امروز برف زیادی آمده

همه جا روبرف گرفته توی خیابون پشت چراغ قرمز ایستاده بودم که

پسرکی باچشمان معصوم ودستانی کوچک به طرفم آمد

به شیشه ی پنجره کوبیدوگفت:


چسب زخم نمی خواهید؟

آهی کشیدم وگفتم :

تمام چسب زخم هایت راهم که بخرم نه زخم های توخوب می شودنه من...!!!


نگاره: ‏خیلی از بچه های سرزمینمون الان در چنین وضعیتی هستن..

فقر در ایران‏