فراموش شدن



مــــــــــــن...
این روزها...
صدای ثانیه ثانیه...
فراموش شدنم را میشنوم...!

تصاویربامتن تنهایی وجدایی وعاشقانه



تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

ادامه نوشته

آدم ها

خیالت

خیالت را 
با خود نبردی
و من 
اینجا
آرزوهایم را برایت
گریه میکنم

دلم

دلم
بهاری بود
پاییز ، امانم نداد
اکنون
منتظر ِ زمستانم

محرم اسرار

به فرهاد دلت
تکیه کن
بیستون هم عاقبت
زانو می زند

دلتنگم

این روزها
دوستی های "خنجری شکل"
صداقت ها را
زخم باران می کنند
حتی 
به گمانـــــم
آیینه ها
از دیدن این همه دروغ
بغض کرده اند

خشبختی

 

باتو

امید

گفتم خدایا

احساس

چهره های خندان

گناه من
اشک های نریخته بود
و بیدادهای نگفته

طناب دنیا سکوتم را بغضی ساخت
تا ظاهر لبخندش
همه را فریب دهـــــد
حتی
خودم را

این روزها...

تنفسم اجباریست
روی هر نفسی که می کشم
دردی میان دنده هایم باد می کند
دیگر خواب هایم به رنگ خودم نیستند این روزها
حوصله از سر حوصله ام رفته است 
نگاره: ‏ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺑﺎ ﻧﻮﺭﯼ ﺿﻌﯿﻒ،ﻟﺮﺯﺷﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﺨﺘﻢ
ﭼـــــــــــﺸــﻢ ﻫــﺎﯾــﻢ ﺭﺍ ﻣــﯿـــﻤــﺎﻟــﻢ
1new massage
ﻗﻠﺒﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺗﭙﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻟﻮﺩ ﺷﻮﺩ!!
ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﺎﺵ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ ...
ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻢ !ﭼﻪ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﻣﺤﺎﻟﯽ ...
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﯼ‏

درمان مطلب

عکس

هیچکس باهیچکس فرقی نداره

عکس

سهراب قایقت جادارد؟

آری ...تو راست میگویی آسمان مال من است
پنجره ‌‌...

فکر ...
هوا ...
عشق ...
زمین...
مال من است!
اما سهراب تو قضاوت کن بر دل سنگ زمین جای من است؟
من نمی دانم که چرا این مردم دانه های دلشان پیدا نیست...
صبرکن سهراب!
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی داغ زمین بیز
.ارم..

نگاره: ‏خدایـــــــــــا.. این بند ِ دل آدم کجاست ،

کـــه گـــاهـــی ؛

بـــا یـــه اسم..

یـــه لبخند..

یــــا حتی یـــــه لایک !

پـــــاره میشه ...!؟‏

بــرای تــو .. بــرای چشمــهایت ..

بــرای مـن .. بــرای دردهایــم ..

بــرای مــا .. بــرای ایـن هـمه تنهایــی ..

ای کـاش خــــدا کـاری کنـد .. .

موهای تو

موهای تو خلق نشده
برای پوشانده شدن
یا برای باز شدن در باد
یا جلب نظر
یا برای به دنبال کشیدن نگاه
موهای تو
خلق شده برای من
که بنشینم
شانه اش کنم
و نوازشش کنم...و دیوانه شوی...
وقتی خدا میخواست موهایت را بسازد چه حال خوشی داشت
چه حوصله ای
این موها
دانه دانه اش
نوازش دستهای مرا میخواهد....
نگاره: ‏موهای تو خلق نشده
برای پوشانده شدن
یا برای باز شدن در باد
یا جلب نظر
یا برای به دنبال کشیدن نگاه
موهای تو
خلق شده برای من
که بنشینم
شانه اش کنم
و نوازشش کنم...و دیوانه شوی...
وقتی خدا میخواست موهایت را بسازد چه حال خوشی داشت
چه حوصله ای
این موها
دانه دانه اش
نوازش دستهای مرا میخواهد....
H‏

مبارای برف...

الا ای برف !
چه می باری بر این دنیای ناپاکی؟
بر این دنیا که هر جایش
رد پا از خبیثی است
مبار ای برف !
تو روح آسمان همراه خود داری
توپیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی ها
تو که فصل سپیدی را سرآغازی
مبار ای برف
الا ای برف !
چه می باری بر این دنیای ناپاکی؟
بر این دنیا که هر جایش
رد پا از خبیثی است
مبار ای برف !
تو روح آسمان همراه خود داری
توپیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی ها
تو که فصل سپیدی را سرآغازی
مبار ای برف

باران

برهنه که باشی
زود میفهمی
باران آنقدرها هم
مهربان نیست
که دلت به مراعاتش خوش باشد

درمی یابی
اگر
سر بزنگاه خوشبختی
به دنیا نیایی
فصلهای خدا هم
برای تو
پر از شقاوتند

برهنه که باشی
زود میفهمی
باران آنقدرها هم
مهربان نیست
که دلت به مراعاتش خوش باشد

درمی یابی
اگر
سر بزنگاه خوشبختی
به دنیا نیایی
فصلهای خدا هم
برای تو
پر از شقاوتند

بانو

نگاره: ‏واژه

خاطره

عکس

ریسمان پاره

ریسمان پاره را می توان دوباره گره زد
دوباره دوام می آورد
اما هر چه باشد ریسمان پاره ای است
شاید ما دوباره همدیگر را دیدار کنیم
اما در آنجا که ترکم کردی
هرگز دوباره مرا نخواهی یافت...

برتولت برشت
نگاره: ‏نبودن هایی هست که هیچ بودنی

جبرانشان نمیکند...!

غم هایی هست که هیچ شادی

نابودشان نمیکند...!

رفتن هایی هست که هیچ آمدنی

جبرانشان نمیکند...!

(اویی) هست که دیگر هیچکس برای تو او نمیشود

حتی خودش

و درست همینجاست که

همه کار میکنی جز زندگی...

======ஜ۩۞۩ஜ======
فریبا‏

دانه های دل

کاش آدم ها هم دانه های دلشان پیدابود...!!! 

 

نگاره: ‏کاش آدم ها هم دانه های دلشان پیدابود... !‏

تنهابدون من

عکس

خنده ی مصنوعی

عکس

درد

دردراقورت می دهم همراه دودهای سیگار...!  


نگاره: ‏درد را قورت میدهم
همراه دودهای سیگار . . . !‏

زخم

امروز برف زیادی آمده

همه جا روبرف گرفته توی خیابون پشت چراغ قرمز ایستاده بودم که

پسرکی باچشمان معصوم ودستانی کوچک به طرفم آمد

به شیشه ی پنجره کوبیدوگفت:


چسب زخم نمی خواهید؟

آهی کشیدم وگفتم :

تمام چسب زخم هایت راهم که بخرم نه زخم های توخوب می شودنه من...!!!


نگاره: ‏خیلی از بچه های سرزمینمون الان در چنین وضعیتی هستن..

فقر در ایران‏

شیخ وفاحشه

نگاره: ‏======ஜ۩۞۩ஜ======
فریبا‏