بنیامین بهادری هستم .در محله ی جیحون تهران به دنیا آمدم و بزرگ شدم . اما در حال حاضر ساکن


سعادت آبادم . تاریخ تولدم ۱۸ /۶ /۱۳۶۱ است . مجردم و فعلا قصد ازدواج ندارم . دانشجوی رشته ادبیات


دانشگاه آزاد رودهن هستم . پدرم صدای خوبی دارد . گرچه هیچ وقت نخواند . ۳ برادر و یک خواهر دارم


و فرزند آخر خانواده محسوب میشوم . (ذدر بیمارستان بابک واقع در خیابان کارون تهران مکانی که این


نوزاد به دنیا آمد . )


مخاطبان : تمام رده های سنی کار مارا گوش میکنند و آن را پسندیده اند . مثلا بچه ی خواهرم که ۶


سال دارد عاشق قطعه ی آدم آهنی است . بچه های دیگری را هم دیده ام که با سایر قطعات ارتباط


برقرار کرده اند


خوش خواب است و می گوید به قول پدرش تا لنگ ظهر میخوابد .


اهل دستکاری کردن توی گوشی موبایل و اس ام اس باز .


نوشیدنی آب پرتقال رو دوست دارد و از میهمانان خود با آب پرتقال پذیرایی می کند .


مشکلات و رازهایش را تنها با مادرش در میان می گذارد .


از مزاحمین تلفنی اش به شدت کلافه شده است .


والنتاین رو دوست دارد چون می گوید آن روز بوی عشق میدهد .


از عدد ۹ خوشش می آید چون ۹ آهنگی که او تهیه کرده باعث موفقیتش شده .


از بین آهنگخایش از آهنگ میرمو میمرمو آسوده میشم از عشق بیشتر خوشش میاد .


پدر و مادرش از ولخرجی های او خسته شده اند .


بنیامین اکنون ۱۸۷ سانتی متر قد و ۸۱ کیلو وزن دارد .


او از نوجوانی در بین بچه های محل به خوش پوش معروف بود .


سینما زیاد نمی ره و تلویزیون هم کمتر نگاه میکنه .


بر خلاف دیگر جوانان که عشق ماشین دارند او هیچ علاقه ای به خودرو ندارد . به سوار شدن در آژانس


تاکسی و حتی اتوبوس های شرکت واحد علاقمند است و از بودن در آن لذت می برد .


از نور زیاد خوشش نمی آید سعی میکند در مکانی که بسر میبرد نورش کم باشد .


از سرعت خودرو وحشت دارد و اگر راننده کمی پایش روی گاز برود سریع میگوید کمی یواشتر .


تکیه کلامش : اینه !