سورة قرآن (توبه ) در مورد این حادثه صحبت کرده
منظور از 2001 : تعداد حروف بکار برده شده در این سوره 2001 حرف است
منظور از 109 : در آیه 109 سورة توبه به آن اشاره شده 
نام ساختمان جرفن هار بوده که در آیة 109 سورة توبه نام ساختمان (جرف هار ) آمده است

بهاییت در قران 
قرآن و بهائیت:
وقتى در قرآن به آیه مبارکه (و لا رطب و لا یابس الا فى کتاب مبین) رسیدم به این معنى که تر و خشکى نیست که در قرآن نباشد مطمئن شدم که حتما راجع به گروهى که تحت عنوان بهائیت مسلمانان را فریب داده و براى خود قصر و تشکیلاتى راه انداخته اند نیز نشانه و آیاتى در قرآن وجود دارد. بالاخره به آیات زیر رسیدم:

سوره مدثر آیات 29 الى 31 : 

لواحه للبشر. علیها تسعه عشر.

ترجمه:‌ (لوح دهنده است به مردم. بر اوست عدد نوزده.)

این آیات بلافاصله بعد از آیات مربوط به کافر معاند با پیغمبر اسلام آمده و عاقبت وى را دوزخ و عذاب سخت بیان کرده اند. جالب استکه حسینعلى بها بواسطه اینکه نامه هایى که به مردم میداد الواح نامید لواحه یعنى لوح دهنده بوده است و از همه مهمتر اینکه عدد نوزده عدد رسمى بهاییت است. تعداد ماههاى سال؛ تعداد روزهاى ماه؛ مقدار مهریه زنان؛ مقدار جزاى نقدی؛ همگى نوزده است و نوزده مطابق لفظ بهایى است. این آیات و آیات قبل و بعدش در توصیف دوزخ آمده اند. عجب دلالتى بر آتش و اهل آتش!
1ـ پیشگویى درباره جنگ بدر
«و اذ یعدکم اللَّه احدى الطائفتین أنها لکم و تودّون ان غیر ذات الشوکة تکون لکم و یرید اللَّه ان یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین. (1)

و به یاد آرید، هنگامى را که خداوند به شما وعده داده بود که یکى از دو گروه (کاروان قریش یا لشکر مسلح آنها) نصیب شما خواهد بود. شما دوست داشتید که کاروان براى شما باشد، ولى خداوند مى‏خواهد حق را با کلمات خود تقویت و ریشه کافران را قطع کند.

خداوند به مؤمنین وعده غلبه و پیروزى بر دشمن و از بین رفتن کفار را داد با این که مسلمانان در آن روز از نظر تعداد لشکر و وسایل جنگ، ضعیف و در اقلیت بودند، تا جایى که در میان آنان تنها مقداد و زبیر بن عوام، سواره و بقیه همه پیاده بودند و در برابر آنان کفار در اکثریت و از نیروى بیش‏ترى برخوردار بودند و به طورى که قرآن بیان مى‏کند، کفار آن چنان داراى نیرو و قدرت بودند که مؤمنین از جنگ با آنان در ترس و وحشت به سر مى‏بردند. ولى خداوند در این آیه اراده خویش را به مسلمانان اطلاع داده است که او مى‏خواهد حق را بر باطل پیروز گرداند و به وعده‏اش وفا نمود و مسلمانان را بر دشمنان پیروز و کفار را ریشه کن ساخت.
2ـ پیشگویى در سرنوشت دشمنان پیامبر
«فاصدع بما تؤمر و اعرض عن المشرکین، انا کفیناک المستهزئین. الذین یجعلون مع اللَّه الهاً آخر فسوف یعلمون. (2)

آن چه را که مأمور هستى، آشکارا بیان کن و از مشرکان روى گردان! ما (خطر) استهزا کنندگان را از تو رفع خواهیم نمود، همانانى که به خدا شرک مى‏ورزند و آنان به زودى (از نتایج اعمال‏شان) اطلاع خواهند یافت.

این آیه شریفه در مکه، در اوایل دعوت اسلامى نازل گردید و بعضى از مفسرین مانند بزّاز و طبرانى در سبب نزول این آیه، از انس بن مالک چنین نقل نموده‏اند که روزى رسول خدا (ص) در مکه از کنار عده‏اى مى‏گذشت و آنان پیغمبر را مسخره و استهزا مى‏نمودند و چنین مى‏گفتند که: «این همان است که خیال مى‏کند پیامبر است و جبرئیل همراه او است». در این هنگام این آیه شریفه نازل گردید و پیروزى رسول خدا و کمک‏هاى غیبى را که شامل حال وى خواهد گردید، نوید داده، خذلان و شکست سرکشان را که پیامبر را استهزا و مسخره مى‏کردند اعلام نمود.

این آیه در هنگامى نازل گردید که کسى تصور نمى‏کرد روزى خواهد آمد که قریش شوکت و عزت خویش را از دست دهند و نفوذ و قدرت آنان با پیروزى رسول خدا (ص) از بین برود و این آیه شریفه چنین روز و سرنوشتى را براى قریش پیش‏بینى کرد و عیناً به وقوع پیوست.

3ـ پیشگویى درباره پیروزى اسلام بر تمام ادیان دیگر
«هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین کله و لو کره المشرکون. (3)

اوست که پیامبرش را با هدایت و آیین حق به سوى مردم فرستاد تا دین وى را بر تمام دین‏ها پیروز گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند».

این آیه شریفه هنگامى نازل گردید که اسلام هنوز در شبه جزیره عربستان رواج کامل پیدا نکرده بود که این آیه از پیروزى جهانى اسلام و از برترى و غلبه آن بر تمام ادیان و ملل دنیا خبر داد که بخش عظیمى از آن تحقق یافت و تحقق کامل آن با ظهور مهدى و مصلح جهان خواهد بود.
4ـ پیشگویى درباره جنگ ایران و روم
«غلبت الروم. فى ادنى الارض و هم من بعد غلبهم سیغلبون (4)

روم در نزدیک‏ترین سرزمین شکست خورد، ولى پس از مغلوب شدن به زودى پیروز و غالب خواهد گردید».

آن چه این آیه خبر داده بود، در مدت کم‏تر از ده سال واقع گردید و شاه روم بر پادشاه ایران غالب شد و سپاه روم وارد سرزمین فارس گردید.
5ـ پیشگویى در هزیمت دشمن نیرومند
«ام یقولون نحن جمیع منتصر. سیهزم الجمع و یولون الدبر. (5)

یا مى‏گویند: ما جماعتى متحد و نیرومند و پیروزیم، ولى بدانند به زودى جمع‏شان شکست مى‏خورد و پا به فرار خواهند گذشت».

این آیه از هزیمت و شکست مشرکین و از پاشیده شدن اجتماعاتشان خبر مى‏دهد، این جریان نیز در جنگ بدر واقع گردید . آن گاه که ابوجهل اسب خویش را جلو راند و در پیشاپیش لشکر خویش قرار گرفت و گفت: «ما امروز از محمد و یارانش انتقام خواهیم گرفت». ولى خداوند او را هلاک و جمعیتش را متفرق ساخت و حق را آشکار و کلمه حق را برتر گردانید. این جریان در موقعى به وقوع پیوست که مسلمانان در اقلیت بودند و کسى نمى‏توانست، باور کند که سیصد و سیزده مردى که هیچ گونه وسایل جنگ در اختیارشان نبود و به جز یک یا دو اسب و هفتاد شتر که به نوبت سوار آنها مى‏شدند، وسیله‏اى نداشتند، بر یک لشکر انبوه و نیرومندى که از نظر تعداد، وسایل و تجهیزات جنگى برترى کامل دارند، غالب شوند، نیرو و قدرت آنان را در هم بشکنند، شوکت و عزت‏شان را به باد فنا و نیستى بسپارند.
6ـ پیشگویى در سرنوشت ابولهب
«تبت یدا ابى لهب و تب. ما اغنى عنه ماله و ما کسب سیصلى ناراً ذات لهب. و امرأته حمالة الحطب ... (6)

بریده باد هر دو دست ابولهب و مرگ بر او باد همان طور هم خواهد بود. آن چه از ثروت و اولاد به دست آورده است، به حال وى سودى نخواهد بخشید، به زودى وارد آتش شعله‏ور دوزخ مى‏شود و نیز همسرش در حالى که هیزم‏کش دوزخ است و در گردنش طنابى است، از لیف خرما»!

این سوره که در حال حیات ابولهب نازل گردیده است، از داخل شدن او و همسرش به آتش دوزخ خبر مى‏دهد و از این آیه چنین استفاده مى‏شود که آنان تا زنده هستند، اسلام را نخواهند پذیرفت و در عناد و لجاجت خویش باقى خواهند ماند و یک سرنوشت شوم و ذلت بارى در انتظار آنهاست و همان طور که قرآن پیش‏بینى کرده بود، آن دو نفر در حال کفر و بى‏دینى از این جهان رخت بر بسته و مستوجب عذاب ابدى گردیدند. در دنیا به ذلت و نکبت و در آخرت به عذاب الهى مبتلإ؛ک‏ک شدند.

پیشگویی قرآن در مورد سرنوشت ابو لهب

« تَبَّتْ یَدا اَبی لَهَبٍ وَ تَبَّ »
بریده باد هر دو دست ابولهب ! که می خواست با آن دستهای پلید خویش سنگی به رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) زند .
بالاخره مرده باد ابولهب !
چنانکه این سرنوشت شوم و نکبت بار (یعنی آن نفرینی که گفته شد) برای وی حتمی است .
« ما اَغْنی عَنهُ مالَهُ و ما کَسَبَ» یعنی آن مرد پست و پلید و آن همه نفوذ و قدرت که از آن برخوردار بود ، آن همه فرزندان قوی و نیرومندی که دارا بود ، هیچ یک از آنها کوچکترین سودی به حال وی نبخشید و جز وزر و وبال چیزی برای وی باقی نگذاشت و در موقع مردن نیز با وضع فجیع و نکبت بار و با تمام ذلت و خواری از دنیا رخت بربست که به یک مرض مسری و واگیرداری مبتلا گشت ، گندیده و متعفن گردید ، همه از وی متنفر شده و دوری جستند و با همین وضع و بدبختی جان سپرد و جسم بی جانش نیز چند روز در خانه ماند و آنهمه مال و مقام و جاه و نفوذ و اولادی که داشت بداد وی نرسید و بدرد وی دوا نکرد و به حال وی سودی نبخشید ؛ اینجا بود که پیشگویی قرآن به وقوع پیوست و یا نفرین آن به اجابت رسید .( اگر جمله « ما اغنی » در مقام اخبار باشد پیش گویی است و اگر مانند « تبت » در مقام دعای بد باشد نفرین است و در این مورد هر دو احتمال صحیح و جاری است .)

................................................

قرآن و کامپیوتر
مقاله قرآن و کامپیوتر نوشته « دکتر رشاد خلیفه» دانشمند مسلمان مصری دارای درجه پی اچ دی در رشته مهندسی سیستمها و استاد دانشگاه آریزونای آمریکاست که مدتی معاون سازمان توسعه صنعتی ملل متحد بوده است . وی با کمک عده ای از مسلمین متخصص و صرف وقت بسیار تحقیقات گسترده ای را در نظم ریاضی کاربرد حروف و کلمات در قرآن شروع نموده و با الهام از آیات 11 تا 31 سوره مدثر که عدد 19 را کلید رمز اعجاز آمیز قرآن و آسمانی بودن آن معرفی میکنند به کمک عدد 19 توانست رمز نظم ریاضی حیرت انگیز و اعجاز آمیز حاکم بر حروف قرآنی را کشف نماید. دکتر رشاد خلیفه ، نخستین بار ترجمه قرآن مجید از عربی به انگلیسی را در 12 جلد نگاشت . این ترجمه ها توسط مؤسسه « روح حق» واقع در شهرستان توسان ایالت آریزونای آمریکا بچاپ رسید. مقاله قرآن و کامپیوتر در پایان جلد اول کتاب ترجمه قرآن درج شده است.
اینک متن مقاله : 
در چهارده قرن اخیر نوشته های بیشمار ادبی شامل کتاب ، مقاله . گزارشات پژوهشی درباره کیفیت معجزه آسای قرآن برشته تحریر در آمده است . دراین نوشته ها فصاحت بیان ، فضیلت ادبی، معجزات علمی، سبک و حتی جاذبه آهنگ تلاوت قرآن تشریح شده است. 
با وجود این، تحقیق در اعجاز قرآن بعلت احساسات بشری، بیطرفانه صورت نگرفته و بسته به عقیده نویسنده برعلیه آن قلم فرسایی شده است . چون مطالعات وپژوهش های قبلی به بوسیله بشر انجام شده خواهی نخواهی تمایلات ونظرات ضد ونقیض نویسندگان در آنها به چشم میخورد ، این نوشته ها نتوانسته اند افراد غیرمسلمان را قانع کنند که قرآن کتاب آسمانی است و دلایل نویسندگان درایشان مؤثر نبوده است. معجزه ای که در این رساله پژوهشی ارائه می شود برمبنای اصولی بی چون و چرا و خالی از شک و شبیه و غیرقابل تغییر استوار است بدین ترتیب که فن کامپیوتر با کشف سیستم اعدادی اعجاز آمیز قرآن مدلل می دارد که قرآن مجید بدون شک ساخته فکر بشر نمی تواند باشد. خواست خدای توانا بوده است که این نظم پیچ در پیچ عددی قرآن مخفی نماند تا تایپ شود که سرچشمه غیبی قرآن از جانب خداوند متعال است و نیز در عرض گذشت قرون بوسیله ذات او محافظت میشده و از گزند تغییر ، افزایش یا کاهش در امان مانده است. 
رمزهای اعجاز آمیز قرآن منحصراً از این قرارند : 
1- اولین آیه قرآن « بسم الله الرحمن الرحیم » دارای 19 حرف عربی است. 
2- قرآن مجید از 114 سوره تشکیل شده است و این عدد به 19 قسمت است. (6× 19). 
3- اولین سوره ای که نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمین سوره از آخر قرآن است. 
4- سوره علق 19 آیه دارد. 
5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد. 
6- اولین بارکه جبرئیل امین با قرآن فرود آمد 5 آیه اولی سوره علق را آورد که شامل 19 کلمه است. 
7- این 19 کلمه ، 76 حرف (4× 19) دارد که به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم است. 
8- دومین باری که جبرئیل امین فرود آمد 9 آیه اولی سوره قلم (شماره 68) را آورده که شامل 38 کلمه است. (2 × 19) . 
9- سومین بارکه جبرئیل امین فرود آمد 10 آیه اولی سوره مزمل (شماره 73) را آورد که شامل 57 کلمه است. (3× 19). 
10- چهارمین بارکه جبرئیل فرود آمد 30 آیه اولی سوره مدثر (شماره 74) را آورد که آخرین آیه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موکلند» می باشد. (آیه 30) . 
11- پنجمین بار که جبرئیل فرود آمد اولین سوره کامل « فاتحه الکتاب» را آورد که با اولین بیانیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم (19 حرف) اغاز می شود . این بیانیه 19 حرفی بالفاصله بعد از نزول آیه «برآن دوزخ 19 فرشته موکلند» نازل شد . این مراتب گواهی ارتباط آری از شبهه آیه 30 سوره مدثر(عدد 19) و اولین بیانیه قرآن «بسم الله الرحمن الرحیم» (عدد 19) با سیستم اعدای اعجاز آمیز است که بر عدد 19 بنا نهاده شده است. 
12- آفریننده ذوالجلال و عظیم الشأن با آیه 31 سوره مدثر به ما یاد می دهد که چرا عدد 19 را انتخاب کرده است. پنج دلیل زیر را بیان می فرماید : 
الف) بی ایمانان را آشفته سازد. 
ب) به خوبان یهود و نصارا اطمینان دهد که قرآن آسمانی است. 
ج) ایمان مومنان تقویت نماید. 
د) تا هر گونه اثر شک و تردید را از دل مسلمانان و خوبان یهویت و مسیحیت بزداید. 
ه) تا منافقین و کفار را که سیستم اعدادی قرآن را قبول ندارند رسوا سازد. 
13- آفریننده بمامی آموزدکه این نظم اعدادی قرآن تذکری به تمام جهانیان است (آیه 31 سوره مدثر)ویکی از معجزات عظیم قران است. (آیه 35).
14- هرکلمه از جمله آغازیه قرآنبسم الله الرحمن الرحیم در تمام قرآن بنحوی تکرار شده که به عدد 19 قابل تقسیم است ،بدین ترتیب که کلمه‍‎‎‎‎‏“ اسم “ 19 بارکلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، کلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) وکلمه “ الرحیم “ 114بار (6*19)دیده می شود.
15- قرآن 114سوره دارد که هر کدام از سوره ها با آیه افتتاحیه “ بسم الله الرحمن الرحیم “ آغاز میشود بجز سوره توبه (شماره 9) که بدون آیه معموله افتتاحیه است،لذا آیه “ بسم الله الرحمن الرحیم“ در ابتدای سوره ها 113 بار تکرار شده است.چون این رقم به 19 قابل قسمت نیست وسیستم اعدادی قرآن آسمانی ساخته پروردگار باید کامل باشد یکصد وچهاردهمین آیه بسم الله را در سوره النمل که دوبسم الله دارد(آیه 27) (آیه افتتاحیه وآیه 30 )بنابراین قرآن مجید 114 بسم الله دارد.
16- همانطور که در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آیه افتتاحیه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع کرده آنرا سوره شماره یک وسوره یونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همین ترتیب جلو برویم ، ملاحظه می شود که سوره النمل نوزدهمین سوره است (سوره 27) که بسم الله تکمیلی را دارد .از این نظم نتیجه می گیریم که قرآنی که اکنون در دست ماست با قرآن زمان پیامبر از لحاظ ترتیب سوره ها یکی است .
17- تعداد کلمات موجود بین دو آیه بسم الله سوره النمل 342(18*19) میباشد.
18- قرآن مجید شامل اعداد بیشماری است .مثلاً : ما موسی را برای جهل شب احضار کردیم ،ما هفت آسمان را آفریدیم .شمار این اعداد در تمام قرآن 285(15*19) میباشد.
19- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع کنیم ، حاصل جمع 174591 (9189*19)خواهد بود .
20- حتی اگر اعداد تکراری را از عدد فوق حذف نماییم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود.
21- یک کیفیت مخصوص به قرآن مجید اینست که29 سوره با حروف رمزی شروع میشود که معنی ظاهری ندارند ، این علامات در هیچ کتاب دیگری و در هیچ جایی دیده نمی شوند .این حروف در ابتدای سوره های قرآن بخش مهمی از طرح اعدادی اعجاز آمیز می باشد که بر عدد 19 بنا شده است.اولین نشانه این ارتباط اینست که29 سوره از قرآن با این علامات شروع میشود.تعداد حروف الفبا دراین رموز14وتعداد خود رمزها نیز14میباشد.هرگاه تعدادسوره ها(29) وحروف الفبا(14)راباتعدادرمزها(14)جمع کنیم ، حاصل جمع 57(3*19) خواهد بود.
22- خداوند توانا بما یاد میدهدکه در هشت سوره وسوره های شماره( 10،12،13،15،26،27،28 ،31)دو آیه اول که با این رموز آغاز میشوند حاوی وحامل معجزه قرآن هستند،باید توجه داشت که قرآن کلمه “ آیه “ را بمعنی معجزه بکار برده است . باید کلمه آیه دارای معانی متعددی باشد که یکی از آنها معجزه است ونیز باید دانست که خود کلمه معجزه در هیچ جای قرآن بکار برده نشده است.بدین جهت قرآن مناسب تفسیر نسلهای گوناگون بشریت است مثلاً نسلهای قبلی (پیش ازکشف اهمیت حروف رمزی قرآن )کلمه آیه رادر این هشت سوره ،آیه نیم بیتی می پنداشتند ،ولی نسلهای بعدی که از اهمیت این رموزبا خبر شدند آیه را به معنی معجزه تفسیر کرده اند. بکار بردن کلمات چند معنایی و مناسب برای همه نسلهای بشر در زمانهای گوناگون خود یکی از معجزات قران است.
23- سوره قاف که با حرف ق شروع می شود (شماره 50 ) شامل 57(3*19) حروف ق است.
24- سوره دیگری در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزی خود دارد (سوره شورا شماره 42) که اگر حروف ق را در این سوره شمارش نمائید، ملاحظه خواهید کرد که حرف ق 57 (3 * 19) بار تکرار شده است.
25- بدین ترتیب در مییابید که دو سوره قرآنی فوق الذکر (شماره 50 و 42 ) به اندازه همدیگر (57،57) شامل حرف ق هستند که مجموع آن دو با تعداد سوره های قرآن(114) برابر است. چون سوره ق بدین نحو آغاز می شود : “ق و القرآن المجید“ تصور حرف ق به معنی قرآن مجید می نماید و 114 ق مذکور گواه 114 سوره های قرآن است. این احتساب اعداد آشکار و گویا ، مدلل می دارد که 114 سوره قرآن ، تمام قرآن را تشکیل می دهند و چیزی جز قرآن نیستند.
26- آمار کامپیوتر نشان میدهد که فقط این دو سوره که با حرف ق آغاز می شود ، دارای تعداد معینی ق (57 مورد ) هستند ، گوئی خداوند توانا می خواهد با اشاره و کنایه بفرماید که خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره های قرآن با خبر است.
27- یک نمونه در آیه 13 از سوره ق مدلل می دارد که هر کلمه و در حقیقت هر حروف در قرآن مجید به دستور الهی و طبق یک سیستم اعدادی بخصوصی که بیرون از قدرت بشر است گنجانیده شده است این آیه می فرماید “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن مردمی که لوط را نپذیرفتند ، قوم نامیده می شوند. خواننده بلافاصله متوجه می شود که اگر بجای « اخوان » در سوره ق کلمه « قوم » بکار بدره می شد چه اتفاقی می افتاد . در این صورت ذکر کلمه قوم بجای اخوان، حرف « ق» در این سوره 58 بار تکرار می شد و عدد 58 به 19 قابل قسمت نیست و لذا با تعداد 57 «ق» که در سوره شورا مطابقت نمی کرد و جمع آن دو با تعداد سوره های قرآن برابرنمی شد ، بدین معنی که با جایگزین کردن یک کلمه بجای دیگری نظم قرآن از بین میرود.
28- تنها سوره ای که با حرف « ن » آغاز میشود ، سوره قلم است ( شماره 6 ) این سوره 133 « ن » دارد که به 19 قابل قسمت است ( 7×19).
29- سه سوره اعراف (شماره 7 ) مریم ( شماره 19 ) و ص ( شماره 38) که با حروف « ص» شروع میشوند، جمعاً 152 حرف « ص » دارند ( 8×19).
30- در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» 344 میباشد ( 18 × 19) .
31- در سوره « یس » تعداد حروف « ی » و « س» 285 میباشد ( 15×19). 
32- در هفت سوره 40 تا 46 که با رمز « حم » شروع میشوند تکرار حروف 2166 میباشد (14*19) بنابراین تمام حروف اختصاری که در ابتدای سوره های قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددی اعجاز آمیز قرآن شرکت دارند. باید توجه داشت که این روش اعدادی قرآن ، در مواردی ساده و در خور فهم اشخاص معمولی است ، اما در موارد دیگر ، بسیار مشکل و پیچیده بوده و برای درک آنها اشخاص تحصیل کرده باید از ماشینهای الکترونیکی کمک بگیرند . 
33- در سوره های شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 که با رمز « الم » شروع میشوند تعداد حروف الف ، لام ، میم جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 میباشند ( 1404*19).
34- در سوره های 20و26و27و28و36و42 که با رمز « طس » یا یکی از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز میشوند تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد میباشد ( 26*19).
35- در سوره های 10و11و12و14و15 که با رمز « الر» آغاز می شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء ) تنها در سوره سیزدهم ،9،97 مورد است که این عدد قابل قسمت بر عدد 19 می باشد (511*19).
36- در سوره هایی که با رمز یکی از حروف “ط“ “س“ و “م“ آغاز می شوند ، تعداد حروف طاء و سین و میم 9177 مورد می باشد (438*19).
37- در سوره رعد ( شماره 13 ) که با حرف رمزی “المرا“ آغاز می شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، میم، را ) 1501 مورد می باشد (79*19).
38- در سوره اعراف (شماره 7) که با حروف رمزی “المص“ شروع می گردد تعداد وقوع “الف“ 2572 مورد ، حرف “لام“ 1523 مورد ، حرف “میم“ 165 و حرف “ص“ 98 مورد که جمعاً عدد 5358 بدست می آید(282*19).
39- در سوره مریم (شماره 19) که با حروف “کهیعص“ شروع می شود ، تعداد حروف (کاف ، ها ، یا ، عین ، صاد) 798 مورد می باشد (42*19).
40- در سوره شورا (شماره 42) که با حروف “حم عسق “ شروع می شود ، تعداد حروف (حا ، میم ، عین، سین ، قاف ) 570 مورد می باشد(30*19).
41- در سیزده سوره ای که حرف “الف“ در لغت رمزی آنهاست (سوره های شماره 2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 29 ، 30 ، 31 ، 32و15 ) جمع الف های موجود 17499 مورد می باشد(921*19).
42- در سیزده سوره فوق الذکر جمع حروف “لام“ 1870 مورد می باشد(620*19).
43- در هفده سوره ای که حروف “میم“ در لغت رمزی آنها ست (سوره های شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ، 32 ، 26 ، 28 ، 29 ، 31 ، 30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ، 46 ) جمع حروف “میم“ 8683 مورد می باشد (457*19).
درتاریخ ، کتابی سراغ نداریم که مانند قرآن طبق یک سیستم عددی تنظیم شده باشد بر این حقیقت علاوه بر 43 بند پیشین ، موارد زیر نیز گواه صادقی است:
الف: کلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تکرار شده که مضربی از عدد 19 است (142 * 19 ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحیم“ نیز 19 مورد می باشد. مسئله جالب اینکه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“ آمده در صورتی که اگر “هو الصمد“ می آمد ، جمله صحیح بود. از نظر دسترو زبانی باید “هو “ می آمد اما با این حال “الله“ آمده است ، اگر بجای “الله“ “هو“ می آمد ، سیستم ریاضی قران بهم می ریخت و این مسئله شباهت زیادی دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“.
ب: مورد جالب دیگر در سوره مریم حروف مقطعه کهیعص می باشد که بصورت حروف آغازین آمده است ، این حروف در سوره مریم ، بصورت جداگانه ، با این تعداد بکار رفته اند: حرف “ک“ 137 مرتبه، حرف “ه“ 168 مرتبه ، حرف “ی“ 345 مرتبه ، حرف “ع“ 122 مرتبه، حرف ص“ 26 مرتبه. جمع این ارقام به این صورت است:
345+ 168+137+122+26= 897 که مضروب عدد 19 می باشد (42*19) یعنی مجموع تکرار حروف پنجگانه (ک، ه ، ی ، ع ، ص،) سوره مریم (سوره شماره 19) علاوه بر آنکه برعدد 19 (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم ) قابل تقسیم است، بر عدد 14 (که تعداد حروف مقطعه است) نیز قابل تقسیم می باشد(798=57*14).
پ: در قرآن بعضی از کلمات با کلمه های دیگر که از نظر معنی با همدیگر تناسب دارند یکسان به کار رفته اند. مثلاً : 
1- کلمه “حیوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن بکار رفته است و به همان تعداد (145 بار ) کلمه “موت یا مرگ“ با مشتقاتش بکار رفته است. 
2- کلمه “دنیا “ 115 بار و کلمه “آخرت“ هم 115 بار بکار رفته است. 
3- کلمه “ملائکه“ 88 بار در قرآن آمده است و کلمه “شیاطین“ نیز به همان تعداد 88 بار بکار برده شده اند.
4-“حر“ یعنی گرما 40 بار و کلمه “ برد“ یعنی سرما نیز 40 بار بکار برده شده اند. 
5- کلمه “مصائب“ 75 بار و کلمه “شکر“ نیز 75 بار 
6- کلمه زکات 32 بار و کلمه “برکات“ نیز 32 بار .
7- کلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و کلمه “نور“ نیز با مشتقاتش 49 بار .
8- کلمه “یوم “ به معنی روز و “شهر“ به معنی ماه در قرآن به ترتیب 365 بار و 12 بار بکار رفته اند. 
9- کلمه “رجل“ به معنی مرد 24 بار و کلمه “امرأه “ به معنی زن نیز 24 بار در قرآن بکار رفته اند. 
10- کلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است.
آیا اینها تصادفی است؟
ت: تفاوتهایی د رحدود یک ده هزارم. ضمن بررسی سوره مریم و زمر دیدم که نسبت “درصد“ مجموع حروف ( ک، ه ، ی ، ع، ص) در هردو سوره مساوی است با اینکه باید در سوره مریم بیش از هر سوره دیگر باشد زیرا این حروف مقطعه فقط در آغاز سوره مریم قرار دارد. اما هنگامیکه محاسبات مربوط به نسبت گیری حروف دو سوره را از رقم سوم اعشار بالاتر بردم روشن شد که نسبت مجموع این حروف در سوره مریم یک ده هزارم (0001/0 ) بیش از سوره زمر است . این تفاوتهای جزئی راستی عجیب و حیرت آوراست.
نتیجه: 
1- یک مؤلف هر قدر هم که توانا باشد هر گز نمی تواند د رذهن خود حروف و اعدادی به اندازه معین بگیرد سپس از آنها مقالات و یا کتابی بنویسد که همچون قرآن حتی شماره ها و حروف و کلمات آن نیز به اندازه و شمرده شده در آید مثلاً حروف مقطعه “الم“ به ترتیب “الف“ بعد “ لام“ و سپس “میم“ از دیگر حروف در سوره های مربوطه بیشتر باشد. از طرف دیگر تعداد حروف مقطعه 14 حرف باشد یعنی درست نصف تعداد حروف الفبای عربی. اگر مشاهده کردیم انسانی در مدت 23 سال با آن همه گرفتاری ؛ سخنانی آورد که نه تنها مضامین آنها حساب شده و از نظر لفظ و معنی و محتوا در عالیترین صورت ممکن بود ؛ بلکه از نسبت ریاضی و عددی حروف چنان دقیق و حساب شده بود که نسبت هر یک از حروف الفبا در هریک از سخنان او یک نسبت دقیق ریاضی دارد. آیا نمی فهمیم که کلام او از علم بی پایان پروردگار سرچشمه گرفته است؟
2- رسم الخط اصلی قرآن را حفظ کنید. تمام محاسبات فوق در صورتی صحیح خواهد بود که به رسم الخط اصلی و قدیمی قرآن دست نزنیم مثلاً اسحق و زکوه و صلواه را به همین صورت بنویسیم نه بصورت اسحاق و زکات و صلاه . در غیر اینصورت محاسبات ما بهم خواهد ریخت.
3- عدم تحریف قرآن. در قران مجید حتی کلمه و حرفی کم و زیاد نشده و الا بطور مسلم محاسبات کنونی روی قرآن فعلی صحیح از آب در نمی آمد و کلمات و حروف حساب شده نظام کنونی حروف قرآن را بکلی به هم می ریخت. پس این نشانه دیگری بر عدم کوچکترین تحریف در قرآن مجید است.
حال فرموده پیامبر اسلام را یاد آوری می کنم که فرمود:
«عجائب و شگفتیهای قرآن پایان ناپذیر است و قرآن ظاهرش خوشایند و باطنش عمیق است. عجائبش را نمی توان شمرد و غرائبش هرگز کهنه نشود مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوی عطر مانندی از دهانش خارج شود.»
«امیدوارم خوانندگان گرامی در انجام وظیفه دینی و کتب ثواب اخروی و خشنودی پروردگار ، تاجایی که می توانند این معجزه را نشر و گسترش دهند تا اعجاز قرآن بیش از پیش روشن گشته و این کتاب شریف و گرانقدر از مظلومیت خارج و قانون زندگی واقعی گردد.
در پایان با تمام وجود و با فریادی بلند به امت اسلامی می گویم ای ملت اسلامی قرآن را بخوانید و عمل کنید که سعادت بشر در آن نهفته است.


موضوعات مرتبط: مذهبی

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:20 | نویسنده : ناشناس |



تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:3 | نویسنده : ناشناس |
و سیاوش خندید٬

خنده ای تلخ٬ پر از دلتنگی

سینه اش مملو درد٬ خاطرش آزرده٬

باز بی مهری ایام و همان طالع شوم.

تهمتی سنگین بود.

و نه از بیگانه٬ از پدر آنکه امیدش بايد٬ تکیه گاهش باشد.

با خودش گفت پدر کینه دیرین دارد٬ و ز مرگ مادر خاطر غمگین دارد.

*   *   *

رستم آرام نداشت.

قصه کشتن سهراب به یادش آمد.

نه٬ سیاوش؟! هرگز٬

همچو شیری زخمی٬

غرشی کرد به کاووس که تو٬

گرچه شاهی٬ اما٬

تو بدان گر که گزندی به سیاوش برسد٬

خانه ات ویران است.

*   *   *

آتشی بر پا بود

حاکم شهر چنین گفت که ای مردم شهر٬

چون به آیین اهورامزدا٬ آنکه ناپاک بود طعمه آتش گردد

گر سیاوش به سلامت گذرد٬ بی گمان سودابه٬ به سزای گنهش خواهد سوخت.

و سیاوش خندان٬ دست رستم بوسید.

لحظه ای اندیشید٬ رو به یزدان شد و گفت :

مهربانتر ز پدر٬ تو که خود میدانی٬ پس در این وادی سخت٬ تو نگهدارم باش.

بی تامل آنگه٬ به دل آتش زد٬ بی مهابا٬ بی ترس

و سکوتی سنگین٬ در تمامی فضا جاری بود

آنطرف تر رستم٬ رنگ به رخسار نداشت٬

در دلش غوغا بود.

*   *   *

شعله های آتش٬

از خجالت اما٬ سرختر از همه وقت

شهر لبریز سکوت٬ و زمان ساکن بود

و نفسها همه حبس در سینه٬

چشمها خیره به آتش٬

ناگه٬

کودکی با همه ي کودکیش٬

با صدایی از شوق

بانگ زد٬

مژده٬

سیاوش آمد

و

سیاوش آمد


موضوعات مرتبط: شعروآهنگ

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 8:0 | نویسنده : ناشناس |
به تو مي‌انديشم،
 و به رؤياهايت، و غم دیروزی.

با همه دلتنگی

خنده هایت همه آرامش بود،

تو پيام آور شادي بودي.

و در آن تاريكي

چشمهایت روشن، گويي از جنس بلور.

گونه‌هايت همه سرخ و نگاهت گيرا.

همه را خوب به خاطر دارم.

***

تو بدان،

 باور كن،

 روشني‌ها با توست .

من به ايمان تو ايمان دارم.

***

به تو مي‌انديشم، و به رؤياهايت، و سرانجام سپيد.

تا ابد خواهم ماند.

رفتني نيست مرا


موضوعات مرتبط: شعروآهنگ

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 7:59 | نویسنده : ناشناس |
مي دونم منو نمي‌خواي
نمي‌خواي، پيشم نمي‌آي
مي‌دونم چشماتو بستي
زدي عهدتو شكستي
ياد وقتي بد نبودي
واسه خوبي سد نبودي
لحظه‌هاي با تو بودن
گريه با تو نبودن
ما و اون نم نم بارون
ياد گلهاي تو گلدون
ياد اون غم قديمي
ياد اون يار صميمي
وقتي گفتي مهربونم
همه بلات بجونم
وقتي گفتي منو داري
ديگه هيچ غمي نداري
تازه آخرش كه رفتي
رفتني كه برنگشتي
منو بي كس جا گذاشتي
تو قفس تنها گذاشتي
***
غم تو دربدرم كرد
عشق تو خاكسترم كرد
ولي هيچوقتي نديدي
گريه‌هامو نشنيدي
تو نديدي حال ما رو
حال عاشقاي زارو
***
آخرش قصه تموم شد
عمر من بود كه حروم شد
***
آره رفتي مهربونم
ولي باز بلات به جونم
نمي‌خوام دلت بگيره
گرچه اين دلم اسيره
برو خوشبخت شي الهي
آخرت نشه سياهي
برو من هم ديگه ميرم
راه تازه‌اي ميگيرم
ديگه رو گل نمي‌خندم
راه قلبمو مي‌بندم
تا كه يك روزي بميرم
يه گوشه آروم بگيرم
***
اون زمون نيايي پيشم
نشي باز تو قوم و خويشم


موضوعات مرتبط: شعروآهنگ

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 7:57 | نویسنده : ناشناس |
مهربون،اي هم قبيله، مي‌دونم دستات چه سرده
هر كي مي‌گه غم نداره، تو دلش يه دنيا درده
تو مي‌خواي كه من ندونم، دلت از غصه هلاكِ
جاي شلاق سياهي، رو تن نجيب و پاكِ
اما ناگفته هويداست، غمي كه ريشه دَوونده
اون غمي كه غير شاخه، زده ريشه رو سوزونده
تو خودت گفتي قديما، قصه گل و تگرگُ
قصه خويش دل‌آزار، قصه ريزش برگُ
نمي‌دونم توي دنيا چرا آدما حقيرن
چرا خوبا واسه خوبي، توي دست شب اسيرن
اين چرا، چرا، چراها، هيچكدوم درمون نمي‌شه
آخه دردِ ديگه اينجاست، از يه خاكيم و يه ريشه
تا بوده قصه دنيا، قصه غربت و درده
پس ديگه دلو نسوزون، زندگي قسمت و بخته
تو بخند، تو اين زمونه، چاره‌اي ديگه نداريم
شايدم با خنده‌هامون، غصه رو تنها بذاريم



موضوعات مرتبط: شعروآهنگ

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 7:55 | نویسنده : ناشناس |

***دلم میل گل باغ ته دیرهدرون سینه‌ام داغ ته دیرهبشم آلاله زاران لاله چینمبوینم آلاله هم داغ ته دیره***به صحرا بنگرم صحرا ته وینمبه دریا بنگرم دریا ته وینمبهر جا بنگرم کوه و در و دشتنشان روی زیبای ته وینم***غمم غم بی و همراز دلم غمغمم همصحبت و همراز و همدمغمت مهله که مو تنها نشینممریزا بارک الله مرحبا غم***غم و درد مو از عطار واپرسدرازی شب از بیمار واپرسخلایق هر یکی صد بار پرسندتو که جان و دلی یکبار واپرس***دلت ای سنگدل بر ما نسوجهعجب نبود اگر خارا نسوجهبسوجم تا بسوجانم دلت رادر آذر چوب تر تنها نسوجه***خوشا آندل که از غم بهره‌ور بیبر آندل وای کز غم بی‌خبر بیته که هرگز نسوته دیلت از غمکجا از سوته دیلانت خبر بی***یکی درد و یکی درمان پسنددیک وصل و یکی هجران پسنددمن از درمان و درد و وصل و هجرانپسندم آنچه را جانان پسندد***ته که ناخوانده‌ای علم سماواتته که نابرده‌ای ره در خراباتته که سود و زیان خود ندانیبیاران کی رسی هیهات هیهات***خدایا داد از این دل داد از این دلنگشتم یک زمان من شاد از این دلچو فردا داد خواهان داد خواهندبر آرم من دو صد فریاد از این دل***دلا خوبان دل خونین پسندنددلا خون شو که خوبان این پسندندمتاع کفر و دین بی‌مشتری نیستگروهی آن گروهی این پسندند***دلا پوشم ز عشقت جامه‌ی نیلنهم داغ غمت چون لاله بر دیلدم از مهرت زنم همچون دم صبحوز آن دم تا دم صور سرافیل***بی ته اشکم ز مژگان تر آیوبی ته نخل امیدم نی بر آیوبی ته در کنج تنهایی شب و روزنشینم تا که عمرم بر سر آیو***به والله و به بالله و به تاللهقسم بر آیه‌ی نصر من اللهکه دست از دامنت من بر ندارماگر کشته شوم الحکم لله***دلی همچون دل نالان مو نهغمی همچون غم هجران مو نهاگر دریا اگر ابر بهارانحریف دیده‌ی گریان مو نه***من آن مسکین تذروبی پرستممن آن سوزنده شمع بی‌سرستمنه کار آخرت کردم نه دنیایکی خشکیده نخل بی‌برستم***مکن کاری که پا بر سنگت آیوجهان با این فراخی تنگت آیوچو فردا نامه خوانان نامه خونندتو وینی نامه‌ی خود ننگت آیو***غم عالم نصیب جان ما بیبدور ما فراغت کیمیا بیرسد آخر بدرمان درد هرکسدل ما بی که دردش بیدوا بی***خوشا آنانکه هر شامان ته وینندسخن با ته گرند با ته نشینندمو که پایم نبی کایم ته وینمبشم آنان بوینم که ته وینند***دو زلفانت گرم تار ربابمچه میخواهی ازین حال خرابمته که با مو سر یاری نداریچرا هر نیمه شو آیی بخوابم***بیا یک شو منور کن اطاقممهل در محنت و درد فراقمبه طاق جفت ابروی تو سوگندکه همجفت غمم تا از تو طاقم***دو چشمم درد چشمانت بچینادمبو روجی که چشمم ته مبینادشنیدم رفتی و یاری گرفتیاگر گوشم شنید چشمم مبیناد***عزیزا کاسه‌ی چشمم سرایتمیان هردو چشمم جای پایتاز آن ترسم که غافل پا نهی تونشنید خار مژگانم بپایت***زدست دیده و دل هر دو فریادکه هر چه دیده بیند دل کند یادبسازم خنجری نیشش ز فولادزنم بر دیده تا دل گردد آزاد***بیته بالین سیه مار به چشممروج روشن شو تار به چشممبیته ای نو گل باغ امیدمگلستان سربسر خار به چشمم***بیته یارب به بستان گل مرویادوگر روید کسش هرگز مبویادبیته هر گل به خنده لب گشایدرخش از خون دل هرگز مشویاد***ته که می‌شی بمو چاره بیاموجکه این تاریک شوانرا چون کرم روجکهی واجم که کی این روج آیوکهی واجم که هرگز وا نه‌ای روج***بیا تا دست ازین عالم بداریمبیا تا پای دل از گل برآریمبیا تا بردباری پیشه سازیمبیا تا تخم نیکوئی بکاریم***یکی برزیگرک نالان درین دشتبخون دیدگان آلاله می‌کشتهمی کشت و همی گفت ای دریغابباید کشت و هشت و رفت ازین دشت***درخت غم بجانم کرده ریشهبدرگاه خدا نالم همیشهرفیقان قدر یکدیگر بدانیداجل سنگست و آدم مثل شیشه***اگر شیری اگر میری اگر مورگذر باید کنی آخر لب گوردلا رحمی بجان خویشتن کنکه مورانت نهند خوان و کنند سور***اگر دل دلبری دلبر کدامیوگر دلبر دلی دل را چه نامیدل و دلبر بهم آمیته وینمندانم دل که و دلبر کدامی***دلی نازک بسان شیشه دیرماگر آهی کشم اندیشه دیرمسرشکم گر بود خونین عجب نیستمو آن نخلم که در خون ریشه دیرم***گر آن نامهربانم مهربان بیچرا از دیدگانم خون روان بیاگر دلبر بمو دلدار می‌بوچرا در تن مرا نه دل نه جان بی***چرا دایم بخوابی ای دل ای دلز غم در اضطرابی ای دل ای دلبوره کنجی نشین شکر خدا کنکه شاید کام یابی ای دل ای دل***شب تار و بیابان پرورک بیدر این ره روشنایی کمترک بیگر از دستت برآید پوست از تنبیفکن تا که بارت کمترک بی***مو از قالوا بلی تشویش دیرمگنه از برگ و باران بیش دیرماگر لاتقنطوا دستم نگیردمو از یاویلنا اندیش دیرم***جدا از رویت ای ماه دل افروزنه روز از شو شناسم نه شو از روزوصالت گر مرا گردد میسرهمه روزم شود چون عید نوروز***نسیمی کز بن آن کاکل آیومرا خوشتر ز بوی سنبل آیوچو شو گیرم خیالش را در آغوشسحر از بسترم بوی گل آیو***مو کز سوته دلانم چون ننالممو کز بی حاصلانم چون ننالمبگل بلبل نشیند زار نالدمو که دور از گلانم چون ننالم***چه خوش بی وصلت ای مه امشبک بیمرا وصل تو آرام دلک بیزمهرت ای مه شیرین چالاکمدامم دست حسرت بر سرک بی***مسلسل زلف بر رخ ریته دیریگل و سنبل بهم آمیته دیریپریشان چون کری زلف دو تا رابهر تاری دلی آویته دیری***اگر مستان هستیم از ته ایمانوگر بی پا و دستیم از ته ایماناگر گبریم و ترسا ور مسلمانبهر ملت که هستیم از ته ایمان***اگر آئی بجانت وانواجموگر نایی به هجرانت گداجمته هر دردی که داری بر دلم نهبمیرم یا بسوجم یا بساجم***عاشق آن به که دایم در بلا بیایوب آسا به کرمان مبتلا بیحسن آسا بدستش کاسه‌ی زهرحسین آسا بدشت کربلا بی***نوای ناله غم اندوته ذونهعیار قلب و خالص بوته ذونهبیا سوته دلان با هم بنالیمکه قدر سوته دل دل سوته ذونه***مو آن بحرم که در ظرف آمدستمچو نقطه بر سر حرف آمدستمبهر الفی الف قدی بر آیوالف قدم که در الف آمدستم***دلم از دست خوبان گیج و ویجهمژه بر هم زنم خونابه ریجهدل عاشق مثال چوب‌تر بیسری سوجه سری خونابه ریجه***ز کشت خاطرم جز غم نروئیز باغم جز گل ماتم نروئیز صحرای دل بیحاصل موگیاه ناامیدی هم نروئی***سیه بختم که بختم واژگون بیسیه روجم که روجم سرنگون بیشدم آواره‌ی کوی محبتزدست دل که یارب غرق خون بی***بیته یک شو دلم بی غم نمی‌بوکه آن دلبر دمی همدم نمی‌بوهزاران رحمت حق باد بر غمزمانی از دل ما کم نمی بو***مو ام آن آذرین مرغی که فی‌الحالبسوجم عالم ار برهم زنم بالمصور گر کشد نقشم به گلشنبسوجه گلشن از تاثیر تمثال***ز عشقت آتشی در بوته دیرمدر آن آتش دل و جان سوته دیرمسگت ار پا نهد بر چشم ای دوستبمژگان خاک راهش رو ته دیرم***بدریای غمت دل غوطه‌ور بیمرا داغ فراقت بر جگر بیز مژگان خدنگت خورده‌ام تیرکه هر دم سوج دل زان بیشتر بی***مدامم دل براه و دیده تر بیشراب عیشم از خون جگر بیببویت زندگی یابم پس از مرگترا گر بر سر خاکم گذر بی***گلی کشتم باین الوند دامانآوش از دیده دادم صبح و شامانچو روج آیو که بویش وا من آیوبرد بادش سر و سامان بسامان***دو چشمانت پیاله‌ی پر ز می بیخراج ابروانت ملک ری بیهمی وعده کری امروز و فردانمیدانم که فردای تو کی بی***قدم دایم ز بار غصه خم بیچو مو محنت کشی در دهر کم بیمو هرگز از غم آزادی ندیرمدل بی طالع مو کوه غم بی***بشم واشم ازین عالم بدر شمبشم از چین و ما چین دورتر شمبشم از حاجیان حج بپرسمکه این دوری بسه یا دورتر شم***صدای چاوشان مردن آیوبگوش آوازه‌ی جان کندن آیورفیقان میروند نوبت به نوبتوای آن ساعت که نوبت وامن آیو***به قبرستان گذر کردم کم وبیشبدیدم قبر دولتمند و درویشنه درویش بیکفن در خاک رفتهنه دولتمند برده یک کفن بیش***دیم یک عندلیب خوشنواییکه می‌نالید وقت صبحگاهیبشاخ گلبنی با گل همی گفتکه یارا بی وفایی بی وفایی***به قبرستان گذر کردم صباحیشنیدم ناله و افغان و آهیشنیدم کله‌ای با خاک می‌گفتکه این دنیا نمی‌ارزد بکاهی***هر آنکس مال و جاهش بیشتر بیدلش از درد دنیا ریشتر بیاگر بر سر نهی چون خسروان تاجبه شیرین جانت آخر نیشتر بی***هر آنکس عاشق است از جان نترسدیقین از بند و از زندان نترسددل عاشق بود گرگ گرسنهکه گرگ از هی هی چوپان نترسد***هزاران دل بغارت برده ویشههزارانت دگر خون کرده ویشههزاران داغ ریش ار ویشم اشمردهنو نشمرده از اشمرده ویشه***اگر زرین کلاهی عاقبت هیچاگر خود پادشاهی عاقبت هیچاگر ملک سلیمانت ببخشنددر آخر خاک راهی عاقبت هیچ***غم عشق تو کی بر هر سر آیوهمایی کی به هر بوم و بر آیوزعشقت سرفرازان کامیابندکه خور اول به کهساران بر آیو***ته که نوشم نه‌ای نیشم چراییته که یارم نه‌ای پیشم چراییته که مرهم نه‌ای بر داغ ریشمنمک پاش دل ریشم چرایی***بیته یکدم دلم خرم نمانیاگر رویت بوینم غم نمانیاگر درد دلم قسمت نماینددلی بی غم درین عالم نمانی***اگر یار مرا دیدی به خلوتبگو ای بی‌وفا ای بیمروتگریبانم ز دستت چاک چاکونخواهم دوخت تا روز قیامت***فلک نه همسری دارد نه هم کفبخون ریزی دلش اصلا نگفت افهمیشه شیوه‌ی کارش همینهچراغ دودمانیرا کند پف***فلک در قصد آزارم چراییگلم گر نیستی خارم چراییته که باری ز دوشم بر نداریمیان بار سربارم چرایی***زدل نقش جمالت در نشی یارخیال خط و خالت در نشی یارمژه سازم بدور دیده پرچینکه تا وینم خیالت در نشی یار***پریشان سنبلان پرتاب مکهخمارین نرگسان پرخواب مکهبراینی ته که دل از مابرینیبرنیه روزگار اشتاب مکه***جره بازی بدم رفتم به نخجیرسبک دستی بزد بر بال من تیربرو غافل مچر در کوهسارانهران غافل چرد غافل خورد تیر***مو آن رندم که نامم بی‌قلندرنه خان دیرم نه مان دیرم نه لنگرچو روج آیو بگردم گرد گیتیچو شو آیو به خشتی وانهم سر***مرا نه سر نه سامان آفریدندپریشانم پریشان آفریدندپریشان خاطران رفتند در خاکمرا از خاک ایشان آفریدند***بی ته هر شو سرم بر بالش آیوچو نی از استخوانم نالش آیوشب هجران بجای اشک چشممز مژگان پاره‌های آتش آیو***مو که چون اشتران قانع به خارمجهازم چوب و خرواری ببارمبدین مزد قلیل و رنج بسیارهنوز از روی مالک شرمسارم***سرم چون گوی در میدان بگردهدلم از عهد و پیمان بر نگردهاگر دوران به نااهلان بمانهنشینم تا که این دوران بگرده***دلم از دست تو دایم غمینهببالین خشتی و بستر زمینههمین جرمم که مو ته دوست دیرمکه هر کت دوست دیره حالش اینه***چرا آزرده حالی ای دل ای دلهمه فکر و خیالی ای دل ای دلبساجم خنجری دل را برآرمبوینم تا چه حالی ای دل ای دل***مگر شیر و پلنگی ای دل ای دلبمو دایم به جنگی ای دل ای دلاگر دستم فتی خونت بریجمبوینم تا چه رنگی ای دل ای دل***شب تاریک و سنگستان و مو مستقدح از دست مو افتاد و نشکستنگهدارنده‌اش نیکو نگهداشتوگرنه صد قدح نفتاده بشکست***کشیمان ار بزاری از که ترسیبرانی گر بخواری از که ترسیمو با این نیمه دل از کس نترسمدو عالم دل ته داری از که ترسی***مو آن رندم که پا از سر ندونمسراپایی بجز دلبر ندونمدلارامی کز او دل گیرد آرامبغیر از ساقی کوثر ندونم***مرا عشقت ز جان آذر برآرهزپیکر مشت خاکستر برآرهنهال مهرت از دل گر ببرندهزاران شاخه دیگر برآره***تن محنت کشی دیرم خدایادل با غم خوشی دیرم خدایازشوق مسکن و داد غریبیبه سینه آتشی دیرم خدایا***بود درد مو و درمانم از دوستبود وصل مو و هجرانم از دوستاگر قصابم از تن واکره پوستجدا هرگز نگردد جانم از دوست***خرم کوه و خرم صحرا خرم دشتخرم آنانکه این آلالیان کشتبسی هند و بسی شند و بسی یندهمان کوه و همان صحرا همان دشت***غم عشقت بیابان پرورم کردفراقت مرغ بی‌بال و پرم کردبمو واجی صبوری کن صبوریصبوری طرفه خاکی بر سرم کرد***سه درد آمو بجانم هر سه یکبارغریبی و اسیری و غم یارغریبی و اسیری چاره دیرهغم یار و غم یار و غم یار***تویی آن شکرین لب یاسمین برمنم آن آتشین دل دیدگان تراز آن ترسم که در آغوشم آییگدازد آتشت بر آب شکر***خوشا آنانکه پا از سر ندونندمثال شعله خشک وتر ندونندکنشت و کعبه و بتخانه و دیرسرایی خالی از دلبر ندونند***خوشا آنانکه سودای ته دیرندکه سر پیوسته در پای ته دیرندبدل دیرم تمنای کسانیکه اندر دل تمنای ته دیرند***الهی گردن گردون شود خردکه فرزندان آدم را همه بردیکی ناگه که زنده شد فلانیهمه گویند فلان ابن فلان مرد***دلم از سوز عشق آتش بجان بیبکامم زهر از آن شکر دهان بیهمان دستان که با ته بی بگردنکنونم چون مگس بر سر زنان بی***ته که دور از منی دل در برم نیهوایی غیر وصلت در سرم نیبجانت دلبرا کز هر دو عالمتمنای دگر جز دلبرم نی***دگر شو شد که مو جانم بسوزدگریبان تا بدامانم بسوزدبرای کفر زلفت ای پریرخهمی ترسم که ایمانم بسوزد***دلم بی وصل ته شادی مبینادزدرد و محنت آزادی مبینادخراب آباد دل بی مقدم توالهی هرگز آبادی مبیناد***الاله کوهسارانم تویی یاربنوشه جو کنارانم تویی یارالاله کوهساران هفته‌ای بیامید روزگارانم تویی یار***فلک زار و نزارم کردی آخرجدا از گلعذارم کردی آخرمیان تخته‌ی نرد محبتشش و پنجی بکارم کردی آخر***نمیدانم دلم دیوانه‌ی کیستکجا آواره و در خانه‌ی کیستنمیدونم دل سر گشته‌ی مواسیر نرگس مستانه‌ی کیست***چو آن نخلم که بارش خورده باشندچو آن ویران که گنجش برده باشندچو آن پیری همی نالم درین دشتکه رودان عزیزش مرده باشند***پسندی خوار و زارم تا کی و چندپریشان روزگارم تا کی و چندته که باری ز دوشم برنگیریگری سربار بارم تا کی و چند***دلا غافل ز سبحانی چه حاصلمطیع نفس و شیطانی چه حاصلبود قدر تو افزون از ملایکتو قدر خود نمیدانی چه حاصل***خور از خورشید رویت شرم داردمه نو زابرویت آزرم داردبشهر و کوه و صحرا هر که بینیزبان دل بذکرت گرم دارد***اگر شیری اگر ببری اگر کورسرانجامت بود جا در ته گورتنت در خاک باشد سفره گستربگردش موش و مار و عقرب و مور***عزیزا ما گرفتار دو دردیمیکی عشق و دگر در دهر فردیمنصیب کس مباد این غم که ما راستجمالت یک نظر نادیده مردیم***زدل مهر تو ای مه رفتنی نیغم عشقت بهر کس گفتنی نیولیکن شعله مهر و محبتمیان مردمان بنهفتنی نی***دلا اصلا نترسی از ره دوردلا اصلا نترسی از ته گوردلا اصلا نمیترسی که روزیشوی بنگاه مار و لانه‌ی مور***حرامم بی ته بی آلاله و گلحرامم بی ته بی آواز بلبلحرامم بی اگر بی ته نشینمکشم در پابی گلبن ساغر مل***بسر شوق سر کوی ته دیرمبدل مهر مه روی ته دیرمبت من کعبه‌ی من قبله‌ی منته ای هر سو نظر سوی ته دیرم***خدایا خسته و زارم ازین دلشو و روزان در آزارم ازین دلمو از دل نالم و دل نالد از موزمو بستان که بیزارم ازین دل***سر راهت نشینم تا بیاییدر شادی بروی ما گشاییشود روزی بروز مو نشینیکه تا وینی چه سخت بیوفایی***شدستم پیرو برنایی نماندهبتن توش و توانایی نماندهبمو واجی برو آلاله‌ی چینچرا چینم که بینایی نمانده***خدایا دل ز مو بستان بزارینمی‌آید ز مو بیمار دارینمیدونم لب لعلش به خونمچرا تشنه است با این آبداری***بوره ای روی تو باغ بهارمخیالت مونس شبهای تارمخدا دونه که در دنیای فانیبغیر عشق ته کاری ندارم***بسر غیر ته سودایی ندیرمبدل جز ته تمنایی ندیرمخدا دونه که در بازار عشقتبجز جان هیچ کالایی ندیرم***هزاران غم بدل اندوته دیرمهزار آتش بجان افروته دیرمبیک آه سحر کز دل برآرمهزاران مدعی را سوته دیرم***بیته گلشن به چشمم گلخن آیوواته گلخن به چشمم گلشن آیوگلم ته گلبنم ته گلشنم تهکه واته مرده را جان بر تن آیو***غم عشقت ز گنج رایگان بهوصال تو ز عمر جاودان بهکفی از خاک کویت در حقیقتخدا دونه که از ملک جهان به***سر سرگشته‌ام سامان ندارهدل خون گشته‌ام درمان ندارهبه کافر مذهبی دل بسته دیرمکه در هر مذهبی ایمان نداره***امان از اختر شوریده‌ی موفغان از بخت برگردیده‌ی موفلک از کینه ورزی کی گذارهرود خون از دل غمدیده‌ی مو***بروی ماهت ای ماه ده و چاربه سرو قدت ای زیبنده رخسارکه جز عشقت خیالی در دلم نیبدیاری ندارم مو سر و کار***نهالی کن سر از باغی برآردببارش هر کسی دستی برآردبرآرد باغبان از بیخ و از بناگر بر جای میوه گوهر آرد***غمت در سینه‌ی مو خانه دیرهچو جغدی جای در ویرانه دیرهفلک هم در دل تنگم نهد بازهر آن انده که در انبانه دیره***کشم آهی که گردون پر شرر شیدل دیوانه‌ام دیوانه‌تر شیبترس از برق آه سوته دیلانکه آه سوته دیلان کارگر شی***شبی ناید ز اشکم دیده تر نیسرشکم جاری از خون جگر نیشو و روجم رود با ناله‌ی زارته را از حال زار مو خبر نی***غم و درد دل مو بی حسابهخدا دونه دل از هجرت کبابهبنازم دست و بازوی ته صیادبکش مرغ دلم بالله ثوابه***بی تو تلواسه دیرم ای نکویارزهر در کاسه دیرم ای نکویارمیم خون گریه ساقی ناله مطربمصاحب این سه دیرم ای نکویار***اگر دستم رسد بر چرخ گردوناز او پرسم که این چین است و آن چونیکی را میدهی صد ناز و نعمتیکی را نان جو آلوده در خون***چه باغ است اینکه دارش آذرینهچه دشت است اینکه خونخوارش زمینهمگر بوم و بر سنگین دلان استمگر صحرای عشق نازنینه***کجا بی جای ته ای بر همه شاهکه مو آیم بدانجا از همه راههمه جا جای ته مو کور باطنغلط گفتم غلط استغفرالله***کسیکه ره بفریادم برد نیخبر بر سرو آزادم برد نیهمه خوبان عالم جمع گردندکسیکه یادت از یادم برد نی***به هر شام و سحر گریم بکوئیکه جاری سازم از هر دیده جوئیمو آن بی طالعم در باغ عالمکه گل کارم بجایش خار روئی***سمن زلفا بری چون لاله دیریز نرگس ناز در دنباله دیریاز آن رو سه بمهرم بر نیاریکه در سرناز چندین ساله دیری***شبی نالم شبی شبگیر نالمز جور یار و چرخ پیر نالمگهی همچون پلنگ تیر خوردهگهی چون شیر در زنجیر نالم***وای آن روزی که قاضی مان خدا بیبه میزان و صراطم ماجرا بیبنوبت میروند پیر و جوانانوای آنساعت که نوبت زان ما بی***دل ارمهرت نورزه بر چه ارزهگل است آندل که مهر تو نورزهگریبانی که از عشقت شود چاکبیک عالم گریبان وابیرزه***برویت از حیا خوی ریته دیریدو ابرویت بناز آمیته دیریبه سحر دیده در چاه زنخدانبسی هاروت دل آویته دیری***ز آهم هفت گردون پر شرر بیزمژگانم روان خون جگر بیته که هرگز دلت از غم نسوجهکجا از سوته دیلانت خبر بی***سحرگاهان که اشکم لاوه گیرهزآهم هفت چرخ آلاوه گیرهچنان از دیده ریزم اشک خونینکه گیتی سر بسر سیلابه گیره***عزیزان موسم جوش بهارهچمن پر سبزه صحرا لاله زارهدمی فرصت غنیمت دان درین فصلکه دنیای دنی بی اعتباره***مرا درد آموه و درمان چه حاصلمرا وصل آموه و هجران چه حاصلبسوته بی گل و آلاله بی سرسر سوته کله یاران چه حاصل***دلا از دست تنهایی بجانمز آه و ناله‌ی خود در فغانمشبان تار از درد جداییکند فریاد مغز استخوانم***غم عشق تو مادر زاد دیرمنه از آموزش استاد دیرمبدان شادم که از یمن غم توخراب آباد دل آباد دیرم***الهی سوز عشقت بیشتر کندل ریشم ز دردت ریشتر کنازین غم گر دمی فارغ نشینمبجانم صد هزاران نیشتر کن***غمم بیحد و دردم بی شمارهفغان کاین درد مو درمان ندارهخداوندا ندونه ناصح موکه فریاد دلم بی‌اختیاره***عزیزان از غم و درد جداییبه چشمانم نمانده روشناییبدرد غربت و هجرم گرفتارنه یار و همدمی نه آشنایی***نصیب کس مبو درد دل موکه بسیاره غم بی‌حاصل موکسی بو از غم و دردم خبردارکه دارد مشکلی چون مشکل مو***به لامردم مکان دلبرم بیسخنهای خوشش تاج سرم بیاگر شاهم ببخشد ملک شیرازهمان بهتر که دلبر در برم بی***دلی دیرم خریدار محبتکز او گرم است بازار محبتلباسی دوختم بر قامت دلزپود محنت و تار محبت***خوشا آنانکه تن از جان ندانندتن و جانی بجز جانان ندانندبدردش خو گرند سالان و ماهانبدرد خویشتن درمان ندانند***دل مو بیتو زار و بی قرارهبجز آزار مو کاری ندارهزند دستان بسر چون طفل بدخوبدرد هجرت اینش روزگاره***بوره بلبل بنالیم از سر سوزبوره آه سحر از مو بیاموزتو از بهر گلی ده روز نالیمو از بهر دل‌آرامم شو و روز***خداوندا بفریاد دلم رستو یار بیکسان مو مانده بیکسهمه گویند طاهر کس ندارهخدا یار مو چه حاجت کس***دلی دیرم ولی دیوانه و دنگز دستم شیشه‌ی ناموس بر سنگازین دیوانگی روزی برآیمکه در دامان دلبر برزنم چنگ***همه عالم پر از کرد چه سازمچو مو دلها پر از درد چه سازمبکشتم سنبلی دامان الوندهمواز طالعم زرد چه سازم***قدح بر گیرم و سیر گلان شمبطرف سبزه و آب روان شمدو سه جامی زنم با شادکامیوایم مست و بسیرلالیان شم***مو از جور بتان دل ریش دیرمزلاله داغ بر دل بیش دیرمچو فردا نامه خوانان نامه خوانندمن شرمنده سر در پیش دیرم***دیم آلاله‌ای در دامن خارواتم آلالیا کی چینمت باربگفتا باغبان معذور میداردرخت دوستی دیر آورد بار***خوشا آندل که از خود بیخبر بیندونه در سفر یا در حضر بیبکوه و دشت و صحرا همچو مجنونپی لیلی دوان با چشم تر بی***همه دل ز آتش غم سوتنی بیبهرجان سوز هجر افروتنی بیکه از دست اجل بر تن قباییاگر شاه و گدایی دوتنی بی***قلم بتراشم از هر استخوانممرکب گیرم از خون رگانمبگیرم کاغذی از پرده‌ی دلنویسم بهر یار مهربانم***محبت آتشی در جانم افروختکه تا دامان محشر بایدم سوختعجب پیراهنی بهرم بریدیکه خیاط اجل میبایدش دوخت***الهی ار بواجم ور نواجمته دانی حاجتم را مو چه واجماگر بنوازیم حاجت روا بیوگر محروم سازی مو چه ساجم***مو آن دلداده‌ی بی خانمانممو آن محنت نصیب سخت جانممو آن سرگشته خارم در بیابانکه چون بادی وزد هر سو دوانم***نمیدانم که رازم با که واجمغم و سوز وگدازم با که واجمچه واجم هر که ذونه میکره فاشدگر راز و نیازم با که واجم***سر کویت بتا چند آیم و شمز وصلت بی نوا چند آیم و شمبکویت تا ببیند دیده رویتنترسی از خدا چند آیم و شم***بوره کز دیده جیحونی بسازیمبوره لیلی و مجنونی بسازیمفریدون عزیزم رفتی از دستبوره کز نو فریدونی بسازیم***گلی که خود بدادم پیچ و تابشباشک دیدگانم دادم آبشدرین گلشن خدایا کی روا بیگل از مو دیگری گیرد گلابش***زعشقت آتشی در بوته دیرمدر آن آتش دل و جان سوته دیرمسگت ار پا نهد بر چشمم ایدوستبمژگان خاک پایش روته دیرم***به آهی گنبد خضرا بسوجمفلک را جمله سر تا پا بسوجمبسوجم ار نه کارم را بساجیچه فرمایی بساجی یا بسوجم***اگر جسمم بسوزی سوته خواهماگر چشمم بدوزی دوته خواهماگر باغم بری تا گل بچینمگلی همرنگ و همبوی ته خواهم***سر کوه بلند چندان نشینمکه لاله سر بر آره مو بچینمالاله بیوفا بی بیوفا بینگار بیوفا چون مو گزینم***ز وصلت تا بکی فرد آیم و شمجگر پر سوز و پر درد آیم و شمبموگوئی که در کویم نیاییمو تا کی با رخ زرد آیم و شم***خوشا روزی که دیدار ته وینمگل و سنبل ز رخسار ته چینمبیا بنشین که تا وینم شو و روزجمالت ای نگار نازنینم***دلم زار و حزینه چون ننالموجودم آتشینه چون ننالمبمو واجن که طاهر چند نالیچو مرگم در کمینه چون ننالم***بیته گلشن چو زندان بچشممگلستان آذرستان بچشممبیته آرام و عمر و زندگانیهمه خواب پریشان بچشمم***بشو یاد تو ای مه پاره هستمبروز از درد و غم بیچاره هستمتو داری در مقام خود قراریمویم که در جهان آواره هستم***غریبی بس مرا دلگیر داردفلک بر گردنم زنجیر داردفلک از گردنم زنجیر بردارکه غربت خاک دامنگیر دارد***هر آن دلبر که چشم مست دیرههزاران دل چو ما پا بست دیرهمیان عاشقان آن ماه سیماچو شعر مو بلند و پست دیره***قضا رمزی زچشمان خمارشقدر سری ز زلف مشگبارشمه و مهر آیتی ز آنروی زیبانکویان جهان آئینه دارش***شبی کان نازنینم در بر آیوگذشته عمرم از نو بر سر آیوهمه شو دیده‌ی مو تا سحرگاهبره باشد که یارم از در آیو***دلا راهت پر از خار و خسک بیگذرگاه تو بر اوج فلک بیشب تار و بیابان دور منزلخوشا آنکس که بارش کمترک بی***دلی چون مو بغم اندوته ای نیزری چون جان مو در بوته‌ای نیبجز شمعم ببالین همدمی نهکه یار سوته دل جز سوته‌ای نی***شبم از روز و روز از شو بتر بیدل آشفته‌ام زیر و زبر بیشو و روز از فراقت ناله‌ی موچو آه سوته جانان پر شرر بی***خور آئین چهره‌ات افروته‌تر بیبجانم تیر عشقت دوته‌تر بیچرا خال رخت دونی سیاهههر آن نزدیک خور بی سوته‌تر بی***صفا هونم صفا هونم چه جابیکه هر یاری گرفتم بیوفا بیبشم یکسر بتازم تا به شیرازکه در هر منزلی صد آشنا بی***بمو واجی چرا ته بیقراریچو گل پرورده‌ی باد بهاریچرا گردی بکوه و دشت و صحرابجان او ندارم اختیاری***مو آن باز سفیدم همدانیلانه در کوه دارم سایبانیببال خود پرم کوهان بکوهانبچنگ خود کرم نخجیر بانی***عزیزا مردی از نامرد نایوفغان و ناله از بیدرد نایوحقیقت بشنو از پور فریدونکه شعله از تنور سرد نایو***بدام دلبری دل مبتلا بیکه هجرانش بلا وصلش بلا بیدرین ویرانه دل جز خون ندیدمنه دل گویی که دشت کربلا بی***دل دیوانه‌ام دیوانه‌تر شیخرابه خانه‌ام ویرانه‌تر شیکشم آهی که گردون را بسوجمکه آه سوته دیلان کارگر شی***قدم دایم زبار غصه خم بیچو مو خونین دلی در دهر کم بیزغم یکدم مو آزادی ندیرمدل بیچاره‌ی مو کوه غم بی***جهان خوان و خلایق میهمان بیگل امروز مو فردا خزان بیسیه چالی که نامش را نهند گوربما واجن که اینت خانمان بی***سحرگان که بلبل بر گل آیوبدامان اشک چشمم گل گل آیوروم در پای گل افغان کنم سرکه هر سوته دلی در غلغل آیو***گلان فصل بهاران هفته‌ای بیزمان وصل یاران هفته‌ای بیغنیمت دان وصال لاله رویانکه گل در لاله زاران هفته‌ای بی***شبی خواهم که پیغمبر ببینمدمی با ساقی کوثر نشینمبگیرم در بغل قبر رضا رادر آن گلشن گل شادی بچینم***زهجرانت هزار اندیشه دیرمهمیشه زهر غم در شیشه دیرمز نا سازی بخت و گردش چرخفغان و آه و زاری پیشه دیرم***بروی دلبری گر مایلستممکن منعم گرفتار دلستمخدا را ساربان آهسته میرانکه من وامانده‌ی این قافلستم***بی ته سر در بیابانم شو و روزسرشک از دیده بارانم شو و روزنه بیمارم که جایم میکری دردهمیدانم که نالانم شو و روز***همه روزم فغان و بیقراریشوان بیداری و فریاد و زاریبمو سوجه دل هر دور و نزدیکته از سنگین دلی پروا نداری***بمیرم تا ته چشم‌تر نبینیشرار آه پر آذر نبینیچنانم آتش عشقت بسوجهکه از مو مشت خاکستر نبینی***وای آن روجی که در قبرم نهند تنگببالینم نهند خشت و گل و سنگنه پای آنکه بگریزم ز ماراننه دست آنکه با موران کنم جنگ***بدل چون یادم از بوم و بر آیوسر شگم بیخود از چشم تر آیواز آن ترسم من بر گشته دورانکه عمرم در غریبی بر سر آیو***ز دست چرخ گردون داد دیرمهزاران ناله و فریاد دیرمنشنید دستانم با خس و خارچگونه خاطر خود شاد دیرم***دلا راه تو پر خار و خسک بیدرین ره روشنایی کمترک بیگر از دستت بر آید پوست از تنبیفکن تا که بارت کمترک بی***دلی دیرم چو مو دیوانه و دنگزده آئینه هر نام بر سنگبمو واجند که بی نام و ننگیهر آن یارش تویی چه نام و چه ننگ***سرم بالین تنم بستر ندارهدلم جز شوق ته در سر ندارهنهد دور از ته هر کس سر ببالینالهی سر ز بالین بر نداره***سیاهی دو چشمانت مرا کشتدرازی دو زلفانت مرا کشتبه قتلم حاجت تیر و کمان نیستخم ابرو و مژگانت مرا کشت***بلا رمزی ز بالای ته باشدجنون سری ز سودای ته باشدبصورت آفرینم این گمان بیکه پنهان در تماشای ته باشد***نگارینا دل و جانم ته دیریهمه پیدا و پنهانم ته دیرینمیدانم که این درد از که دیرمهمیدانم که درمانم ته دیری***مو آن محنت کش حسرت نصیبمکه در هر ملک و هر شهری غریبمنه بو روزی که آیی بر سر منبوینی مرده از هجرحبیبم***بغیر ته دگر یاری ندیرمبه اغیاری سر و کاری ندیرمبدکان ته آن کاسد متاعمکه اصلا روی بازاری ندیرم***بوره جانا که جانانم تویی توبوره یارا که سلطانم تویی توته دونی خود که مو جز تو ندونمبوره بوره که ایمانم تویی تو***سرم سودای گیسوی ته دیرهدلم میل گل روی ته دیرهاگر چشمم بماه نو کره میلنظر بر طاق ابروی ته دیره***اگر دردم یکی بودی چه بودیوگر غم اندکی بودی چه بودیبه بالینم طبیبی یا حبیبیازین هر دو یکی بودی چه بودی***مو آن رندم که عصیان پیشه دیرمبدستی جام و دستی شیشه دیرماگر تو بیگناهی رو ملک شومن از حوا و آدم ریشه دیرم***گرم خوانی ورم رانی ته دانیگرم درتش بسوزانی ته دانیورم بر سر زنی الوند و میمندهمی واجم خدا جانی ته دانی***نگار تازه خیز ما کجاییبچشمان سرمه ریز ما کجایینفس بر سینه‌ی طاهر رسیدهدم رفتن عزیز ما کجایی***چه خوش بی‌مهربانی هر دو سر بیکه یکسر مهربانی دردسر بیاگر مجنون دل شوریده‌ای داشتدل لیلی از آن شوریده تر بی***به خنجر گر برآرند دیدگانمدر آتش گر بسوزند استخوانماگر بر ناخنانم نی بکوبندنگیرم دل ز یار مهربانم***من آن شمعم که اشکم آتشین بیکه هر سوته دلی حالش همین بیهمه شب گریم و نالم همه روزبیته شامم چنان روزم چنین بی***تو آری روز روشن را شب از پیشده کون و مکان از قدرتت حیحقیقت بشنو از طاهر که گردیدبیک کن خلقت هر دو جهان طی***شب تار است و گرگان میزنند میشدو زلفانت حمایل کن بوره پیشاز آن کنج لبت بوسی بمودهبگو راه خدا دادم بدرویش***دلی دیرم چو مرغ پا شکستهچو کشتی بر لب دریا نشستهتو گویی طاهرا چون تار بنوازصدا چون میدهد تار گسسته***مو آن دل داده یکتا پرستمکه جام شرک و خود بینی شکستممنم طاهر که در بزم محبتمحمد را کمینه چاکرستم***الهی ای فلک چون مو زبون شیدلت همچون دل مو غرق خون شیاگر یک لحظه ام بی غم بوینییقین دانم کزین غم سرنگون شی***مدامم دل پر از خون جگر بیچو شمع آتش بجان و دیده تر بینشینم بر سر راهت شو و روزکه تا روزی ترا بر مو گذر بی***بنادانی گرفتم کوره راهیندانستم که می‌افتم بچاهیبدل گفتم رفیقی تا به منزلندانستم رفیق نیمه راهی***من آن رندم که گیرم از شهان باجبپوشم جوشن و بر سر نهم تاجفرو ناید سر مردان به نامرداگر دارم کشند مانند حلاج***زمشک‌تر سیه‌تر سنبلت بیهزاران دل اسیر کاکلت بیزآه و ناله تاثیری ندیدمزخارا سخت‌تر گویا دلت بی***نپرسی حال یار دلفکارتکه هجران چون کند با روزگارتته که روز و شوان در یاد موییهزارت عاشق با مو چه کارت***همه شو تا سحر اختر شمارمکه ماه رویت آیو در کنارمشوان گوشم بدر چشمم براهتگذاری تا بکی در انتظارم***شبی دیرم زهجرت تار تاروگرفته ظلمتش لیل و نهاروخداوندا دلم را روشنی دهکه تا وینم جمال هشت و چارو***دلم میل گل روی ته دیرهسرم سودای گیسوی ته دیرهاگر چشمم بماه نو کره میلنظر بر طاق ابروی ته دیره***الاله کوهساران هفته ای بیبنفشه جو کناران هفته‌ای بیمنادی میکره شهرو به شهرووفای گلعذاران هفته‌ای بی***الهی دل بلا بی دل بلا بیگنه چشمان کره دل مبتلا بیاگر چشمان نکردی دیده بانیچه داند دل که خوبان در کجابی***بیا سوته دلان گردهم آئیمسخنها واکریم غم وانماییمترازو آوریم غمها بسنجیمهر آن سوته تریم وزنین تر آئیم***ته کت نازنده چشمان سرمه ساییته کت زیبنده بالا دلرباییته کت مشکین دو گیسو در قفاییبمو واجی که سرگردان چرایی***جهان بی‌وفا زندان ما بیگل غم قسمت دامان ما بیغم یعقوب و محنت‌های ایوبهمه گویا نصیب جان ما بی***خوش آن ساعت که یار از در آیوشو هجران و روز غم سر آیوزدل بیرون کنم جانرا بصد شوقهمی واجم که جایش دلبر آیو***زشورانگیزی چرخ و فلک بیکه دایم چشم بختم پر نمک بیدمادم دود آهم تا سما بیپیاپی سیل اشکم تا سمک بی***خوشا آنان که با ته همنشینندهمیشه با دل خرم نشینندهمین بی رسم عشق و عشقبازیکه گستاخانه آیند و ته بینند***هر آنکس با تو قربش بیشتر بیدلش از درد هجران ریشتر بیاگر یکبار چشمانت بوینمبجانم صد هزاران نیشتر بی***شوان استارگان یک‌یک شمارمبراهت تا سحر در انتظارمپس از نیمه شوان که ته نیاییزدیده اشک چون باران ببارم***خوشا آنانکه هر از بر ندانندنه حرفی وانویسند و نه خوانندچو مجنون سر نهند اندر بیابانازین گو گل روند آهو چرانند***سخن از هر چه واجم واتشان بیحدیث از بیش و از کم واتشان بیبدریا گر روم گوهر بر آرمهر آن گوهر که وینم واتشان بی***دلی دیرم که بهبودش نمی‌بوسخنها میکرم سودش نمی‌بوببادش میدهم نش میبرد باددر آتش می‌نهم دودش نمی‌بو***خدایا واکیان شم واکیان شمبدین بیخانمانی واکیان شمهمه از در برانند سوته آیمته که از در برانی واکیان شم***بهار آیو به هر شاخی گلی بیبهر لاله هزاران بلبلی بیبهر مرزی نیارم پا نهادنمبو کز مو بتر سوز دلی بی***بیا جانا دل پردرد مو بینسرشک سرخ و روی زرد مو بینغم مهجوری و درد صبوریهمه برجان غم پرورد مو بین***ز بوی زلف تو مفتونم ای گلز رنگ روی تو دلخونم ای گلمن عاشق زعشقت بیقرارمتو چون لیلی و من مجنونم ای گل***بهار آیو به صحرا و در و دشتجوانی هم بهاری بود و بگذشتسر قبر جوانان لاله رویهدمی که گلرخان آیند به گلگشت***اگر شاهین بچرخ هشتمینهکند فریاد مرگ اندر کمینهاگر صد سال در دنیا بمانیدر آخر منزلت زیر زمینه***دلی دیرم دمی بیغم نمی‌بوغمی دیرم که هرگز کم نمی‌بوخطی دیرم مو از خوبان عالمکه یار بیوفا همدم نمی‌بو***وای ازین دل که نی هرگز بکامموای ازین دل که آزارد مدامموای ازین دل که چون مرغان وحشینچیده دانه اندازد بدامم***مو که یارم سر یاری ندیرهمو که دردم سبکباری ندیرههمه واجن که یارت خواب نازهچه خوابست اینکه بیداری ندیره***نمیدانم که سرگردان چرایمگهی نالان گهی گریان چرایمهمه دردی بدوران یافت درمانندانم مو که بیدرمان چرایم***دل از دست غمت زیر و زبر بیبچشمان اشکم از خون جگر بیهران یاری چو مو پرناز دیرهدلش پر غصه جانش پر شرر بی***بدنیای دنی کی ماندنی بیکه دامان بر جهان افشاندنی بیهمی لا تقنطوا خوانی عزیزادلا یا ویلنا هم خواندنی بی***از آن روزیکه ما را آفریدیبغیر از معصیت چیزی ندیدیخداوندا بحق هشت و چارتز ما بگذر شتر دیدی ندیدی***مو که آشفته حالم چون ننالمشکسته پر و بالم چون ننالمهمه گویند فلانی چند نالیتو آیی در خیالم چون ننالم***بشم واشم که تا یاری گره دلبه بختم گریه و زاری گره دلبگردی و نجوئی یار دیگرکه از جان و دلت یاری گره دل***خدایی که مکانش لامکان بیصفابخش جمال گلرخان بیپدید آرنده‌ی روز و شب و خلقکه بر هر بنده او روزی رسان بی***گلش در زیر سنبل سایه پرورنهال قامتش نخلی است نوبرزعشق آن گل رعنا همه شبچو بلبل ناله و افغان برآور***دل شاد از دل زارش خبر نیتن سالم زبیمارش خبر نینه تقصیره که این رسم قدیمهکه آزاد از گرفتارش خبر نی***دل ار عشقت نداره مرده اولیروان بی درد عشق افسرده اولیسحر بلبل زند در گلشن آوازکه گل بی عشق حق پژمرده اولی***هزاران لاله و گل در جهان بیهمه زیبا به چشم دیگران بیآلاله‌ی مو به زیبایی درین باغسرافراز همه آلالیان بی***دل عاشق به پیغامی بسازدخمار آلوده با جامی بسازدمرا کیفیت چشم تو کافیستریاضت کش ببادامی بسازد***هر آن باغی که نخلش سر بدر بیمدامش باغبون خونین جگر بیبباید کندنش از بیخ و از بناگر بارش همه لعل و گهر بی***ببندم شال و میپوشم قدک رابنازم گردش چرخ و فلک رابگردم آب دریاها سراسربشویم هر دو دست بی نمک را***اگر دل دلبر و دلبر کدام استوگر دلبر دل و دلرا چه نام استدل و دلبر بهم آمیته وینمندونم دل که و دلبر کدام است***ته دوری از برم دل در برم نیستهوای دیگری اندر سرم نیستبجان دلبرم کز هر دو عالمتمنای دگر جز دلبرم نیست***شیرمردی بدم دلم چه دونستاجل قصدم کره و شیر ژیونستز موشیر ژیان پرهیز می‌کردتنم وا مرگ جنگیدن ندونست***نفس شومم بدنیا بهر آن استکه تن از بهر موران پرورانستندونستم که شرط بندگی چیستهرزه بورم بمیدان جهانست***قضا پیوسته در گوشم بواجهکه این درد دل تو بی علاجهاگر گوهر ببی خواهون نداریهمین این جون تو که بی رواجه***لاله کاران دگر لاله مکاریدباغبانان دو دست از گل بداریداگر عهد گلان این بو که دیدمبیخ گل بر کنید و خار بکارید***شوانم خواب در مرز گلان کردگلم واچید و خوابم را زیان کردباغبان دید که مو گل دوست دیرمهزاران خار بر گل پاسبان کرد***گیج و ویجم که کافر گیج میرادچنان گیجم که کافر هم موی نادبر این آئین که مو را جان و دل دادشمع و پروانه را پرویج میداد***دمی بوره بوین حالم ته دلبردلم تنگه شبی با مو بسر برته گل بر سر زنی ای نو گل موبه جای گل زنم مو دست بر سر***دلم زار و دلم زار و دلم زارطبیبم آورید دردم کرید چارطبیبم چون بوینه بر موی زارکره در مون دردم را بناچار***مو که سر در بیابانم شو و روزسرشک از دیده بارانم شو و روزنه تب دیرم نه جایم میکند دردهمیدونم که نالونم شو و روز***به این بی آشنایی برکیاشمبه این بی خانمانی برکیاشمهمه گر مو برونند واته آیمته از در گر برونی برکیاشم***مو آن آزرده‌ی بی خانمانممو آن محنت نصیب سخت جانممو آن سرگشته خارم در بیابونکه هر بادی وزد پیشش دوانم***بوره سوته دلان با ما بنالیمزدست یار بی پروا بنالیمبشیم با بلبل شیدا به گلشناگر بلبل نناله ما بنالیم***بوره روزی که دیدار ته وینمگل و سنبل به دیدار تو چینمبوره بنشین برم سالان و ماهانکه تا سیرت بوینم نازنینم***به عشقت ای دلارا نگروستمنوید وصل تو تا نشنوستمبدل تخم وفایت کشتم آخربجز اندوه و خواری ندروستم***خوش آنساعت که دیدار ته وینمکمند عنبرین تار ته وینمنوینه خرمی هرگز دل مومگر آن دم که رخسار ته وینم***دلم دور است و احوالش ندونمکسی خواهد که پیغامش رسونمخداوندا ز مرگم مهلتی دهکه دیداری بدیدارش رسونم***بوره یکدم بنالیم و بسوجیماز آنرویی که هر دو تیره روجیمته بلبل حاش لله مثل مو نینبو جز درد و غم یک عمر روجیم***دلم دردین و نالین چه واجمرخم گردین و خاکین چه واجمبگردیدم به هفتاد و دو ملتبصد مذهب منادین چه واجم***از آن انگشت نمای روزگارمکه دور افتاده از یار و دیارمندونم قصد جان کردن بناحقبجز بر سرزدن چاره ندارم***از آن دلخسته و سینه فگارمکه گریان در ته سنگ مزارمبواجندم که ته شوری نداریسرا پا شور دارم شر ندارم***بدل درد غمت باقی هنوزمکسی واقف نبو از درد و سوزمنبو یک بلبل سوته به گلشنبه سوز مو نبو کافر به روزم***فلک کی بشنود آه و فغانمبهر گردش زند آتش بجانمیک عمری بگذرانم با غم و دردبکام دل نگردد آسمانم***نذونی ای فلک که مستمندموامو پر بد مکه که دردمندمبیک گردش که میکردی ببینیچو رشته مو بسامانت ببندم***کنون داری نظر گو واکیانمز جورت در گدازه استخوانمبکه اندیشه‌ای بیداد پیشهکه آهم تیر بو ناله کمانم***ز حال خویشتن مو بیخبر بیمندونم در سفر یا در حضر بیمفغان از دست تو ای بیمروتهمین ذونم که عمری دربدر بیم***گلستان جای تو ای نازنیننممو در گلخن به خاکستر نشینمچه در گلشن چه در گلخن چه صحراچو دیده واکرم جز ته نوینم***کافرم گر منی آلاله کارمکافرم گر منی آبش بدارمکافرم گر منی نامش برم نامدو صد داغ دل از آلاله دارم***غم عالم همه کردی ببارممگر مو لوک مست سر قطارممهارم کردی و دادی به ناکسفزودی هر زمان باری ببارم***هزاران ملک دنیا گر بدارمهزاران ملک عقبی گر بدارمبوره ته دلبرم تا با ته واجمکه بی روی تو آنرا گر بدارم***تو خود گفتی که مو ملاح مانمبه آب دیدکان کشتی برانمهمی ترسم که کشتی غرق وابودرین دریای بی پایان بمانم***فلک بر هم زدی آخر اساسمزدی بر خمره‌ی نیلی لباسماگر داری برات از قصد جانمبکن آخر ازین دنیا اساسم***مو که مست از می انگور باشمچرا از نازنینم دور باشممو که از آتشت گرمی نوینمچرا از دود محنت کور باشم***الهی دشمنت را خسته وینمبه سینه اش خنجری تا دسته وینمسر شو آیم احوالش بپرسمسحر آیم مزارش بسته وینم***دلا خونی دلا خونی دلا خونهمه خونی همه خونی همه خونز بهر لیلی سیمین عذاریچو مجنونی چو مجنونی چو مجنون***خوشا آنان نه سر دارند نه ساماننشینن هر دو پا پیچن به دامانشو و روزان صبوری پیش گیرنبیاد روی دلداران مدامان***بعالم کس مبادا چون من آئینمو آئین کس مبو در دین و آئینهر آنکو حال موش باور نمیبومو آئین بی مو آئین بی مو آئین***بوره ای دل بوره باری بشیمانمکه کاری کز آن گردی پشیمانیه دو روزی بناکامی سرآریمباشه روزی که گل چینیم بدامان***دلم از دست ته نالانه نالاناندرون دلم خون کشته پالانهزاران قول با ما بیش کردیهمه قولان ته بالان بالان***ته سر ورزان مو سودای ته ورزانگریبان بلرزان وا ته لرزانکفن در کردنم صحرای محشرهران وینان احوال ته پرسان***ز یاد خود بیا پروا کریمانازو کو التجا وا که بریمانکیه این تاب داره تا مو دارمنداره تاب این سام نریمان***بوره منت بریم ما از کریمانبکشیم دست از خوان لیمانکریمان دست در خوان کریمیکه بر خوانش نظر دارند کریمان***زدست مو کشیدی باز دامانز کردارت نبی یک جو پشیمانروم آخر بدامانی زنم دستکه تا از وی رسد کارم بسامان***دلم تنگ ندانم صبر کردنزدلتنگی بوم راضی بمردنز شرم روی ته مو در حجابمندانم عرض حالم واته کردن***آنکه بی خان و بی مانه منم منآنکه بر گشته سامانه منم منآنکه شادمان به انده میکره روزآنکه روزش چو شامانه منم و من***پشیمانم پشیمانم پشیمانکاروانی بوینم تا بشیمانکهن دنیا بهیچ کسی نماندهبه هرزه کوله باری میکشیمان***مو آن اسپید بازم سینه سوهانچراگاه مو بی سر بشن کوهانهمه تیغی به سوهان میکرن تیزمو آن تیغم که یزدان کرده سوهان***برندم همچو یوسف گر بزندانویا نالم زغم چون مستمنداناگر صد باغبان خصمی نمایدمدام آیم بگلزار تو خندان***نوای ناله غم اندوته دونوعیار قلب خالص بوته دونوبوره سوته دلان واهم بنالیمکه قدر سوته دل دلسوته دونو***سری دارم که سامانش نمیبوغمی دارم که پایانش نمیبواگر باور نداری سوی من آیبوین دردی که درمانش نمیبو***به والله که جانانم تویی توبسلطان عرب جانم تویی تونمیدونم که چونم یا که چندمهمی دونم که درمانم تویی تو***بهارم بی خزان ای گلبن موچه غم کنده ببو بیخ و بن موبرس ای سوته دل یکدم به دردمته ای امروز دل تازه کن مو***نیا مطلق بکارم این دل موبجز خونابه اش نه حاصل موداره در موسم گل جوش سوداچه پروایی کره اینجا دل مو***وای از روزی که قاضیمان خدا بوسر پل صراطم ماجرا بوبنوبت بگذرند پیر و جوانانوای از آندم که نوبت زان ما بو***چو مو یک سوته دل پروانه‌ای نهبعالم همچو مو دیوانه‌ای نههمه مارون و مورون لانه دیرنمن دیوانه را ویرانه‌ایی نه***مو را ای دلبر مو با ته کارهوگرنه در جهان بسیار یارهکجا پروای چون مو سوته دیریچو مو بلبل به گلزارت هزاره***درین بوم و برانم پرورش نهشوانم جا و روزانم خورش نهسری دیرم که مغزی اندرو نهتنی دیرم که پروای سرش نه***مو را درد دلم خو کرده واتهندونی درد دل ای بیوفا تهبوره مو سوته دل واته سپارمته ذونی با دل و دل ذونه با ته***بدنیا مو نوینم کام بی تهبدس هرگز نگیرم جام بی تهبلرزم روز و شو چون بید مجنونندارم یک نفس آرام بی ته***سحرگاهان فغان بلبلانهبیاد روی پر نور گلانهز آه مو فلک آخر خدرکهاثر در ناله‌ی سوته دلانه***بدنیا مثل مو دل سوته‌ای نهبدرد سوز غم اندوته‌ای نهچسان بندم ره سیل دو دیدهکه این زخم دلم لو سوته‌ای نه***دل مو دایم اندر ماتم تهبدل پیوسته بی‌درد و غم تهچه پرسی که چرا قدت ببوخمخم قدم از آن پیچ و خم ته***زغم جان در تنم در گیر و دارهسرم در رهن تیغ آبدارهندارم اختیاری از چه جوششدل مو تاب این سودا نداره***به کس درد دل مو واتنی نهکه سنگ از آسمون انداتنی نهبمو واجن که ترک یار خود کهکسیس یارم که ترکش واتنی نه***دل مو غیرته دلبر نگیرهبجای جوهری جوهر نگیرهدل مو سوته و مهر ته آذرنبی ناسوته آذر در نگیره***نذونم لوت و عریانم که کردهخودم جلاد و بیجونم که کردهبده خنجر که تا سینه کنم چاکببینم عشق بر جونم چه کرده***دو چشمم را ته خون پالا کنی تهکلاه عقلم از سر وا کنی تهاگر لیلی بپرسه حال مجنوننظر او را سوی صحرا کنی ته***مو را نه فکر سودایی نه سودینه در دل فکر بهبودی نه بودینخواهم جو کنار و چشمه سارونکه هر چشمم هزارون زنده رودی***شوم از شام یلدا تیره‌تر بیدرد دلم ز بودردا بتر بیهمه دردا رسن آخر بدرموندرمان درد ما خود بی اثر بی***پی مرگ نکویان گل نروییدگر رویی نه رنگش بی نه بوییز خود رو هیچ حاصل برنخیزدبجز بدنامی و بی‌آبرویی***به جز این مو ندارم آرزوییکه باشد همدم مو لاله‌روییاگر درد دلم واجم به کوهاندگر در کوهساران گل نرویی***دل بی عشق را افسردن اولیهر که دردی نداره مردن اولیتنی که نیست ثابت در ره عشقذره ذره به آتش سوتن اولی***من دل سوته را لایق ندونیکه در دیوان عشاقت بخونیهزارون بارم از خونی ببو کمز تو زیرا که بحر بیکرونی***یقینم حاصله که هرزه گردیازین گردش که داری برنگردیبروی مو ببستی هر رهی رابدین عادت که داری کی ته مردی***نپنداری که زندان خوشترم بیسرم بو گوی میدان خوشترم بیچو گلخن تار و تاریکه به چشممگلستان بی ته زندان خوشترم بی***ز بیداد فلک یارون امان بیامان جستن روز آخرزمان بیاگر پاره کرم یخه بجا بوکه وامو آسمان پرسرگران بی***در اشکم بدامان ریته اولیخون دلم ز چشمان ریته اولیبکس حرفی ز جورت وانواجمکه حرف جور پنهان ریته اولی***دل تو کی ز حالم با خبر بیکجا رحمت باین خونین جگر بیتو که خونین جگر هرگز نبودیکی از خونین جگرها با خبر بی***بسوی باغ و بستان لاله وابیهمه موها مثال ژاله وا بیوگر سوی خراسان کاروان رارهانم مو سوی بنگاله وا بی***غم اندر سینه‌ی مو خانه دیریچو ویرانه که بوم آشانه دیریفلک اندر دل مسکین مو نهازین غم هرچه در انبانه دیری***هر آن کالوند دامان مو نشانیدامان از هر دو عالم در کشانیاشک خونین پاشم از راه الوندتا که دلبر بپایش برفشانی***ز دل بیرون نبجتم ناله ناییز مژگان تر مو ژاله ناییشوی نایه که مو خوابت بوینمبه بخت مو به چشم لاله نایی***چه واجم هر چه واجم واته‌شان بیسخن از بیش و از کم واته‌شان بیبدریا مو شدم گوهر برآرمهر آن گوهر که دیدم واته‌شان بی***دلم بلبل صفت حیران گل بیدرونم چون درخت پی بگل بیخونابه بار دیرم ارغوان واردرخت نهله بارش خون دل بی***مو احوالم خرابه گر تو جوییجگر بندم کبابه گر تو جوییته که رفتی و یار نو گرفتیقیامت هم حسابه گر تو جویی***زخور این چهره‌ات افروته‌تر بیتیر عشقت بجانم روته‌تر بیمرا اختر بود خال سیاهتز مو یارا که اختر سوته‌تر بی***مرا دیوانه و شیدا ته دیریمرا سرگشته و رسوا ته دیرینمیدونم دلم دارد کجا جایهمیدونم که دردی جا ته دیری***زدست عشق هر شو حالم این بیسریرم خشت و بالینم زمین بیخوشم این بی که موته دوست دیرمهر آن ته دوست داره حالش این بی***عزیزون از غم و درد جداییبه چشمونم نمانده روشناییگرفتارم بدام غربت و دردنه یار و همدمی نه آشنایی***ته که خورشید اوج دلرباییچنین بیرحم و سنگین دل چراییبه اول آنهمه مهر و محبتبه آخر راه و رسم بی وفایی
موضوعات مرتبط: شعروآهنگ

تاريخ : چهارشنبه هفتم تیر 1391 | 7:53 | نویسنده : ناشناس |

همه مازیبایی رادوست داریم واین خصلتی است که خدا دروجودهمه بندگانش گذاشته چراکه خداوند از روح خود درانسان دمیده و خودش همیشه زیبا پسند است اما زیبایی هم باید ظاهری باشدوهم باطنی چراکه با باطنی زیبا می توان ظاهر راهم زیبا کرداما دراینجا من می خواهم چندراه برای زیباترشدن ظاهر رابگویم 

اصلاح طرز تفکر مهم ترین و ارزان ترین وموثرترین راز زیبایی است. تنهابه نکات ظاهری توجه نکنید.توجه به جزئییات اعتمادبه نفستان رابه نمایش خواهدگذاشت ونشان خواهددادکه شمابه خوداهمیت می دهید 

تغییر نحوه ی نگرش سریع ترین راه حلی است که من می شناسم .تغییرنحوه ی تفکر ازخرید هرمحصول آرایشی مهم تر است قدرت دگرگونی آن ازهرمدل مویی که بهترین آرایشگران به موی شمابدهند یاتشریفاتی ترین آرایش چهره بیشتراست 

اگربه راستی مایلیدخودراتغییردهیدبایدتغییرات لازم رامجسم کنید ظاهرمامحتاج چه تغییراتی است؟ خودراباپوستی روشن تروبدنی مناسب تروموهایی درخشان وسالم تروچهره ای باشکوه ترتصورکنید.این تغییرات رویانیستند به همه ی آنهامی توان دست یافت اما ازتعیین اهدافی که غیرممکن وخلاف واقع اندبپرهیزید زیرابدان ها دست نخواهیدیافت. 
به خودبی همتای خودتوجه کنیدوبه روی آنچه داریدسرمایه گذاری کنیداگرعیبی در بدنتان است خوبیهایی هم وجود دارد بیشتر به آن نکات مثبت فکرکنیداما برای بهترشدن همیشه تلاش کنید. 

آرایش وزینت دادن خویش جزئی ازوجودهرزنی است. زنانی که اعتمادبه نفس کافی دارند ازآرایش ورسیدگی به ظاهرخویش به عنوان روشی برای رها ساختن استرس های روزانه وتقویت روحیه بهره می گیرند . زنانی که به ظاهرخویش توجه دارنددیگران راشیفته ی خودمی سازندوبه مادرباره ی سلیقه ومدوشکوه زن می آموزند. من معتقدم غرور تاحدی یک ویژگی مثبت است زیرا به ما اجازه می دهدافکارخودرا نیز چون ظاهرمان آراسته نماییم. 

خودرازیباوجذاب بدانیدزیراجهان همان راخواهددیدکه شما احساس می کنید. سعی کنیدتاجایی که ممکن است خوش ظاهربه نظربرسیداما پس ازآنظاهرخودرافراموش کنید. من زنانی رادیده ام که به ظاهرخودبی توجه بوده اندوحتی متوجه تکه اسفناجی که به دندانشان چسبیده است نشده اندوبرعکس باکسانی روبرو شده ام که نمی توانستندحتی ده دقیقه بدون نگاه کردن به آینه وتوجه به ظاهرشان سرکنند . بین این دوحالت موقعیت دلپذیرتری حاکم است . افراط وتفریط هیچ جا خوب نبوده بلکه روشهایی درزندگی هست که به کمک آنها می توان هم خوب وزیبا زندگی کرد وهم وسواسی نبود. 


ازجسم خود مراقبت کنیدوبدانیدمراقبت ازجسم روحتان راهم سالم تر خواهدکردمراقبت ازجسمتان به شمااحساس خوبی خواهدبخشید پس به وجودخود احترام بگذارید درغیراین صورت درست مانند این است که به دیگران اجازه داده اید به شما بی احترامی کنند . 

من اینجاقصددارم برای شما چندکارمهم را بگویم که برای سلامتی روح وزیباتر شدن ظاهر هرکس مفیدهستندوامیدوارم استفاده کنید. 

لازم نیست کاری که برای خودتان صورت می دهید بسیار ویژه یاپرخرج باشد. کتاب روحیه بخشی بخوانید . درحمام درون وان پرازکف غوطه بخورید و حتما هرروز زمانی راتنها به خود اختصاص دهید.چنین فعالیت های لذت بخشی بااینکه کوچکند اما به شما احساس ویژه ای خواهندداد. اگرلازم باشدخودرامجبوربه انجام این کارکنید تا زمانی فرا برسدکه احساس کنیدواقعا شایسته ی این توجه ها ورسیدگی ها هستید. چه بخواهیدیانه آنچه مردم راجع به شما می گویندمی توانداحساس خوب یابدی به شما بدهدپس همیشه سعی کنیددر رابطه ها ودوستیهایتان کسانی یاحداقل کسی رابیابید که بتواندبه شما احساس خوبی بدهد داشتن چنین دوستانی به شمااعتمادبه نفس خواهددادچنین دوستانی آینه ی واقعی شماو سازنده ی عزت نفستان هستند. 

بایدهرروز زمانی رایرای تنهایی ورسیدگی به خوداختصاص دهید حتی اگر این زمان تنها ده دقیقه باشد. ازاین اوقات برای توجه به ظاهرتان ویاآرامش بخشیدن به افکارتان باخواندن یک مجله استفاده کنید. اغلب خانم ها باکنار گذاشتن حتی زمانی کوتاه برای خودشان احساس گناه می کنند ولی نباید اینگونه باشید . به زودی درخواهیدیافت که اگربه خودتان نیزتوجه کنید علاقه وتوانایی بیشتری برای رسیدگی به امور دیگر افراد خانواده خواهید داشت . 

ازشرهرآنچه موجب می شودکه شما احساس فوق العاده بودن نکنیدخلاص شوید. به سراغ کمدتان رفته وهرچیزی راکه فکرمی کنید موجب می شودراجع به بدنتان تصورخوبی نداشته باشید بیرون بیندازید. به میزآرایشتان نگاهی بیندازید وتمام رنگ های مرده وبی روح را کنار بگذارید. اول سعی کنید روحی لطیف وزیبا داشته باشید اما بعد حتما به ظاهرخوداهمیت بدهید . 

اگرمی خواهید هرچه سریع ترجذاب وخوش چهره به نظربرسیدبه مراقبت ازپوست خودهم بپردازید. 

اما برای داشتن پوستی شفاف وباطراوت باید ازمحصولات بهداشتی استفاده کنیدکه مناسب پوست شماست. 

لازم نیست محصولات گران قیمت تهیه کنید . من دراینجا قصد دارم چند محصول کم هزینه به شما معرفی کنم که خیلی راحت می توانید برای زیبا ترشدن ونگهداری از پوستتان ازآنها استفاده کنید. 

به طور کلی سه نوع پوست وجود دارد: خشک و چرب وترکیبی 

پوست خشک: 

پوست خشک ظاهری خوب بامنافذی ریزدارد. کسانی که پوست خشک دارنداغلب درپوست خوداحساس کشیدگی می کنند وپوستشان برای چروک مستعداست.اگرپوست شماخشک است آن را ازعوامل آسیب زای آب وهوابه ویژه بادهای تند محافظت کنید. 

هیچ گاه پوست خودراباصابون پاک نکنید.برای پوست های خشک کافی است که هرروزصبح برای پاک کردن پربی های اضافی مقداری آب به روی چهره بپاشید. ازتونرهای حاوی الکل استفاده نکنید. بهترین تونربرای پوست خشک فرآورده های حاصل ازگیاه هاماملیس است(در داروخانه هاتهیه می شود) . اغلب برای مرطوب ساختن پوست ازیک مرطوب کننده ی غلیظ بهره بگیریدوشب هابرای پاک ساختن پوست وبرداشتن موادآرایشی ازروی چهره باپنبه ی مخصوص آرایش مقداری کلدکرم ملایم به روی پوست بمالید. 

پوست چرب : 

درپوست چرب منافذ پوست بزرگ وقابل مشاهده اند. بیشترین میزان چربی درمناطقی چون بینی وپیشانی وچانه متمرکزشده است. این نوع پوست مستعدلک وجوش های سرسیاه است . گرچه پاک کردن چربی های اضافی باموادپاک کننده ی قوی وخشن منطقی به نظرمی رسداما این کارچربی پوست رابیشترمی سازد. برای پوست چرب هیچ پاک کننده ای بهترازشیرخشک با آب نیست . این محلول دارای اسیدلاکتیک است.(پوست راشاداب ترمیکندوازبین نمی برد) آب انواع لیمونیزبهترین تونربرای پوست چرب می باشدو ph پوست رادرحدتعادل نگه می دارد. همواره برنامه ی مراقبت ازپوست خودرابایک مرطوب کننده ی بدون روغن به پایان ببرید. گرچه استفاده ازمرطوب کننده برای پوست چرب ضروری بنظر نمی رسد اما حتی اگرپوست بسیارچربی هم داریدبایدهمواره از مرطوب کننده های دورچشم استفاده کنید. بهتراست به جای کرم از ژل دورچشم بهره بگیرید. 

پوست ترکیبی : 

درچنین پوست هایی دونوع قبلی پوست درچهره دیده می شوند. 
اغلب نقاط چرب پوست به شکل طرحی شبیه به تی انگلیسی (پیشانی وبینی وچانه ) بررویچهره وجود دارندوباقی نقاط خشک هستند. اگردارای چنین پوستی هستیدبه خاطر داشته باشیدکه هیچ گاه برای پاک کردن چربی پوست خوداز موادبهداشتی قوی استفاده نکنیدومراقبت ازقسمتهای خشک پوست را ازنظر دورندارید. 
برای پاک ساختن پوست ازمحلول شیرخشک درآب استفاده کنید. آب لیمورابه عنوان تونربه روی پیشانی وبینی وچانه بمالیدودرمناطق خشک نیزازمرطوب کننده بهره بگیرید. 

واما برای رفع معایبی چون آکنه ولک های موجود درپوست ودرمان مشکلات پوستی می خواهم محصولات وراه های مفید وارزان قیمتی را دراختیارتان بگذارم که چون این موضوع طولانی شد به آن درقسمتی دیگر خواهم پرداخت . برای کسب این اطلاعات درهمین سایت به موضوع : (مشکلات پوستی خود راچگونه راحت تر درمان کنید) مراجعه کنید . 

ممنونم از اینکه وقت گذاشتید واین مطلب راخواندیدوامیدوارم مفید واقع شده باشد. لیلی


موضوعات مرتبط: دانستنی ها وموضوعات علمی

تاريخ : سه شنبه ششم تیر 1391 | 6:7 | نویسنده : ناشناس |

دختر ۲۲ساله‌ای که چاقو در استخوان گردنش فرو رفت ولی متوجه نشد و به کارش ادامه داد+عکس

[تصویر:  m94v55waqwz0p574g5ix.jpg]

پزشکان متخصص روسیه اعلام کردند که عکس عجیب زن جوانی که با چاقویی در پشت گردنش روی پاهایش ایستاده واقعی است و او واقعا هدف حمله قرار گرفته است.
جولیا پوپووا ۲۲ ساله در حال بازگشت از محل کارش بود که هدف حمله چند خلافکار قرار گرفت اما متوجه نشد که چاقوی آنها در گردنش فرو رفته و تنها چند سانتیمتر با نخاع او فاصله دارد.
او با وجود چاقوی عمیقی که در گردنش بود ۴۰ دقیقه تا منزلش پیاده روی کرد تا بالاخره همسایه‌های او متوجه این اتفاق نادر شدند.
عکس‌های متنشر شده از این زن که با دوربینی با کیفیت بسیار پایین گرفته شده خیلی زود در سراسر دنیا منتشر شد اما از آنجایی که این اتفاق غیر واقعی به نظر می‌رسید سبب هیاهوی بسیار شد که در نهایت پزشکان روس و متخصصانی که این زن را در بیمارستان مورد عمل جراحی قرار داده بودند اعلام کردند که این عکس واقعی است و او اکنون در حال مساعد به سر می‌برد. 

ظاهرا چاقوی فوق هیچ رگ اصلی را پاره نکرده و در استخوان گردن زن مجروح فرو رفته و تنها ناحیه آسیب دیده او همان استخوان است که مورد مداوا قرار گرفته است.


موضوعات مرتبط: خبر ها

تاريخ : سه شنبه ششم تیر 1391 | 6:5 | نویسنده : ناشناس |

[تصویر:  Travel-Moldova-car-hire.jpg]

بررسی جدیدترین فهرست نمرات منفی خودروهای سواری داخلی بیانگر کاهش نمره منفی و رشد کیفی بیشتر خودروهای سواری داخلی در اردیبهشت ماه است.

مقایسه جداول خلاصه میانگین نمره منفی خودروهای سواری داخلی در ماه‌های فروردین و اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ نشان می‌دهد که بیشتر خودروهای سواری داخلی روند کیفی رو به رشد داشته‌اند. البته نکته جالب آن است که تمام خودروهای سواری تولید داخل در بخش رنگ دارای نمره منفی هستند.

در جدیدترین جدول نمرات منفی خودروهای سواری داخلی، نمره منفی نیسان تیانا ژاپنی (مونتاژی پارس خودرو) در اردیبهشت ماه کاهش قابل توجه یافته و از ۴٫۳ به ۳٫۵ رسیده است و این به معنی رشد محسوس کیفی این خودرو در اردیبهشت‌ماه است. البته این خودرو در بخش‌های تزئینات داخلی و خارجی و رنگ نمره منفی داشته است.

پس از تیانا، مزدا۲ ژاپنی (مونتاژی گروه بهمن) کمترین نمره منفی را داشته است. نمره منفی این خودرو در ماه‌های فروردین و اردیبهشت در عدد ۱۵ ثابت مانده است. این خودرو تنها در بخش رنگ نمره منفی داشته است.

پس از این خودروها کمترین نمره منفی متعلق به نیسان ماکسیما ژاپنی (مونتاژی پارس خودرو) با عدد ۱۵٫۸ است که البته با کاهش نمره منفی و به عبارت دیگر بهبود کیفیت نسبت به ماه قبل روبرو بوده است. نمره منفی این خودرو در ماه فروردین ۱۷٫۵ بوده است. ضمن آن‌که این خودرو نیز در بخش‌های تزئینات داخلی و خارجی، بدنه و رنگ نمره منفی دارد.

سوزوکی گراند ویتارا ژاپنی (مونتاژی ایران‌خودرو) نیز پس از خودروهای یاد شده با کسب ۲۰ نمره منفی چهارمین خودرو داخلی باکیفیت‌ کشور در این رده‌بندی است که نمره منفی آن در دو ماه اخیر ثابت مانده است. این خودرو نیز در بخش‌های تزئینات داخلی و خارجی، بدنه و رنگ نمره منفی دارد.

پس از آن مگان فرانسوی (مونتاژی پارس خودرو) با کسب ۲۲٫۱ امتیاز منفی با افزایش کیفیت روبرو شده است. این خودرو در بخش‌های ترمز، تزئینات داخلی و خارجی، صداهای غیر عادی، بدنه و رنگ نیز نمره منفی دارد. نمره منفی پنجمین خودرو باکیفیت داخلی در فروردین ماه عدد ۲۲٫۵ بوده است.

اما نمره منفی تندر ۹۰ پارس خودرو (محصول مشترک ایران و فرانسه) در اردیبهشت ماه نسبت به فروردین کاهش یافته (افزایش کیفیت) و از ۲۳٫۳ به ۲۲٫۱ رسیده است. این خودرو در بخش‌های موتور و انتقال قدرت، تزیینات داخلی و خارجی، صداهای غیر عادی، بدنه و رنگ نمره منفی دارد و در جایگاه ششم نشسته است.

نمره منفی تندر ۹۰ ایران خودرو نیز مانند همتای پارس خودرویی خود با کاهش روبرو شده (افزایش کیفیت) و از ۲۳ به ۲۲٫۴ رسیده است. این خودرو در بخش‌های ترمز، تجهیزات الکتریکی، تزیینات داخلی و خارجی، صداهای غیر عادی، بدنه و رنگ حائز نمره منفی شده است.

اما نمره منفی هشتمین خودرو با کیفیت داخلی یعنی پژو ۲۰۶ SD فرانسوی (مونتاژی ایران خودرو) در دو ماه اخیر ثابت مانده و در عدد ۲۳ جا خوش کرده است. این خودرو در بخش‌های موتور و انتقال قدرت، تزئینات داخلی و خارجی، صداهای غیر عادی، بدنه و رنگ دارای نمره منفی است.

در اردیبهشت ماه امسال هیوندایی آوانته کره‌یی (مونتاژی خودروسازی راین) نیز با کاهش نمره منفی (افزایش کیفیت) روبرو شده و از ۲۴٫۴ به ۲۳٫۵ رسیده است. نهمین خودرو باکیفیت داخلی نیز در بخش‌های فنربندی، تعلیق و فرمان، تجهیزات الکتریکی، تزئینات داخلی و خارجی، بدنه و رنگ دارای نمره منفی بوده است. البته این خودرو در حال حاضر تولید نمی‌شود و قرار است یک محصول جدید چینی به نام وولیکس جایگزین آن شود.

نمره منفی پژو ۲۰۶ اما با افزایش روبرو شده (کاهش کیفیت) و از ۲۳٫۶ در فروردین ماه به ۲۴٫۱ رسیده است. ضمن آن‌که این خودرو در بخش‌های فنربندی، تعلیق و فرمان، موتور و انتقال قدرت، تجهیزات الکتریکی، تزئینات داخلی و خارجی، صداهای غیر عادی، بدنه و رنگ دارای نمره منفی است. پژو ۲۰۶ در اردیبهشت ماه دهمین خودرو کیفی داخلی بوده است.

در میانه‌های جدول نمره منفی MVM530 چینی (مونتاژی مدیران خودرو) در اردیبهشت ماه کاهش یافته (افزایش کیفیت) و از ۶۱٫۳ به ۶۰ رسیده است. ضمن آن‌که این خودرو در تمام بخش‌ها به جز نفوذ آب حائز نمره منفی بوده است و در نهایت در رتبه ۱۱ قرار گرفت.

سمند ایرانی (تولید ایران‌خودرو) نیز در اردیبهشت ماه به عنوان دوازدهمین خودرو باکیفیت داخلی با کاهش نمره منفی (افزایش کیفیت) روبرو شده و از ۶۵٫۶ به ۶۳٫۸ رسیده است. این خودرو نیز به جز ترمز و نفوذ آب دارای نمره منفی است.

در پژو پارس خراسان نیز نمره منفی این خودرو فرانسوی در دو ماه اخیر در عدد ۶۴٫۷ ثابت مانده است. ضمن آن‌که سیزدهمین خودرو باکیفیت داخلی به جز نفوذ آب در بقیه بخش‌ها دارای نمره منفی است.

همچنین نمره منفی پژو ۴۰۵ خراسان در اردیبهشت ماه کاهش یافته و از ۶۶٫۹ به ۶۵٫۹ رسیده که نشان دهنده رشد کیفی این خودروست. چهاردهمین خودرو باکیفیت‌ داخلی نیز مانند پژو پارس خراسان در تمام بخش‌ها به جز نفوذ آب دارای نمره منفی است.

پژو ۴۰۵ فرانسوی نیز به عنوان پانزدهمین خودرو کیفی داخلی در اردیبهشت ماه با کاهش نمره منفی (افزایش کیفیت) روبرو شده و از ۶۷٫۱ به ۶۶٫۶ رسیده است. این خودرو در تمام بخش‌ها دارای نمره منفی است.

خودرو چینی MVMX33 یا همان تیگو (مونتاژی مدیران خودرو) نیز به عنوان شانزدهمین خودرو باکیفیت داخلی شاهد کاهش نمره منفی (افزایش کیفیت) روبرو بوده و از ۷۰ به ۶۷ رسیده است. ضمن آن‌که این خودرو در تمام بخش‌ها به جز صداهای غیر عادی دارای نمره منفی است.

نمره منفی خودرو چینی لیفان ۶۲۰ (مونتاژی کرمان خودرو) نیز در اردیبهشت ماه کاهش یافته (افزایش کیفیت) و از ۷۰ به ۶۹٫۶ رسیده است. ضمن آن‌که این خودرو در تمام بخش‌ها به جز نفوذ آب دارای نمره منفی است.

در خودرو ایرانی تیبا (تولیدی سایپا) نیز اگرچه وضعیت آن در بررسی فروردین ماه شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران قید نشده، اما نمره منفی آن در اردیبهشت ماه در مقایسه با اسفند پارسال کاهش یافته (افزایش کیفیت) و به ۷۵٫۵ رسیده است. البته این خودرو در تمام بخش‌ها به جز نفوذ آب دارای نمره منفی است. تیبا در جایگاه هجدهم این فهرست قرار دارد.

در بخش زیرین این جدول نیز نمره منفی چری ویانا چینی (مونتاژی سناباد خودرو توس) در اردیبهشت ماه با کاهش قابل ملاحظه‌ای (افزایش کیفیت) همراه بوده و از ۱۰۲٫۵ به ۹۷٫۵ رسیده است. ضمن آن‌که این خودرو در بخش‌های ترمز، تزیینات داخلی و خارجی، بدنه و رنگ دارای نمره است. چری ویانا موفق به کسب رتبه ۱۹ شده است.

در خودرو چینی MVM110 (مونتاژی مدیران خودرو) نیز شاهد رشد نمره منفی (کاهش کیفیت) این خودرو هستیم؛ به طوری که نمره منفی آن از ۹۸٫۸ در فروردین ماه به ۱۰۰ در اردیبهشت ماه رسیده است. ضمن آن‌که این خودرو در تمام بخش‌ها به جز نفوذ آب دارای نمره منفی بوده و رتبه ۲۰ را به خود اختصاص داد.

در محصولات گروه ایکس ۱۰۰ شامل سایپا ۱۳۱، سایپا۱۳۲ و سایپا ۱۳۱ پارس خودرو نیز شاهد کاهش نمره منفی (افزایش کیفیت) در اردیبهشت ماه هستیم. البته این خودروها در تمام بخش‌ها دارای نمره منفی هستند.


موضوعات مرتبط: خبر ها

تاريخ : سه شنبه ششم تیر 1391 | 6:3 | نویسنده : ناشناس |
یه گوشه ی دنج میخوام

یه گوشه ی دنج مثل...
مثل کجا؟
مثل صندوقخونه ی خونه ی مامان بزرگم؟
مثل یه کلبه توی یه جنگل؟
مثل یه جاده ی تاریک و ساکت؟
مثـــــــــــل چی؟
بذار فکر کنم


آهان یادم افتاد مثل خونه ی دکتر ارنست
همون کلبه ی بالای درخت...
آره جای خوبیه واسم
اون بالا ساکت و بی سر و صدا 
من باشم و یه ورق کاغذ و گذشته و آینده
من باشم و ...

به به بی هوا صدای همدم معین پیچید تو خونه
میخوام برم 
میخوام برم جایی که دست هیچ احد الناسی بهم نرسه( کاش مادر نبودم)
صدای هیچ بنی بشری تو گوشم نپیچه
میخوام برم یه جا که مجبور نشم به گیجگام فشار بیارم تا خودم و بکشونم



خدا تموم شدم...
همه ی اون شوق و ذوقا یهو رفت از دلم
همه چی پرکشید
فکر کنم دوباره بیفتم...


مثل باد سرد پاییز
غم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید
که چه آفتی به من زد...

ای پر از عاطفه در قحط محبت با من
کاش میشد بگشایی سر صحبت با من

هیچ کس نیست که تقسیم شود در اینجا
درد تنهایی و بی برگی و غربت با من

از خروشانی امواج نگاهت دیریست
باد نگشوده لبش را به حکایت با من

خواستم پر بزنم با تو به معراج خیال
آسمان دور شد از روی حسادت با من

بعد از این شور غزل های شکوفا با تو
بعد از این مرثیه و غربت وحسرت با من....
________________________________

خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري


لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري


آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري


با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري


صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده
خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري


عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي
پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري


رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:
شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري


عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري


روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث
در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري
__________________________________                                                                          من یاد گرفته ام .
دوست داشتن دلیل نمی خواهد …
ولی نمی دانم چرا …
خیلی ها …
و حتی خیلی های دیگر …
می گویند :
این روز ها …
دوست داشتن
دلیل می خواهد … 
و پشت یک سلام و لبخندی ساده …
دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده …
دنبال گودالی از تعفن می گردند …
..................................................................
دیشب …
که بغض کرده بودم …
باز هم به خودم قول دادم …
من سلام می گویم …
و لبخند می زنم …
و قسم می خورم …
و می دانم …
عشق همین است …
به همین ساده گی …
____________________



موضوعات مرتبط: شعروآهنگ

تاريخ : سه شنبه ششم تیر 1391 | 5:59 | نویسنده : ناشناس |

جاناتان ( Jonathan ) نام لاک‌‏پشتی ست ۱۷۹ ساله در جزیره سینت هلینا ( Saint Helena ) که متعلق به بریتانیا می باشد.

[تصویر:  0.763801001320263026_irannaz_com.jpg]

به گزارش ایران ناز این لاک‌پشت زاده ۱۸۳۲ می باشد که در سال ۱۸۸۲ در سن ۵۰ سالگی از جزیره سیشل ( Seychelles ) به عنوان هدیه همراه با ۳ لاک‌پشت دیگر به جزیره سینت هلینا آورده شد.

وی در سال ۱۹۳۰ توسط فرماندار سر اسپنسر دیویس ( Sir Spencer Davis ) نام گذاری شد و ادامه زندگی خود را در خانه و مزرعه فرمانداری این جزیره گذرانده است.

در سال ۲۰۰۸ روزنامه تلگراف در مقاله ای که در سایتش منتشر کرد ادعا کرد عکسی سیاه و سفید که در سال ۱۹۰۰ از یک لاک‏‏‌پشت در کنار یک زندانی جنگ بوئر ( Boer War ) گرفته شده است جاناتان می باشد که در آن موقع ۷۰ سال داشته است..

[تصویر:  0.885174001320263026_irannaz_com.jpg]

جاناتان در طول عمر خود ۸ پادشاه بریتانیایی ، از جورج پنجم ( George IV ) تا ملکه الیزابت دوم ( Elizabeth II ) و همچنین ۵۰ نخست وزیر را پشت سر گذاشته است.

و پس از گذشت سال ها هنوز سالم و سر حال می باشد و همراه با پنج لاک‌پشت دیگر به نام های دیوید ، اسپیدی ، اما ، فردریکا و میرتل ( David, Speedy, Emma, Fredrikca and Myrtle ) در مزرعه رسمی فرمانداری جزیره سینت هلینا زندگی می کند. این لاک پشت بسیار بزرگ پیرترین جانور زنده جهان می باشد.


موضوعات مرتبط: دانستنی ها وموضوعات علمی

تاريخ : سه شنبه ششم تیر 1391 | 5:48 | نویسنده : ناشناس |

استیسی دختر ۱۵ ساله ساکن لندن انگلستان است که با یک مشکل خاص و ویژه در زندگی خود مواجه شده، این مشکل ویژه در خوابیدن این نوجوان ریشه دارد.

به گزارش تکناز به نقل از باشگاه خبرنگاران : به گفته محققان و پزشکانی که بر روی خواب این دختر تحقیق کرده اند، وی یکی از ۱۰۰ مورد کشف شده در جهان است که از یک عارضه ژنتیکی نادر رنج می برد و ممکن است سلامتی و حتی جان خود را به خاطر این مشکل در خطر جدی ببیند.

[تصویر:  0.085702001340354777_taknaz_ir.jpg]

نام این عارضه نادر در جهان پزشکی، «کلین لوین سیندروم» نام دارد که اکنون نمونه آن در بدن استیسی پیدا شده و به همین خاطر او باید دائما تحت مراقبت والدین و پزشکان باشد.این دختر نوجوان اهل لندن اکنون در طول یک سال چندین ماه در حالت خواب قرار دارد و برای ۳ یا ۴ ماه کاملا بیدار است و نمی توان درمانی برای این مشکل پیدا کرد. والدین این دختر به علت این مشکل، اکنون در وضعیت نامناسب روحی به سر می برند و مهمترین غصه آنها، حالت نزدیک به مرگ دختر ۱۵ ساله آنها در حدود نیمی از سال است.


موضوعات مرتبط: خبر ها

تاريخ : سه شنبه ششم تیر 1391 | 5:46 | نویسنده : ناشناس |


موضوعات مرتبط: تصاویر خوانندگان

تاريخ : سه شنبه ششم تیر 1391 | 5:42 | نویسنده : ناشناس |


موضوعات مرتبط: تصاویر جالب ودیدنی

تاريخ : سه شنبه ششم تیر 1391 | 5:21 | نویسنده : ناشناس |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.